تاریخ انتشار : دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۳۵
 
جمعی از اساتید دانشگاه

ولایت فقیه و اندیشه نفی خشونت سیاسی در انقلاب اسلامی از منظر امام خمینی (ره)

Share/Save/Bookmark
 
امام خمینی( ره) با تأکید بر اصل " پیوستگی دین و سیاست" ، توانست انقلابی را در ایران رهبری نماید و به ثمر رساند که نه تنها بساط استبداد و ستم رژیم شاهنشاهی را در هم پیچید، بلکه برای خود، نمادی از مقاومت هویتی و فرهنگی نیز برجای‌ گذاشت.
پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: امام خمینی( ره) با تأکید بر اصل " پیوستگی دین و سیاست" ، توانست انقلابی را  در ایران رهبری نماید و به ثمر رساند که نه تنها بساط استبداد و ستم رژیم شاهنشاهی را در هم پیچید،  بلکه برای خود، نمادی از مقاومت هویتی و فرهنگی نیز برجای‌ گذاشت. از آنجا که مهم‌ترین ویژگی اسلام مورد نظر بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران «سیاسی بودن» آن است، بنابراین اسلام مطلوب انقلاب اسلامی که در عمل به‌کارگرفته شده و به حاکمیت دست یافته است، «اسلام سیاسی» است. با وجود این، رویکرد سیاسی به اسلام منحصر به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران نیست. بنيانگذار جمهوری اسلامی ايران، قيام و نهضت اسلامی خويش را از نظر فکری، با احيای انديشه سياسی اسلام، به ويژه احيای تئوری حکومتی اسلام، آغاز کرد و اين در حقيقت، يکی از تفاوت‌های اساسی نهضت بيدارگرانه و حيات بخش امام راحل(ره) با ديگر نهضت‌های اسلامی سده‌های اخير بوده است و همين تفاوت اساسی، يکی از عوامل مهم موفقيت و پيروزی انقلاب اسلامی بوده است. در اینجا سوالی مطرح می شود که؛ مفهوم عدم خشونت در اندیشه و رفتار سیاسی امام خمینی(ره) چیست؟ و دیدگاه امام خمینی(ره) درباره‌ی عدم خشونت چه می‌باشد؟ برای ارزیابی این مدّعا، تلاش شده است با استفاده از روش کتابخانه‌ای و بهره گیری از منابع معتبر، داده‌های مناسب جمع‌آوری و سپس توصیف و تحلیل شوند. از این رو، پژوهش حاضر از نوع «توصیفی- تحلیلی» با رویکرد اسنادی و مقایسه‌ای است.

مقدمه
بر اساس نظریه طبقه بندی علوم امام خمینی(ره)، هر انسان، پدیده و جریانی حداقل از سه منظر قابل تحلیل و بررسی است: بعد بینشی و عقلی، بُعد گرایشی و ارزشی، بُعد کنشی و رفتاری. امام بر اساس فرمایش حضرت رسول الله صلوات الله علیه و آله که می فرمایند:" انّما العلم ثلاثه: آیه محکمه، و فریضه عادله، و سنته قائمه. همانا دانش سه گونه است: آیتی محکم، فریضه ای عادل، سنتی استوار" ( اصول کافی ج1: 37). ایشان معتقدند متعلقّ دانش سه مرتبه از مراتب وجود انسان است: اول: نشئه آخرت و عالم غیب و مقام روحانیت و عقل. دوم: نشئه برزخ و عالم متوسط بین العالمین و مقام خیال. سوم: نشئه دنیا و مقام ملک و عالم شهادت( موسوی الخمینی، 1379 : 386). در این نظریه بر مبنای انسان شناسی ، علوم به سه بخش قسمت می شوند که این سه بخش ، سه مرتبه وجودی هستند و رابطه تشکیکی با هم دارند نه آنکه قسیم و مباین با هم باشند( همان، 1379: 384). زمانی که از خشونت یا عطوفت سخن می گوییم، ذیل این نشئه سه گانه باید سخن گفت. طبق نظریه دو؛ فطرت امام خمینی (ره) یعنی فطرت محجوبه و فطرت مخموره، خشونت و عطوفت، در ابتدا به خوب و بد تقسیم نمی شود و ذیل جنود عقل و جنود جهل قرار نمی گیرند. اگر در وجود انسان فطرت مخموره که نماینده آن عقل است، حاکم باشد، خشونت انسان هم در پارادایم جنود قرار می گیرد  و اگر در وجود  انسان  فطرت محجوبه که نماینده آن جهل است، حاکم شود، عطوفت انسان در پارادایم جنود جهل جای می گیرد( لک زایی، 1395 : 36).  در اواخر قرن بیستم ایرانیان ، انقلابی ایجاد کردند که در آن مذهب به عرصه عمومی با روایت حکومتی بازگشت ( درباره مذهب در حوزه عمومی بنگرید به هابرماس 1388). مبنای  شکل و محتوای  دولت جمهوری اسلامی ایران بر اساس روایت فقه شیعی بود یعنی رئیس حکومت را ولایت فقیه نامیدند و نهادهای شورای نگهبان، مجلس خبرگان رهبری، تشخیص مصلحت و قوۀ قضائیه وظیفه نگه داشتن شریعت در سیاست را بر عهده گرفتند. این شکل از سیاست گذاری با مبنای فقه شیعی و نهادهای تجربی مبتنی بر سیاست گذاری دینی در طول سی و اندی سال  در ادبیات سیاسی بی سابقه بود. علاوه بر سیاست گذاری داخلی ایران در بُعد منطقه و بین الملل به دلیل تأثیر تبلیغات و واکنش های کشورهای عربی به رهبری عربستان و غربی ها به رهبری اسرائیل و آمریکا، ایران را محور شرارت و کشور حامی تروریسم معرفی کردند. وقایع زیادی روی داده است که بازنمایی منفی از نقش ایران صورت گرفته است. با آنکه در ایران جامعه مدنی پویا، احزاب قدرتمند، مشارکت شهروندان، حضور زنان در عرصه عمومی، شاخص توسعه سیاسی و انسانی به وفور یافت می شود اما تصویر کشوری استبدادی ، ضد حقوق بشر، خشونت طلب، ماجراجو که تنها روحانیت در آن قدرت دارند به نمایش گذاشته می شود( اسلامی، 1395، 8).
بیان مسئله
انقلاب اسلامی ایران، الگویی منحصر به فرد است که از بسیاری جهات قابل مقایسه با سایر انقلاب ها نیست و دارای ویژگی ها و شاخصه های خاص خود است مهمترین ویژگی انقلاب اسلامی " ماهیت دینی " آن است. به رغم توجه به وضعیت اقتصادی محرومین؛ تکیه بر مقوله آزادی انسان  و مبارزه جدی با استبداد و خودکامگی ، ماهیت این انقلاب " ایدئولوژیکی و اعتقادی و دینی" است نه طبقاتی، لیبرالیستی و یا صرف سیاسی؛ زیرا در ایدئولوژی اسلامی هم به جهت گیری نهضت های الهی به سنت" مستضعفین" توجه شده است، هم به " آزادیخواهی" انسان، و هم به رهایی از " ظلم و استبداد".وقوع این انقلاب با چنین ماهیتی در عصری که از آن به " پایان ایدئولوژی و معنویت" یاد می شد، بر عظمت و شگفتی اش، می افزاید، لیکن مهتر از آن، رویکرد "سیاسی" بنیانگذار آن، امام خمینی (ره)به اسلام بود. خواسته اصلی وی، به سان دیگر جریان های سیاسی اسلامی، ایجاد حکومتی بر مبنای اصول اسلامی است. از این رو، اسلام سیاسی را می توان گفتمانی به شمار آورد که گرد مفهوم مرکزی "حکومت اسلامی" نظم یافته است. هدف اصلی مقاله  حاضر نشان دادن پرهیز اسلامی ایران از خشونت برای دستیابی به اهدافش، از جمله مبارزه با سلطه گری و حمایت از ملل مظلوم و ضعف جهان است. از این رو، مدعای این پژوهش آن است که اسلام سیاسی انقلاب اسلامی به سبب بهره مندی از عناصر و مولفه های فرهنگی و کلامی چون" منطق گرایی و عقلانیت" ، " کرامت پروری و شرافت دوستی" و " تساهل و تسامح" نه تنها خشونت نامعقول و روش های غیر انسانی خشن را بر نمی تابد و آن را نفی نمی کند، بلکه حتی برای دستیابی به جهانی عاری از خشونت نیز می کوشد. بدین ترتیب، در مقاله حاضر می کوشد اسلام سیاسی انقلاب اسلامی را از منظر امام(ره) تشریح و تحلیل نماید.
