تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۵۹
 

رعایت عدل و احسان، اساسی‌ترین دعوت قرآن در رعایت اصول اخلاقی است

Share/Save/Bookmark
 
حجت الاسلام نصیری با تاکید براینکه قاعده رفتاری در آیات مختلف قرآن آمده است گفت: اساسی‌ترین دعوت قرآن در رعایت اصول اخلاقی در رفتار اجتماعی را باید رعایت عدل و احسان دانست.
پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی:حجت الاسلام والمسلمین علی نصیری، رئیس مؤسسه معارف وحی و خرد در مورد رفتار و شرایط و زمینه های تربیت گفت: از جمله آموزه ‏های اخلاقی قرآن، تقسیم‏ بندی سه ‏گانه رفتارهای آدمیان به رفتار محسنانه، عادلانه و ظالمانه از یک سو و تأکید بر پرهیز از رفتار ظالمانه و گزینش رفتار محسنانه است. قرآن در جایی پس از اعلام میراث دهی علم کتاب به بندگان برگزیده، آدمیان را به سه دسته این چنین تقسیم کرده است: «فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَیرَاتِ: پس برخی از آنان بر خود ستمکارند و برخی از ایشان میانه رو و برخی از آنان در کارهای نیک به فرمان خدا پیشگامند.» چنان که در سوره صافات اعلام کرد که شماری از فرزندان یعقوب و اسحاق، محسن و شماری ستمکاراند: «وَمِنْ ذُرِّیتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبِینٌ: و از نسل آن دو برخی نیکوکار و ‏‏برخی آشکارا به خود ستمکار بودند.»
وی افزود: در این آیه از دو دسته یاد شده که عبارتند از: ۱. محسن؛ ۲. ستمکار. به نظر می‏رسد مقصود از محسن همان «سابق بالخیرات» است که در آیه پیشین از آنها یاد شده است. تقسیم مردم به سه دسته: ستمکار، میانه‎‏رو و پیشی‏گیرنده به خیرات بدان معناست که برای آنان سه گونه رفتار قابل تصور است: ۱. رفتار ستمکارانه؛ ۲. رفتار عادلانه؛ ۳. رفتار محسنانه. بر اساس تقسیم سه گانه مردم و در پی آن تقسیم سه گانه رفتارها، از نگاه قرآن مردم در قیامت به سه دسته تقسیم می‏شوند: ۱. اصحاب مشئمه که همان ستمکاران‏اند؛ ۲. اصحاب میمنه که همان اصحاب مقتصد و میانه‏رو هستند؛ ۳. سابقان که همان محسنان و پیشی‏گیران به انجام امور خیراند.
نصیری با اشاره به اینکه این دسته بندی به روشنی در سوره واقعه انعکاس یافته است، تصریح کرد: «وَکنتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً فَأَصْحَابُ الْمَیمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَیمَنَةِ وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُوْلَئِک الْمُقَرَّبُونَ؛ و شما سه دسته شوید: یاران دست راست، کدامند یاران دست راست؟ و یاران چپ؛ کدامند یاران چپ؟ و سبقت گیرندگان مقدمند؛ آنانند همان مقربان ‏[‏خدا‏]‏». حال که دانسته شد رفتارها به سه دسته: ظالمانه، عادلانه و محسنانه تقسیم می‏گردد. باید دانست بر همین اساس، خداوند در قرآن از همه مردم خواسته که از این بین، یکی از دو رفتار عادلانه یا محسنانه را برگزینند؛ به عبارت روشن‏تر، قرآن هماره از انتخاب رفتار ظالمانه برحذر داشته و از همگان خواسته که در گام نخست، رفتار عادلانه و در گامی برتر و بهتر، رفتار محسنانه را خط‏مشی زندگی خود قرار دهند.
رئیس مؤسسه معارف وحی و خرد  با تأکید بر اینکه این قاعده رفتاری در آیه ذیل به خوبی مورد تاکید قرار گرفته است: «إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ: در حقیقت، خدا به دادگری و نیکوکاری فرمان می دهد.»، گفت: بر این اساس، اساسی‌ترین دعوت قرآن در رعایت اصول اخلاقی در رفتار اجتماعی را باید رعایت عدل و احسان دانست. بر اساس عدل بر انسان لازم است به هیچ کس ستم روا ندارد و وظایف و تکالیف خود نسبت به دیگران را بدون کم و کاستی انجام رساند و بر اساس احسان از او خواسته شده نه به عنوان وظیفه بلکه به عنوان رفتاری کریمانه، خود پیشگام در خوبی‌ها شود و از خطا و لغزش های دیگران درگذرد. بر اساس این قانون بسیاری از فضیلت‌ها و رذیلت‌های اخلاق اجتماعی تفسیر می‌شود. 