پیشینه تحقیق
متون مربوط به بازنمایی چهره سیاسی ایران در محیط بین الملل اغلب وجه منفی دارند و به علت موضوعات ایران، اسلام و شیعه هراسی در منطقه و جهان، این بازنمایی خشونت آمیز تشدید شده است. کافی است به مجموعه مقالات و کتاب ها و یا بورس های تحصیلی جامعه شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل در موضوع ایران مراجعه کرد، مشاهده می شود اغلب نوشته ها وجه منفی از ایران را بازنمایی می کنند. همانطور که ایران اسرائیل ، آمریکا و غرب را شیطان بزرگ قلمداد می کند آنها نیز ایران را با برچسب محور شرارت نام دهی می کنند. کافی است نام ایران را در تصاویر گوگل(Google image)  جستجو کنید تا مشخص شود چقدر از بازنمایی صلح فاصله داریم. پژوهش های صورت گرفته نیز ایران را ضد حقوق بشر، نافی حقوق زنان، ضد دموکراسی، دشمن غرب و طرفدار تروریست ها معرفی کرده اند و این صفات را با استفاده از پژوهش ها تقویت می کنند.این پژوهش قصد دارد با تکیه بر دیدگاه امام(ره)،  اندیشه نفی خشونت سیاسی در انقلاب اسلامی را بررسی نماید.
رابطۀ قدرت و عدم خشونت در اندیشۀ امام خمینی
امام خمینی قدرت سیاسی را در امتداد قدرت خداوند متعال و دارای سرشتی یگانه و تابع احکامی یکسان میدانند. ایشان در مقام بحث از ضرورة حکومت و اهداف آن در کتاب ولایت فقیه در تفسیر نطق مشهور امام حسین (ع) در منا تعابیر حکمران، فرمانروا، استاندار و حکومت را برای اشاره به قدرت سیاسی به کار می برند( موسوی الخمینی، 1381: 106-112). به طور کلی می توان  گفت که از دیدگاه امام، قدرت سیاسی از آن حیث که قدرت است تابع احکام و نظریاتی است که دربارۀ مطلق قدرت، بیان می گردد. " سیاسی" بودن آن هم بدین معناست که در عرصۀ " سیاست"اعمال شده است. امام از مفهوم "سیاست" هم معنای پیچیده و خاصی را در ذهن نداشت: بلکه آن را به همان معنایی که در نزد عموم شنوندگان است به کار می برد.( موسوی الخمینی، 1385، ج1: 409).  با این تفاسیر، نگاه امام به قدرت و ارتباط آن با عدم خشونت از دو جهت قابل بررسی است .نخست آنکه ایشان قدرت را از جانب خداوند می دانند و هر قدرتی را که از جانب خدا منصوب نباشد غیرمشروع می شمارند. لذا بایستی در برابر آن دست به مبارزه زد. ایشان در سلوک رفتاری خود نیز زمانی که با حکومت نامشروع پهلوی مواجه شدند، برخلاف عقیده مرسوم آن دوره که سیاست را از دین جدا می دانستند، کنش را بر بی عملی ترجیح داده و دست به مبارزه سیاسی زدند. رهبر فقید انقلاب در مواجهه با رژیم می توانستند از دو گزینه توسل به خشونت سیاسی و اقدام بدون خشونت بهره ببرند. در گزینه اول از قدرت معنای زور مستفاد می گردد (مفهروم زور یعنی کاربرد عملی قدرت) و در گزینۀ دیگر تأکید بر ارتباط میان رضایت مردم و مشروعیت حکومت . در نظر امام خمینی، استفاده از زور در مبارزه سیاسی غیرموجه است چنانچه ایشان یکی از دلایل نامشروع بودن حکومت پهلوی را استفاده از زور عنوان می نمایند: "از اول مجلس مؤسساتى که اينها درست کردند با زور و سرنیز بود . از اول وکلايى که اينها ايجاد کردند با انتصاب بود نه انتخاب مردم. مردم  هیچ اطلاعى از اين معانى نداشتند و اگر داشتند نمیتوانستند نفس بکشاند . بنابراين اساس اين حکومت اساس ظلم بود و سلطه اش سلطۀ باطل بود( موسوی الخمینی، 1385، ج6: 199). بنابراین سخنان و سیرۀ رهبر انقلاب، چه در برخورد با حکومت نامشروع پهلوی و چه در ترویج عقاید نظام اسلامی، استفاده از زور (خشونت) را مردود می شمارند و از ابزار اقدام بدون خشونت استفاده می نمایند. در مورد اجرای قوانین در نظام اسلامی نیز استفاده از زور را تنها از طریق مبادی مشروع و قانونی در یک نظام مردم سالاری دینی مجاز می شمرند. این رویکرد ریشه در آموزه های اسلامی، خصوصاً آموزه های عرفانی اسلام دارد.
تفکیک خشونت و غضب از شجاعت
امام خمینی (ره) بین غضب و شجاعت تفکیک می کند. این تفکیک از چند بُعد انجام شده است:
الف)منشأ و مبدأ: شجاعت از قوّت نفس و اطمینان آن، ایمان ، اعتدال، دلبستگی نداشتن به دنیا و... نشأت می گیرد. در حالی که منشأ غضب ضعف و تزلزل نفس، سستی ایمان و عدم اعتدال مزاج روح، محبت به دنیا، اهمیت دادن به دنیا و ترس از دست دادن لذتهای نفسانی است.
ب) تأثیر سن، جنسیت و سلامت: ایشان خشونت و غضب را در زن بیش از مرد، در شخص بیمار بیش از شخص سالم، در بچه بیش از بزرگسال و در پیر بیش از جوان می داند، بر عکس شجاعت.
ج) تأثیر سایر صفات فاضله و رذیله: از طرفی کسانی که دارای  رزایل اخلاقی هستند در مقایسه با کسانی که دارای فضایل اخلاقی اند، زودتر خشمگین می شوند، مثلاً می بینیم که اگر متعرض مال و منال شخص بخیل شوند، زودتر و شدیدتر خشمگین و وارد وادی خشونت می گردد( لک رایی،  1395: 41).
بنابراین به اعتقاد امام(ره) باید دولت یعنی نظام حاکم و نه فقط قوه مجریه که قدرت را به دست دارد و رییس دولت و رهبر نظام و سایر کارکنان و مدیران و مسئولان، عاشق مردم باشند و در عین قدرت با محبت با مردم برخورد کنند. چون محبت و به تعبیر امام فطرت کیمیایی است که به تعبیر لاک " بسیار قوی تر از علقه خونی، افراد بشر را به هم پیوند می زند."( برسفورد فاستر 1388 ج2: 798). نظام سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و انتظامی در این نگاه مقتدر است و نه مستکبر و عطوفت و قدرت را با هم دارد، چون دولت الهی است . حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف حکومتی این چنینی خواهند داشت، چنان که انبیایی چون داوود ، سلیمان، یوسف، حضرت خاتم النبیین و وصی ایشان امیرالمومنین علیهم السلام این چنین حکومت کرده اند. در دوران معاصر هم نظام جمهوری اسلامی ایران را به نمونه ای ناقص از این مدل حکومت می توانیم ذکر کنیم. با این تبیین نیازی نیست که همانند برخی از متفکران مغرب زمین، مثل آگوست کنت بگوییم" قدرت باید به نیرومندترین افراد و نه با محبت ترین آنها تعلق داشته باشد." ( همان: 1215).
راهکارهای امام(ره) برای نفی خشونت در جهان
ابتدا به بحثی کوتاه دربارۀ راهکارهای حذف خشونت در ادبیات رایج میردازیم. معمولاً می نویسند حذف خشونت در چندین مرحله خود نمایی می کند :
1-قدرت آن اندازه نیرومند نیست که از تخاصم طرفین درگیر جلوگیری کند و تنها می تواند استعمال قدرت جسمی را محدود یا منظم کند. تمامی مقررات داخلی و بین المللی در مسیر این هدف پدیدار شده اند. یعنی پیکار با مشیت و شمشیر از میان نرفته است، بلکه با ایجاد قواعد و مقرراتی فقط کمی محدود شده است( دوورژه، 1378: 240).
2- در مرحله دوم، اشکال متمدن تری به جای صور خشن و وحشی می نشیند، اعتصاب به جای قتل عام و غارت و ...(همان).
3- در این مرحله " سیاست موفق می شود که خشونت جسمی را کاملاً از میان بردارد و جای آن را به به سایر اشکال مبارزه دهد. مبارزه های انتخاباتی، مذاکرات پارلمانی، بحث و جدل در کمیسون ها، در واقع جای گزینی روش های مسالمت آمیز به جای زور و خشونت و پرخاش است."( همان،  242).
4- در راستای مهار تروریست ها هم" فعالیتهای اطلاعاتی و اطلاعات سرّی برای تشخیص هویت درست و هدف قرار دادن دقیق تروریست ها و زیر ساخت تروریستی اهمیت بارزی دارد." ( گریفیستن، 1388: 301).
اکنون به برخی از راهکارهای امام خمینی اشاره می کنیم. امام خمینی، برای مهار و کنترل خشونت از سطح فردی تا بین المللی راهکارهایی جامع ارائه کرده است:
یکی از راهکارهای مشترک امام که در تمامی مراحل وجود دارد، راهکاری است که امام خمینی آن را راهکار علمی نامگذاری می کند. منظور از راهکار علمی این است که  انسان به ثمرات تلخ و نتایج ویرانگر و مخرب خشونت و برکات رحمت و رأفت، در دو حوزه اعتقادی و اخلاقی بیندیشد و تأمل کند. این خشونت، میتواند در زندگی شخصی، خانوادگی، کاری، در سطوح محلی، ملی، منطقه ای، جهان اسلام و جهان اتفاق بیفتد و تفکر در عواقب اعتقادی و بینشی و اخلاقی و گرایشی به عنوان درمان توصیه می شود که باید قبل از عصبانیت و زبانه کشیدن شعله خشم و غضب، در فضایی آرام انجام بگیرد تا به تدریج تأثیر بگذارد. راهکار دیگر امام، راهکار عملی است. این راهکار هم بسیار فراگیر است و امام خمینی خود نیز آن را به کار بسته است( موسوی الخمینی، 1388: 252). راهکار عملی که امام خمینی  آن را هم خود عملی کرد، در عرصه مبارزات سیاسی  با رژیم پهلوی بود. امام خمینی مردم را به جای شورش و اقدام مسلحانه و به راه انداختن جنگ داخلی، به اعتصاب  و نیروهای ارتش به ترک پست و فرار از ارتش دعوت کرد. همچنین از وکلای دو مجلس ملی و سنا هم خواست که مجلس نروند، زیرا حکومت قانونی بود( موسوی الخمینی، 1385 ج5: 478). معرفی کردن اسلام ناب محمدی ، ایجاد و تقویت وحدت بین اقشار مختلف از راهکارهای دیگر امام بود که همواره قبل و بعد از پیروزی انقلاب  دنبال می شد. گر چه بحث از جزئیات فرصت بیشتری می طلبید، لازم است که برای پرهیز از کلی گویی حداقل به یک  مورد اشاره کنیم. در انقلاب ایران شعار " می کُشم، می کُشم، آنکه برادرم کشت" با لطافت و زیبایی به شعار " ما به شما گل دادیم، شما به ما گلوله" خطاب به برادران ارتشی سر داده شددو تأثیرات عجیبی بر جا گذاشت و به طور کلی این تئوری را که انقلاب ها پدیده ای خشن و خشونت بار هستند را زیر سوال برد. موضع امام در این باره خواندنی است: " شما ای طبقه جوان ارتش، بپاخیزید  و کشور خود را از زبونی و ذلت نجات دهید، و دست غارتگران را کوتاه کنید، و شرف و عزت را برای خود به یادگار بگذارید، و سعادت دو دنیا را بیمه کنید. ووظیفه دانشجویان است که در محیط دانشگاه هر چه بیشتر ارتش را برای یک قیام همگانی تشویق و ترغیب کنند، و آنان را برادر خود بنامندو با صدای بلند از آنان سوال کنند: آیا جواب گل گلوله است؟!" ( همان، ج3: 487). پس از پیروزی انقلاب هم امام خمینی، رأی گیری و انتخابات، تدوین قانون اساسی، حرکت بر محور عدالت و قانون، ارائه الگوی مباحثه طلبگی در مجلس، مطرح کردن راهبرد اولویت رفق و مدارا. ممنوع کردن شکنجه و تشکیل سپاه و اقدام برای تشکیل بسیج بیست میلیونی و تثبیت و تأیید ارتش، مجازات نیروهای مجرم رژیم سابق و... از راهکارهای مهم امام برای تثبیت امنیت و مهار و کنترل خشونت در کشور بود. یکی دیگر از راهکارهای امام خمینی برای مبارزه با اقدامات تروریستی که در کشور و در مقابله با انقلاب نوپای اسلامی ایران انجام می شد این بود که امام خمینی به مردم اعلام کرد که همه مسئولیت دارند که مراقب باشند و در صورت مشاهدۀ هر امر مشکوکی در هر کجا  به نیروهای مدافع نظام و انتظامی اطلاع بدهند. به این ترتیب یک شبکه اطلاعاتی قوی در سراسر کشور ایجاد شد و فضا را برای تروریست ها و منافقین و عناصر ضد انقلاب نا امن کرد( همان، 1388: 315). امام خمینی معتقدند که دست یابی به اهداف بر شمرده نه از طریق هجوم نظامی و لشکرکشی و کشور گشایی و نه با نفی مرزهای جغرافیایی کشورها یا سازمانهای بین المللی، هیچ کدام، امکانپذیر نیست، بلکه باید از طریق وفاداری به ارزش های اسلام و عمل به آنها و تبلیغ درست آنها به این هدف ها دست یافت. امام خمینی خود در این زمینه تصریح می کند که:" ما می گوییم می خواهیم انقلابمان را صادر کنیم، نمی خواهیم با شمشیر باشد بلکه می خواهیم با تبلیغ باشد" ( موسوی الخمینی، 1371،ج 18: 80).