وی تأکید کرد: پرهیز از دورنگی ، دو زبانی، آزار دیگران با دست یا زبان اجتناب از غیبت، تجسس، سوءظن، لقب زشت دادن،‌ اجتناب ازدروغ، مکر و حیله. غشّ در معامله، کم‌فروشی و .. از مظاهر رفتارهای عادلانه است و پاسخ نیک به رفتار بد دیگران دادن، فروبردن خشم و عفو و گذشت از لغزش دیگران، حلم و خویشتن داری در برخورد با رفتارها و درشتخویی‌های اشخاص، مهربانی‌کردن، برقرارکردن پیوند در برابر قطع آن ازسوی خانواده یا دوستان و ... از رفتارهای محسنانه است.
نصیری در مورد روشهای تربیتی در قرآن گفت: از جمله اموری که در رشد و تعالی اخلاقی و معنوی تأثیر بسیار می‌گذارد، سحرخیزی است. مراد از سحرخیزی بیداری در پاسی از شب تا پیش از طلوع فجر و استمرار آن تا طلوع خورشید است که از آن به «بین‌الطلوعین» یاد می‌شود. بدون تردید خواب را باید از جمله نعمت‌های بی‌کران خداوند و در عین حال از اسرار هستی دانست که با کمک آن، انسان دست از کار و تلاش روزانه می‌کشد و قوای جسمی و روحی که تحلیل رفته و دچار خستگی شده، تجدید می‌شود و آماده شروع روزی دیگر و کاری دیگر می‌گردد. به رغم باور به این حقیقت، در آموزه‌های وحیانی از کثرت خواب و به طور کلی از خواب‌زدگی و خواب‌آلودگی نکوهش شده و در برابر، از مؤمنان خواسته شده است تا بخشی از شب را بیدار باشند و به عبادت، راز و نیاز با خداوند بپردازند.
وی افزود: دعوت به عبادت در شب و سحر خیزی در آیات ذیل به صورت آشکاری مورد تأکید قرار گرفته است: «أَقِمْ الصَّلَاةَ لِدُلُوک الشَّمْسِ إِلَی غَسَقِ اللَّیلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کانَ مَشْهُودًا وَمِنْ اللَّیلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَک عَسَی أَنْ یبْعَثَک رَبُّک مَقَامًا مَحْمُودًا:  نماز را از زوال آفتاب تا نهایت تاریکی شب برپادار، و ‏‏‏‏[نیز] نماز صبح را، زیرا نماز صبح همواره ‏‏[مقرون با]‏‏ حضور‏‏ [‏‏فرشتگان] است و پاسی از شب را زنده بدار، تا برای تو ‏‏‏‏[به منزله] نافله‌ای باشد، امید که پروردگارت تو را به مقامی ستوده برساند.»
استاد دانشگاه علم و صنعت تصریح کرد: بر اساس آن چه در روایات آمده، مراد از مشهود بودن نماز صبح آن است که این عبادت در زمان جابجایی فرشتگان مأمور در شب و روز انجام می‌گیرد و در حقیقت توسط دو دسته از فرشتگان ثبت و ضبط می‌شود. آنگاه شب زنده‌داری و عبادت در شب مورد توجه قرار گرفته و به عنوان عملی «نافله»؛ یعنی افزون که در روز قیامت به کار انسان می‌آید، از آن یاد شده است و مهم‌تر آن که عبادت شب و تهجد، زمینه‌ساز نیل به مقام محمود دانسته شده است.
این محقق و نویسنده کشورمان اظهارداشت: از سویی دیگر، در آموزه‌های دینی افزون بر توصیه به سحر خیزی و شب زنده‌داری، از خوابیدن پس از طلوع فجر و پیش از طلوع آفتاب نیز نکوهش شده و برای آن آثار زیان‌بار مادی و معنوی ذکر شده است. به عنوان نمونه صالح بن ابی‌حمزه می‌گوید: نزد امام سجاد(ع) بودم در حالی که تعدادی گنجشک بر روی دیوار و در برابر ایشان آواز می‌خواندند. امام فرمود: ای ابوحمزه می‌دانی آنان چه می‌گویند؟ حرف آنان این است که اینک زمان قوت و روزی ما فرا رسیده است. ای ابوحمزه! پیش از طلوع آفتاب نخواب که من این کار را برای تو ناپسند می‌دانم؛ زیرا خداوند در این زمان روزی بندگان را که بر دست ما جاری می‌شود، تقسیم می‌کند.
وی افزود: به استناد روایتی از حضرت امیر(ع) خواب بین‌الطلوعین از جمله مواردی برشمرده شده که باعث فقر می‌شود. امام صادق(ع) خواب صبحگاهان را شوم، باعث طرد روزی و زرد و بی‌رنگ شدن رنگ چهره دانسته است. امام صادق(ع) در جایی دیگر فرمود: خداوند منّ و سلوی را ما بین طلوع فجر و طلوع خورشید بر بنی‌اسرائیل نازل می‌کرد. پس هر کس در این زمان بخوابد، روزی او فرود نخواهد آمد و هنگامی که از خواب برمی‌خیزد، روزی خود را نخواهد دید و به نیازخواهی و طلب کردن محتاج خواهد شد.