نگرش اسلام سیاسی انقلاب اسلامی به مقوله خشونت
اکنون که معنا و ماهیت و ابعاد خشونت مشخص شد، باید پرسید:" نگرش اسلام سیاسی انقلاب اسلامی نسبت به مقولۀ خشونت چیست و در دایرۀ این رویکرد به اسلام، چگونه باید خشونت را تحلیل و تفسیر کرد؟" اسلام سیاسی مورد نظر انقلاب اسلامی ضمن رد نظریۀ ذاتی بودن خشونت، خشونت و خشونت ورزی را به طور معمول نفی می کند، ولی این نفی و مخالفت مطلق نیست. به عبارت دیگر، رد یا قبول خشونت نسبی و مشروط است و به مبدأ ، هدف و روش برخورد یا کاربرد خشونت بستگی دارد و حسن و قبح آن در گرو عنوانی است که در هر موقعیت بر آن صدق می کند. برای مثال، مقاومت و کاربرد قدرتِ سخت در مقابل زورمداریِ بازیگران سلطه طلب برای نیل به حکومت اسلامی قابل دفاع است ( هانسون، 1389: 83). بنابراین خشونت ورزی و صدمه زدن به دیگران در اصل مجازات نیست؛ اما گاه، تحت شرایط خاص و با جواز عقلی و شرعی، خشونت می تواند به منزلۀ وسیله ای برای اهداف عادلانه محسوب شود. در حقیقت، باید جنبۀ عقلانی، مشروع و عادلانه داشته و مسلم شده باشد که حل مشکل با مدارا امکان پذیر نیست. برای مثال، در مورد حقوق و احکام جزائی نمی توان همیشه با تعارف و یا تسامح با مجرمان رفتار کرد( واثقی راد، 1379: 188). با چنین رویکردی بود که پس از انقلاب، گفتمان اسلام سیاسی، بر خلاف دیگر گفتمان های موجود، از اجرای مجازات ها و حدود اسلامی دفاع می کرد و امام خمینی (ره) برجسته ترین نمایندۀ این اسلام، چنین امری را برای سالم سازی جامعه ضروری می دانست و آن را شیوه ای برای اسلامی کردن جامعه تلقی می کرد( حسینی زاده، 1386: 284). همچنین هنگامی که جبهه ی ملی و بسیاری از گروه های مخالف بر ضد لایحه قصاص که در مجلس شورای اسلامی طرح شده بود، به مخالفت پرداختند و آن را" لایحه ی غیر انسانی" نامیدند، امام خمینی جبهه ی ملی را مرتد خواند و بشدت حامیان آنها را مورد سرزنش قرار داد( موسوی الخمینی، 1378، ج14: 464- 448). حضرت امام نظر اسلام را در برابر ترور نیز بیان می کنند؛ علاوه بر اینکه، ایشان شخصاً به عنوان یکی از بزرگترین اسلام شناسان، فقها و اندیشمندان اسلامی، نظر شخصی خود را در مورد ترور بیان داشته و حکم اسلام دربارۀ ترور را نیز گفته اند. از این رو بارها فرموده اند که اسلام ترور را باطل می داند. از نظر ایشان، منطق اسلام اجازۀ ترور نمی دهد: " اگر منطق داشتید که صحبت می کردید، مباحثه می کردید. لکن منطق ندارید، منطق شما ترور است! منطق اسلام ترور را باطل می داند. اسلام منطق دارد( موسوی الخمینی، 1379،ج 7: 183). افكار و مواضع سياسي ا مام خميني در روند مبارزات بر ضد رژيم پهلوی به خوبی نشان دهنده اهميت جايگاه مردم در حكومت و جامعه است. امام در دلايل نفی سلطنت تأكيد كرده اند كه با رژيم سلطنتی مخالف هستند زيرا سلطنت متكی به آرای مردم نيست و مردم هيچ نقشی در تعيين سلطان ندارند. از ديدگاه امام، درنظام سلطنتی هيچ نظارتی بر سلطان صورت نمیگيرد، و لذا سلطنت با حقوق بشر مخالف است، زيرا هر ملتی بايد سرنوشت خود را خود تعيين كند. امام خمينی در تبيين حكومت اسلامی و نقش مردم در آن حق انتقاد از مديران و مسؤولان حكومت را از حقوق مردم دانسته و تأكيد کرده اند:"  هر فرد از افراد ملت حق دارد كه مستقيما در برابر سايرين،  زمامدار مسلمين را استيضاح كند و به او انتقاد كند و او بايد جواب قانع كننده دهد و در غيراين صورت، اگر به خلاف وظايف اسلامی خود عمل كرده باشد، خود به خود از مقام زمامداری معزول است." (روزنامه جام جم، 1390: 9).
خشونت مشروع
با مطالعۀ بیانات و آثار امام خمینی چهار مورد از اعمال خشونت استخراج شده است. بیان این نکته اهمیّت دارد که انگیزۀ الهی و اصل اولویت تقدم رحمت بر غضب در تمام موارد ذیل بایستی شرط لازم درنظر گرفته شود. این چهار مورد عبارتند از: انگیزۀ حفظ و تعالی دین اسلام ( موسوی  الخمینی، 1385، ج 20: 202). نفی ظلم و ظلم پذیری ( امام خمینی، 1385، ج 14: 81). مقابله با تعدی دشمن( موسوی الخمینی، 1385، ج8: 96). و اصلاح فرد و جامعه( موسوی الخمینی، 1385 ، ج14: 273). امام خمینی مبارزات خویش علیه استبداد پهلوی را با اعتراض به لوایح  انجمن های ایالتی و ولایتی آغاز نمودند. ایشان در طول سال ها مبارزه هزینه های بسیاری از جمله زندان و سال های طولانی تبعید را متحمل شدند. با این حال در طول مبارزه هیچ گاه مردم را به خشونت و آسیب به اموال عمومی ترغیب ننمودند. با اوج گرفتن تب انقلاب در سال 1375 ایشان طی مصاحبه ها و پیام ها ی خویش همواره بر مسالمت آمیز بودن مبارزه تأکید نمودند، چرا که سلاح مردم را ایمان آنان می دانستند:" ... هیچ اسلحه اى با ایمان نمتواند مقابله بکند، هیچ اسلحه اى با قیام ملت نمی تواند  مقابله بکند. امروز همۀ  اسلحه ها با قیام مردم نمتوانند مقابله کنند "( موسوی جشنی، گلباغ، 1395: 112).
رویکرد انقلاب اسلامی ایران به صدور انقلاب و صلح جهانی
انقلاب اسلامی ایران یکی از بزرگ ترین انفجارات مردمی در تاریخ بشریت توصیف شده است و در اذهان بسیاری، انقلاب سال 1357نماینده ی بارز اسلام سیاسی است. با توجه به ماهیت اسلامی انقلاب ایران و در راستای ضرورت تحقق رسالت آن، صدور انقلاب اسلامی به سراسر جهان به مثابه شعار راهبردی انقلاب ایران از همان روزهای آغازین مطرح گردید. علارغم آنکه بلافاصله بعد از فروپاشی نظم مستقر دوران پهلوی، رهبران جمهوری اسلامی ایران برای تثبیت قدرت و ساختار جدید به تأسیس نهادهای متعدد در کشور روی آوردند و ظرف چند ماه توانستند نظمی جدید بنا نهند، اما بدون شک عرضه ی سیاسی در ایران بعد از سال 1357، هرگز آمال جنبش انقلاب اسلامی خالی نبوده است. رهبران جمهوری اسلامی ایران، حتی بعد از تثبیت نظام جدید جمهوری اسلامی ایران، به اقتضای فضای انقلابی همچون رهبران یک جنبش و انقلاب عمل کرده اند. همین خصایل انقلابی متأثر از آرمانهای انقلاب اسلامی در موارد متعدد برای یک دولت در عرصه ی سیاست خارجی، معضل آفرین بوده است؛ زیرا رهبران جمهوری اسلامی ایران بلافاصله بعد از کسب قدرت، با توجه به پیام جهانی انقلاب، صدور انقلاب را در دستور کار خود قرار دادند( پوراحمدی، 1386: 257). برای جمهوری اسلامی ایران، نوعی مظمون اسلامی، محتمل ترین اصل ائدولوژیک برای سیاست خارجی است، مضمونی که البته منحصر به ایران نیست. عربستان سعودی و به میزان کمتر، پاکستان نیز مضمون یک سیاست خارجی اسلامی را دنبال کرده اند. با توجه به ویژگیهای سیاست نه شرقی و نه غربی انقلاب اسلامی ایران، یعنی استکبار ستیزی، جهان سوم گرایی، وحدت اسلامی و به ویژه قابلیت تنازعی اسلامی نوع شیعی آن با سلطۀ غرب، این سیاست را باید متضمن اعلام ستیز و مبارزه مستمر و پایان ناپذیر با کشورهای تکاثر طلب غربی و طرفداران بزرگ و کوچک آنها تلقی کرد( ارغندی، 1389 :59). به گفتۀ امام خمینی: " ما این واقعیت وحقیقت را در سیاست خارجی و بین المللی اسلامی مان را بارها اعلام نموده ایم که در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه ی جهان خواران بوده و هستیم. حال اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را توسعه طلبی و تفکر تشکیل امپراتوری بزرگ می گذارند؛ از آن باکی نداریم" ( موسوی  الخمینی، 1379، ج21: 81). همین دیدگاه در اصل یکصدو پنجاه و چهار قانون اساسی منعکس شد که طی آن جمهوری اسلامی ایران در عین خود داری از هر گونه دخالت در امور داخلی ملتهای دیگر، از مبارزۀ حق طلبانه ی مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت می کند.
اصل 152 قانون اساسی بیان می دارد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس روابط صلح آمیز با دول غیر محارب استوار است. تجربه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در عمل نیز نشان میدهد که انقلاب اسلامی قصد ندارد نقش یک حزب انقلابی حرفه ای را بازی کند که در صدد قبضۀ قدرت جهانی می باشد. برای صدور انقلاب، ایران به تشریح اصول خود می پردازد تا این ایدئولوژی نیروهای لازم را برای دگرگونی اجتماعی در دنیا برانگیزد. به گفته امام: " ما که میگوییم اسلام را می خواهیم صادر کنیم، معنایش این نیست که ما سوار طیاره بشویم و بریزیم به ممالک دیگر. یک همچو چیزی نه ما گفتیم و نه ما می توانیم. اما آنکه ما می توانیم این است که به وسیلۀ دستگاه های که داریم، به وسیلۀ همین صدا و سیما، به وسیله مطبوعات، به وسیله گروه هایی که در خارج می روند، اسلام را آن طور که هست معرفی می کنیم." ( موسوی الخمینی، 1379، ج18: 364). یکی از اهداف اساسی و شعارهای اصلی انقلاب اسلامی ایران تأکید بر وحدت امت اسلامی در برابر اختلافات داخلی جهان اسلام و توطئه های خارجی آن بوده است. این هدف علاوه بر شعار بلکه در عمل نیز از سوی رهبران ایران اجرائی شده است. امام ایجاد اختلاف بین اهل سنت و شیعه را جنایت قلمداد می کنند و دربارۀ وحدت اسلامی و پرهیز از اختلافات قومیتی در دنیای اسلام می فرمایند: " پیام من به برادران عرب و مسلمانان این است که بیائید اختلافات را کنار بگذارید و دست برادری به یکدیگر بدهید و هم گام و هم پیمان با همه برادران مسلمان و غیر عرب تنها اسلام را تکیه گاه خود قرار دهید...( موسوی  الخمینی، 1378، ج3: 238).
صلح در پدیدار اسلامی جمهوری اسلامی ایران
اسلام ماهیت انقلاب اسلامی ایران را شکل داده است و روایت اسلام گرایی محتوای رفتار جمهوری اسلامی ایران را سامان دهی می کند. در قانون اساسی ایران اصل چهارم عنوان کرده است که همۀ قوانین در ایران باید مغایرتی با شریعت نداشته باشد. نهادهای زیادی در ایران بر اساس وارد کردن شریعت به سیاست و اجتماع طراحی شده اند. نهاد ولایت فقیه اصلی ترین مرکز تعیین سیاستهای کلان کشور است که ضمانت اسلامیت نظام به شمار می رود. علاوه بر انقلاب اسلامی، اوقاف، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی... وظیفه تولید و توزیع گزاره های اسلامی را بر عهده دارند. در ایران برای ترویج اسلام در داخل و خارج هزینه های زیادی مصرف می گردد و بر همین اساس بسیاری اعتقاد دارند که ایرانیان خود را رهبر جهان اسلام می دانند و قصد نفوذ فرهنگی در منطقه را دارند.  در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران علاوه بر بعد داخلی به جنبۀ خارجی نیز بر اساس اسلام توجه شده  است. جمهوری اسلامی کشوری است که ظلم نمی کند و ظلم را نمی پذیرد، اجازه زدن هیچ پایگاه نظامی خارجی در کشور را نمی دهند، در امور داخلی کشورها مداخله نمی کند. یکی از اهداف سیاست خارجی ایران دفاع از حقوق مسلمانان و ایجاد امت اسلامی است. ایران همیشه برای وحدت جهان اسلام تلاش کرده است و قانون اساسی نیز چنین مسئولیتی بر عهدۀ دولت قرار داده است. در قانون اساسی آمده است: به حکم آیه کریمۀ " ان هذه امتکم امه واحده و انا ربکم فاعبدون" همه مسلمانان یک امتند  و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش پی گیر به عمل آورد تا وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد( قانون اساسی: اصل 11). ایرانیان معروف شده اند به کسانی که از جنبش های اسلامی می آیند. آنچه در قانون اساسی ایران نوشته شده است حمایت از جنبش های اسلامی و دفاع از وحدت جهان اسلام برای شکل دهی به امت اسلامی است. امت بر پایه عقیده شکل می گیرد و با جماعت های انسانی که بر اساس خون، نژاد، خاک و زبان ایجاد می گردد، متفاوت است. ایمان گونه ای از روایت دینی است که بر اساس آن انسانها هم مشرب و عقیده برای ایجاد جامعه ای جهانی تلاش می کنند. این روایت در منظومه فکری موسسان جمهوری اسلامی همچون طالقانی، مطهری، شریعتی و امام خمینی (ره) وجود داشت( اسلامی، 1395: 14-15).  
صلح در پدیدار شیعی جمهوری اسلامی ایران
ایران بعد از صفویه کشوری کاملاً  شیعی گردید  چرا که مذهب تشیع به صورت رسمی مشروعیت حکومت را تعیین می کرد. علما از عراق و لبنان به ایران آمدند و برای اولین بار به طور رسمی شیعه دارای هویت سیاسی و نظام مستقل حکومتی قدرتمند گردید. جمهوری اسلامی ایران در میراث تشیع جنب و جوش زیادی ایجاد کرد و به اندازۀ صفویۀ به شیعیان خدمت نموده است. همه نمادها و آیین های تشیع زنده گردید و سیاست داخله و خارجه بر اساس میراث شیعه ساماندهی شده است. ولایت فقیه که اصلی ترین نهاد تعیین سیاست های کلان، فرمان دهنده برای جنگ و صلح، حل اختلاف قوا و فرمانده کل نیروهای  مسلح می باشد از نظام سیاست شیعه که مبتنی بر امامت است گرفته شده است. در ایران روحانیون شیعه به خصوص فقها که در حوزه علمیه درس می خوانند قوۀ قضائیه، شورای نگهبان، کارمندان نهادهای مذهبی، اوقاف، مراکز دینی و مساجد و اغلب بنیادهای حکومتی در اختیار دارند. فیلتر کننده، مرجع تصمیم گیری، روایت نهایی حل اختلافات سیاسی به روایت های فقهی باز می گردد. فقه شیعه در جمهوری اسلامی ایران  به خصوص با قرائت علی شریعتی و امام خمینی روایت های استبدادی و پادشاهی صفویه از میراث تشیع را کنار زده و به صورت مستقل ارائه دهنده جمهوریت و الزامات جدید حکمرانی در جهان زیست سیاسی تشیع گردید ( اسلامی، 1395، 18).