حجت الاسلام نصیری در ادامه سخنانش گفت: یکی از مباحث مهم در عرصه اخلاق که می‌توان آن را سنگ بنای عموم مباحث اخلاقی دانست، معرفت نفس است. این بحث از دیرینه زیادی برخوردار است. از جمله کسانی که بر معرفت نفس و اهمیت آن پای فشرده، سقراط (۴۶۹ ـ ۳۹۹ ق م) است. وی معتقد بود که آپولو؛ خدایی که مرکز پرستش او معبد دلفی بود، او را بدان دعوت کرده است. شعار و اندرزی که روی دیوار این معبد حکّ شده، این بود: «خود را بشناس» و این را سقراط به عنوان اساس مطالعه و تحقیق فلسفیِ خود قبول و اقتباس کرده بود.
وی افزود: سقراط فلسفه را معرفت انسان نسبت به خود دانسته است: «الفلسفة معرفة الانسان نفسه.» مقصود از معرفت نفس شناخت اسرار خلقت که از سوی خداوند در او به ودیعت گذاشته شده است، شناخت استعدادها و توانمندی‌های معنوی و علمی، اهتمام داشتن به نیازها و اقتضائات نفس، کوشش برای تعالی و اخلاقی نفس و سعادتمند ساختن خود و در یک معنا غافل نشدن از خویشتن خویش است. معرفت نفس را باید نخستین گام در سیر و سلوک اخلاقی دانست؛ زیرا شرط آغازین و اصلی سلوک اخلاقی و معنوی آن است که حقیقت نفس و وضعیت کنونی آن مورد بازشناسی قرار گیرد تا در مرحله بعد با مقایسه وضعیت موجود با وضعیت مطلوب، میل به سلوک و حرکت در شخص ایجاد شود.
رئیس مؤسسه معارف وحی و خرد تصریح کرد: تا زمانی که انسان دچار غفلت از خود است، هیچ گاه متوجه کاستی‌ها و ضعف‌های نفسانی خود نشده و تلاشی برای اصلاح خود انجام نمی‌دهد و با چنین غفلتی زمینه‌ای برای رشد و تعالی روحی و اخلاقی و التزام به مسئولیت‌های بندگی و اجتماعی فراهم نمی‌گردد؛ زیرا وقتی کسی از خود که محبوب‌ترین چیزها در مقایسه با همه هستی است، غفلت بورزد و به سود و زیان آن نیاندیشد، توفیق توجه به خداوند یا توجه به بندگان او را هرگز پیدا نخواهد کرد.
نصیری تصریح کرد: راز آن که خداوند آدمیان را از خطر فراموش کردن خود هشدار داده، همین نکته است. آن جا که فرموده است: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکمْ لِمَا یحْییکمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یحُولُ بَینَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَیهِ تُحْشَرُونَ: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چون خدا و پیامبر، شما را به چیزی فرا خواندند که به شما حیات می‌بخشد، آنان را اجابت کنید، و بدانید که خدا میان آدمی و دلش حایل می‌گردد، و هم در نزد او محشور خواهید شد.» بر اساس این آیه، کسانی که دعوت خداوند و رسول اکرم(ص) را که به هدف احیاء معنوی آنان انجام می‌گیرد، اجابت نکنند، دچار عقوبت «حیلولت» می‌شوند؛ یعنی خداوند میان آنان و قلبشان حائل می‌شود. نتیجه این حائل شدن آن است که انسان خود را فراموش می‌کند؛ چنان که قرآن در جایی دیگر هشدار داده که خداوند را از یاد نبرید که نتیجه آن از خاطر بردن یاد نفس است: «وَلَا تَکونُوا کالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُوْلَئِک هُمْ الْفَاسِقُونَ: و چون کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند و او [‏‏نیز]‏‏ آنان را دچار خودفراموشی کرد؛ آنان همان نافرمانانند.»
حجت الاسلام نصیری در پایان سخنانش با اشاره به اینکه برنامه ریزی در زندگی را ضروری بیانگاریم!، گفت: تردیدی نیست که زندگی با برنامه ریزی به فرجام نیک و روشنی می رسد. هر یک از ما باید بداند که به کدام مقصد و مقصود رهنمون است و می خواهد چه نقشی را در جامعه برعهده گیرد. با تعیین مقصد می توان برای نیل به آن برنامه ریزی کرد و افق روشنی را ترسیم نمود. برنامه را می توان حداق در افق ده ساله تعریف نمود و آن را به دو مرحله پنج ساله تقسیم کرد و گام های نیل به مقصود را بر اساس سنوات تنظیم کرد. آنگاه میسر است که برنامه سال بر مبنای ماه، هفته و روز توزیع شود؛ چنان که امکان ارزیابی چند و چون پیشرفت بر اساس برنامه فراهم می گردد. از خاطر نبریم که بدون داشتن برنامه روشن در زندگی، تضیبع عمر گرانمایه اجتناب ناپذیر خواهد بود.
وی افزود: پیامبر اکرم (ع) چه خوش فرمود: «اعقل الناس انظرهم فی العواقب» و سعدی چه خوش سرود: یک نصیحت زسر صدق جهانی ارزد/مشنو ار در سخنم فایده دو جهانی نیست* حاصل عمر تلف کرده و ایام به لغو/ گذرانیده، به جز حیف و پشیمانی نیست.
ف

 
کد مطلب: 376353
مرجع : مهر