صلح در پدیدار ملی جمهوری اسلامی ایران
قبل از انقلاب اسلامی یعنی دورۀ پهلوی ایران طرفدار غرب بود تا جایی که جنگ های نیابتی برای آمریکا و اروپا انجام می داد. امام خمینی عنوان کرد که ایران دارای منافع ملی است و در این راستا باید مستقل باشد. بعد از جنگ ایران و عراق رویه های آرمان گرایانه سیاست خارجی ایران کم رنگ تر شد و باعث شد وجوه ملی گرایانه در سیاست داخله و خارجه افزایش پیدا کند. نظریه ام القری وجهه ملی گرایانه و عنوان می کند اصل، حفظ کشور و دولت ایران است چرا که مرکز و الگوی رفتاری سایر کشورهای اسلامی می باشد. به تدریج اعراب رو در روی ایران قرار گرفتند  چرا که اسلام سیاسی شیعی در ایران را ادامه دهنده راه رافضیان و زردشتیان می دانستند. بعد از انقلاب، ایران به هیچ کشوری حمله نکرد و در منطقه نیز زمینه های همگرایی و صلح را فراهم نمود. اعراب، ترکیه و گروه های تند رو در جهت مهار ملی گرایی نهفته در پس ذهن سیاستمداران و اندیشمندان ایرانی از هیچ اقدامی دریغ نکردند.  در زمان کنونی نیز گروه های متعصب و کشورهای تند رو از خشونت و جنگ دفاع می کنندو بر اساس جهان بینی ملی، ایران کشوری است که از صلح در منطقه دفاع می کند. کشور اصلی و نابود گر داعش و تروریسم در منطقه ایران است به گونه ای که عربستان، ترکیه، آمریکا و اروپا بدون در نظر گرفتن قدرت ایران در بازی خشونت بار منطقه، روی آرامش را نخواهند دید. داعش، عربستان و بسیاری از کشورهای اسلامی رفتار جمهوری اسلامی را بر اساس پندار ایران باستان تحلیل می کنند و اعتقاد دارند که ایران از نظر نظامی و جنگ در حمله تازیان شکست خورد اما به لحاظ فرهنگی  و هویتی دوباره زنده گردید. امام خمینی (ره) عزت منطقه و جهانی را به ایران باز گرداند و انقلاب اسلامی باعث شد ایران منطقه ای امن و طرفدار صلح شناسایی شود.  این مورد اکنون در قرن بیست و یکم بهتر مصداق دارد تا فضایی آشفته و تازه ایجاد گردیده ی پس از جنگ سرد که آشوبی نهفته در خود حمل می کرد( اسلامی، 1395: 23-24). انقلاب اسلامی در سال 1357 ش روی داد و درباره پیش بینی، زمینه ها و نتیجه آن اغلب تحلیل گران از رویکردهای مدرن تا پست مدرن اشتباه کردند. تا امروز نیز آنچه در مورد انقلاب، امام خمینی (ره)، نظام سیاسی ایران می نویسند برگرفته از جو اسلامی و ایران هراسی است که از سوی آمریکا، اسرائیل و عربستان در منطقه و جهان پخش شده است. ایران را کشوری خشونت طلب، ضد حقوق بشر و دموکراسی نشان می دهند که مدام در حال اعدام و اجرای خشک احکام مذهبی است که هدف نهایی شان گرفتن منطقه و صدور انقلاب به جهان است. کافی است به گزارش های راهبردی، کتاب ها، پژوهش هایی که هر سال در مورد تحولات سیاسی ایران چاپ می شود بنگریدتا این تصویر که رسانه ها نیز ترویج پیدا کرده است، نمایان شود. ایرانیان به علت استبداد و وابستگی رژیم پهلوی و توسعه ناموزون داخلی او محمد رضا شاه را سرنگون کردند و در یک انقلاب سراسری با دال ها و گزاره های مذهبی به رهبری امام (ره) جمهوری اسلامی را شکل دادند. برخی از شاخص ها و عناصر، ریشه در اندیشه انقلابی دارد( همان، 24-25).
رابطة دین با سیاست و انقلاب در اندیشۀ امام خمینی
پیوند دین و سیاست از نظر امام خمینی، پیوندی عمیق و در کلیات و جزئیات است؛ چنانکه ایشان می‌نویسد:«اسلام، دین سیاست است؛ به تمام شؤونی که سیاست دارد. این مسأله برای هر کسی که کمترین تدبّر در احکام حکومتی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نماید آشکار می‌گردد. هر کسی را که گمان بر این است که دین از سیاست جداست، نه دین را شناخته و نه اسلام را» (موسوی الخمینی، 1384، ج1: 221). ادلۀ مختلفی بر پیوند دین و سیاست اقامه شده است. از نظر امام خمینی این ادله عبارتند از:1-  جامعیت دین (موسوی الخمینی، 1378، ج21: 403)، 2- نقش حکومت در حراست از دین (موسوی الخمینی، 1377: 41)، 3- ماهیت قوانین اسلام ( همان:30)، 4- مسائل اقتصادی اسلام (همان:31) 5-  سیرة پیامبر اسلام (همان:26 ). همچنین جنبش انقلاب اسلامی ایران و حماس در منشور اندیشۀ خویش بر ارتباط  و همراهی مدام دین و سیاست تأکید داشته و این دو را غیر قابل گسست می دانند. امام خمینی به عنوان رهبر و نظریه پرداز انقلاب اسلامی ایران و به عنوان شخصیتی که سخنان و نوشته هایشان جهت دهنده به انقلاب و نظام بوده و هست با تأکید بر پیوند و همراهی اسلام و سیاست و سابقه تاریخی آن تأکید دارد( فوزی، بخشی، 1395: 107). در تعالیم اسلامی تأکید بسیاری بر جهاد شده است و لیکن از دیدگاه شیعه در عصر غیبت تنها جهاد دفاعی جایز می باشد. این رویکرد دفاعی در انقلاب اسلامی ایران و سخنان رهبران ایران نیز وجود دارد و آنها بارها تأکید کرده اند که جمهوری اسلامی هیچ گاه قصد تجاوز و حمله به کشوری را نداشته و ندارد، اما به دفاع از خویش در برابر در برابر متجاوز در قالب جهاد دفاعی می پردازد(  موسوی الخمینی، 1378، ج4: 3).  بر اساس دیدگاه مشهور فقها، ولایت در دوران غیبت به فقیه واگذار شده است. بر اساس ادلۀ ارائه شده در این دیدگاه، در دوران غیبت، ولایت فقیه، تداوم ولایت پیامبر(ص) و امام معصوم است. بدین سان فقیه نیز همانند پیامبر و امامان معصوم از سه شأن و وظیفه برخوردار است: الف) تبلیغ دین و تبیین احکام الهی که از طریق فتوا صورت می پذیرد؛ ب) اجرای حدود و قضاوت بر اساس احکام و قوانین الهی؛ پ) ادارۀ امور سیاسی- اجتماعی جامعه و برخورداری از حق حاکمیت سیاسی( بهاری اودلو، بخشی شیخ احمد، 1394: 217). بنابراین، انقلاب که یکی از مسائل مهم سیاست است، از نظر ایشان پیوندی عمیق با دین دارد و دارای مبانی مختلف دینی، به‌ویژه مبانی فقهی است.
عدالت مهمترین ابتکار انقلاب اسلامی
اگر چه گفتمان انقلاب اسلامی، اصول و ارزش های مختلفی را در روابط بین الملل وارد کرده است و نظریات فوق هر یک معرف یکی از آنها بوده اند، اما مشاهده مواضع رهبران انقلاب اسلامی و تقریرکنندگان قانون اساسی آن، این امر را نشان می دهد که مهمترین اصلی که انقلاب اسلامی فارغ از تفاوت ملیت ها و ادیان، به دنبال تحقق آن برای همه است به طوری که حتی بسیاری از سیاست گذاری ها و رویکردهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی را میتوان ذیل آن تفسیر کرد، عدالت است. و این بیانات امام که: مبنای جمهوری اسلامی بر عدالت اجتماعی است و حسن روابط با همۀ کشورها، با احترام متقابل...( موسوی الخمینی، 1387، ج9: 71). شاهد دیگر اهمیت جایگاه عدالت در گفتمان انقلاب اسلامی در این سخن رهبر انقلاب اسلامی دیده می شود:
" در انقلاب اسلامی ما- که یک حرکت دینی بود- به طور طبیعی عدالت جایگاه ممتازی داشت و دارد. در شعارهای مردمی، در قانون اساسی، در بیانات امام راحل(ره)، در گفتمانهای موضعی و در زمانهای مختلف و به مناسبتهای مختلف که جمهوری اسلامی مطرح کرده، این جایگاه ممتاز دیده می شود... صلح یک ارزش مطلق نیست، یک ارزش نسبی است؛ یک جایی صلح خوب است، یک جایی صلح بد است، جنگ خوب است. اما عدالت اینجور نیست؛ عدالت یک ارزش مطلق است؛ یعنی هیچ جا نداریم که عدالت بد باشد. در جمهوری اسلامی... سرلوحه دغدغه های نظام از اول انقلاب(عدالت) بوده... آن چیزی که ما دنبالش هستیم، عدالت حداکثری است؛ نه صرفاً در یک حد قابل قبول، نه، مادنبال عدالت حداکثری هستیم."( روزنامه کیهان، 1390: 12).
در انقلاب اسلامی به اهمیت عدالت، همسو با هدف اولیه نبوت انبیاء و شرط کامل حقیقی بشر و ثبات ماندگاری حکومتها تأکید می شود. به زعم نگارنده تمایز انقلاب اسلامی با سایر انقلاب ها در طرح اصل عدالت این است که تلقی آن از عدالت، روشی و ساختاری است و ساختارها و وضع قوانین و احصای نتایج مطلوب از آنها باشد، عدالت است. همچنین خشونت ساختاری نتیجه نظام سلسله مراتبی و ساختارهای مقاوم آن است. در این راستا، یکی از اصول بنیادین انقلاب اسلامی، مبارزه با قدرتهای توسعه طلب و مستکبر بوده است. رهبران انقلاب اسلامی، همیشه تأکید داشته اند که وجود قدرتهایی که قدرت خود را بر پایۀ نابودی استثمار دیگر کشورها کسب کرده اند علت اصلی ظلم های گسترده در عرصه بین الملل هستند( آدمی، ابویسانی،  1395: 25-26). امام به این موضوع اینگونه  اشاره می کند" ... زمام امور را به دست گیرید و همه در زیر پرچم پر افتخار اسلام مجتمع، و با دشمنان اسلام و محرومان جهان به دفاع برخیزید؛ و به سوی یک دولت اسلامی با جمهوریهای آزاد و مستقل به پیش روید که با تحقق آن، همۀ مستکبران جهان را به جای خود خواهید نشاند و همۀ مستضعفان را به امامت و وراثت ارض خواهید رساند( موسوی الخمینی، 1387 ، ج21: 449). مطابق با عدالت در گفتمان انقلاب اسلامی ، نگاه یکسان به همۀ کشورها در وضع قوانین، و همچنین توجه به همه حقوق به طور برابر، سبب برقراری توازن میان کشورها می شود که این خود در پرهزینه تر کردن تمسک به خشونت نقش بسزایی دارد. راهکار انقلاب اسلامی در قالب عدالت ساختاری، برای ازبین بردن انحصار قدرت، تشکیل جبهه ای از کشورهای مورد ظلم واقع شده برای مقاومت و مبارزه با قدرت و توسعه طلبی کشورهای رأس هرم است.( همان، 195).  گفتمان سياسی امام درباره حكومت و مردم می آموزد كه حفظ و تداوم انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی جز از راه اجرای نظام عادلانه اسلامی و تفاهم و همدلی برای اصلاح نقاط ضعف و تلاش هر چه بيشتر برای خدمت به مردم و دفاع از حقوق آنان در جامعه ميسر نخواهد بود. وجود برخی اختلافات سليقه ای و جناحی نبايد مانع تحمل نقد پذيری و توجه به ضرورت همدلی در خدمت به مردم شود.همه آنانی كه ادعای دلبستگی به امام و انقلاب و جمهوری اسلامی را دارند، فارغ از اختلافات سليقه ای و جناحی، بايد با پرهيز از افراط و تفريط و اجتناب از خشونت و تهديد، مصالح و منافع انقلاب و نظام و مردم رابر منافع شخصی و جناحی ترجيح دهند. همان گونه كه امام خمينی تصريح و تاكيد كرده اند. " در نظام اسلامی، محيط، محيط ، محبت است. محيط برادری است. نه يك محيط رعب" زيرا مساله خدمتگزاری دولت به ملت است. نه فرمانفرمايی دولت به ملت، همين فرمانفرمايی جدا می كند شما را از ملت و ملت را از شما و منشأ مفاسد زياد میشود( روزنامه جام جم، 1390، 9). تفاوت حکومت اسلامی با سایر حکومت ها در این است که اولاً این نوع از حکومت عادل است و ثانیاً زمینه های تهذیب جامعه را فراهم می سازد( موسوی الخمینی، بی تا:  258). نه استبدادی است و نه مطلقه؛ بلکه مشروطه است. البته نه مشروطه به معنای متعارف فعلی آنکه تصویب قوانین تابع آرای اشخاص و اکثریت باشد. مشروطه از آن جهت که حکومت کنندگان در اجرا و اداره مفید به یک مجموعه شرط هستند که در قرآن کریم و سنت رسول اکرم(ص) معین گشته است. مجموعه شرط همان احکام و قوانین اسلام است که باید رعایت و اجرا شود. از این جهت حکومت اسلامی، حکومت قانون الهی بر مردم است( موسوی الخمینی، 1378: 23).
امام خمینی(ره) و تصویر جامعه احیاء شده (راه درمان)
راه حل شناسی یکی از اجزای اندیشۀ سیاسی است و تحت تأثیر روندهای فکری و واقعیت های عینی می باشد. نظریۀ پرداز طبعاً توصیه های برای اعمال سیاسی عرضه می کند که به نظر او به بهترین وجهی مشکل مطرح شده را حلّ و فصل می کند. " تجویز نظریه های سیاسی تا حد زیادی به نسخه دکتر شباهت دارند: آنها مثل دستورات پزشک متضمن نوع خاصی از اجبارند. آنها احکام اخلاقی مطلق نیستند. بلکه توصیه های هستند برای افرادی که برای سلامت خود ارزش قائل اند، اینها نظراتی دوراندیشانه اند" ( بهاری اودلو، بخشی شیخ احمد، 1394: 219). راه حل امام برای به وجود آوردن حکومت اسلامی، گرایش به انقلاب یا به تعبیر خود امام " لزوم یک انقلاب تام سیاسی" بود. بر همین اساس نیز امام نه تنها اجازه قیام علیه قدرت و نظم مستقر را صادر کردند، بلکه در یک دعوت عمومی این قیام را تکلیفی دینی برای همگان ذکر کرده و آنها را برای تحقق این آرمان فرا خواندند. در اندیشه سیاسی امام، مشکل استبداد و بالطبع استعمار، اولاً خصلتی است که به تدریج در نهان شخص حاکم، تبدیل به مشکل می شود و جامعه را زیر چکمه های اقتدارش منکوب می سازد؛ و ثانیاً، چنین مشکلی نه از طریق وعظ و نصیحت حل می شود . نه مشروعیت می تواند، به عنوان یک ساخت بیرونی؛ به تقلیل یا حذف آن همت گمارد. بر اساس همین دو گزاره سیاسی، امام همۀ مشکلات را متوجه رأس هرم می کند و چارۀ مشکل را نیز در همان نقطه می بیند" در واقع ولایت فقیه، هم به جابجایی رأس هرم و جایگزینی فردی عادل و مهذب نظر دارد و هم سازوکار چنین انتقالی را در قالب انقلاب بیان می کند( فراتی، 1380: 146). از نظر امام انقلاب نیز همانند تشکیل حکومت اسلامی واجب است، چرا که شرع و عقل حکم می کند که بقا و تداوم حاکمیت های ظالم و ضدّ دینی معنایی جز استمرار حاکمیت شرک و طاغوت و تعطیلی احکام و ارکان دین ندارد. در نتیجه وظیفۀ همه مسلمانان است که تمام آثار شرک با همه تجلیات آن را از صحنۀ حیات اجتماعی و سیاسی جامعه اسلامی دور بریزند و دولتهای طاغوتی را از بین ببرند. بنابراین مسلمانان دو راه پیش روی خود دارند: یکی اینکه به سکوت و سازش بپردازند و در راه استمرار حاکمیت شرک و طاغوت مشارکت ورزند و یا به گونه ای آن را تأیید کنند، و دیگر اینکه شرایط موجود را تحمل ناپدیر یافته باتمام توان و تلاش خود به منظور سرنگونی نظم مستقر با آن در افتند و تا تحقق هدف از پا ننشینند. این مبارزه در راه خدا همان انقلاب دینی است و به تعبیر حضرت امام، " این وظیفه ای است که همۀ مسلمانان در یکایک کشورهای اسلامی باید انجام دهند و انقلاب سیاسی اسلامی را به پیروزی برسانند" ( موسوی الخمینی، 1378: 26).
نتیجه گیری
در این مقاله تلاش شد که موضع نوع خاصی از اسلام سیاسی یعنی اسلام سیاسی برخاسته از انقلاب اسلامی که پیشقراول آن امام خمینی(ره) است، نسبت به مقولۀ خشونت مشخص گردد. با توجه به آنچه گفته شد، می توان اهمیت این موضوع را در جهان کنونی یافت. اما م خمينی(ره) در تاريخ معاصر ايران، بدون ترديد چهره ماندگاری است كه نقش تاريخی او در روند تحولات سياسی، اجتماعی و فرهنگی ايران و بازتاب آن در سطح جهانی، از اهميت فراوانی برخوردار است. جدای از برجستگی های علمی، مذهبی، عرفانی و اخلاقی امام خمينی، نقش توأمان امام خمينی به عنوان ايدئولوگ و رهبر انقلاب اسلامی و معمار جمهوری اسلامی ايران و نوآور يهای فكری او در حوزه انديشه سياسی تشيع،  از جايگاه ممتازی برخوردارا ست. همچنین ایشان مردم را نیز در تحقق عدالت سهیم می‌داند، گرچه مهمترین راه تضمین این امر را عادل بودن حاکم جامعه می‌داند. بنابراین، فقیه واجد شرایط در اندیشه امام، به عنوان جانشین امام معصوم، وسیله‌ای است در راه تحقق عدالت اجتماعی و از همین‌رو است که باید متصف به صفات علم و عدالت باشد. همچنین موضع گیری اسلام سیاسی مورد بحث نسبت به مقولۀ خشونت- و بسیاری از امور دیگر- گویای آن است که در رویکرد مذکور، مشی مطلوب در امور " اعتدال گرایی" است، و نه " افراط" یا " تفریط". بر اساس این رویکرد، در اسلام اصل بر مدارا و رحمت و رأفت است، ولی این بدان معنا نیست که خشونت مطلقاً نفی شده باشد. همچنین به معنای آن نیست که در برابر سلطه گری و بی عدالتی و ستمگری قدرت های خارجی تسلیم شد یا از خود سستی و انفعال و ضعف نشان داد. در همۀ این موارد خرد و منطق و عقلانیت و مدارا مد نظر است، حتی اگر؛ تحت شرایط خاصی، توسل به زور اجتناب ناپذیر گردد. از اقدامات امام در حوزه‌انديشه سياسی شيعه و بلکه مهم ترين اقدام ايشان، احيای فقه، اجتهاد و رهبری دينی و قرار دادن آن در جايگاه نيابت امام زمان(عج) و ذيل عنوان ولايت فقيه بود. امام خمينی به خوبی توانست بحث رهبری شيعه در عصر غيبت را بسان نبوت و امامت در جايگاه کلامی خود قرار دهد و تمامی اختيارات حکومتی نبی و امام را برای ولی فقيه ثابت نمايد؛ چيزی که در لسان امام خمينی از آن به عنوان ولايت مطلقه فقيه ياد می‌شود. و در خاتمه لازم به ذکر است که‌انديشه و عمل سياسی امام خمينی، برکات زيادی برای ايران، جهان اسلام و بلکه جهان اسلام و انسان معاصر در گستره گيتی داشته است.
منابع
1- اسلامی، روح اله.(1395). پدیدار شناسی صلح در اندیشه انقلاب اسلامی ایران، ، فصلنامه اندیشه سیاسی در اسلام، شماره 9، صص7-34.
2- آدمی، علی،  ابویسانی، سعیده، (1395)، گفتمان  انقلاب اسلامی و اندیشه عدالت ساختاری برای جهانی عاری از خشونت، فصلنامه اندیشه سیاسی در اسلام، شماره 7،صص 7-31.
3- ارغندی، علیرضا( 1389)، چهارچوب ها و جهت گیری های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران: قومس.
4- بهاری اودلو- بهنام ، بخشی شیخ احمد-  مهدی،( 1394).  بررسی  اندیشه سیاسی امام خمینی(ره)، فصلنامه علمی- پژوهشی مطالعات نقلاب اسلامی، شماره 42،صص 226- 209 .
5- پوراحمدی، حسین. ( 1386). انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران در بازتاب فرآیند جهانی شدن، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره).
6- حسینی زاده، سید محمد علی. ( 1386).اسلام سیاسی در ایران، قم: دانشگاه مفید.
7- دوورژه، موریس.( 1378). بایسته های جامعه شناسی سیاسی،( ترجمه و تلخیص ابوالفضل قاضی شریعت پناهی)، تهران: نشر دادگستر.
8-  روزنامۀ کیهان، (1390).شماره 19951.
9- روزنامۀ جام جم، (1390) ، شماره 68.
10- فراتی، عبد الوهاب.(1380). نظریه انقلاب در اندیشه امام خمینی(ره)، مجله علوم سیاسی، شماره16.
11- فوزی، یحیی، بخشی،عباس علی،( 1395). وجوه اشتراک و افتراق اندیشه سیاسی جنبش حماس با اندیشه سیاسی انقلاب اسلامی ایران، فصلنامه اندیشه سیاسی در اسلام، شماره 7،صص 99- 102.
12- گریفیتس، مارتین.( 1388). دانشنامه روابط بین الملل و سیاست جهان، (ترجمه علیرضا طیب)، تهران:  نشر نی
13- لک زایی، شریف، لک زایی، رضا. (1395). راهکار امام خمینی(ره) برای ایجادصلح و جهان عاری از خشونت، فصلنامه اندیشه سیاسی در اسلام، شماره 9، صص35- 65.
14- مایکل برسفورد فاستر و...(1388)، خداوندان اندیشه ی سیاسی .(ترجمه علی رامین، جواد شیخ الاسلامی) ، چاپ چهارم: تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
15- موسوی الخمینی، روح الله. (1371). صحیفه ی نور، تهران: سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی.
16-  ....................( 1377). ولایت فقیه، تهران: مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ7.
17- .....................،(1378).ولایت فقیه(حکومت اسلامی)، تهران: موسسه تنطیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، چ 9
18-  .....................( 1378) .صحیفه امام، تهران: مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ1.
19-  ...................،(1378). صحیفه ی امام، تهران: موسسه تنطیم نشر آثار امام خمینی، ج21.
20-  ................... (1379). چهل حدیث. تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
21-  ...................(1379). صحیفه امام، تهران: موسسه  تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
22- ...................... ( 1381)، ولایت فقیه (حکومت اسلامی)،  تهران: مؤسسه چاپ و نشر عروج، چاپ یازدهم.
23-  .....................(1384). تحریرالوسیله، تهران: مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ1.
24-  ...................، (1385). صحیفه امام، تهران:  موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ و نشر عروج، چاپ چهارم.
25- .....................، (1388). جنود عقل و جهل، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
26- ..................، ( بی تا)، صحیفۀ نور(نرم افزار)، دربردارندۀ مجموعه 22 جلدی حضرت امام خمینی، تهران: موسسه  نشر تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره).
27-  موسوی جشنی، سید صدر الدین- گلباغ، محمد معین. ( 1395). مطالعۀ تطبیقی رویکرد امام خمینی(ره) و مهاتما گاندی به عدم خشونت، پژوهش نامه متین، شماه 71.
28- واثقی راد، محمدحسین.( 1379)."حسن و قبح خشونت"، کتاب نقد، شماره 14- 15.
29- هابرماس، یورگن.(1388)، ایمان و دانش، ترجمه فرزین بانکی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
30- هانسون، اریک او،( 1389). دین و سیاست در نظام بین الملل معاصر، ترجمه ارسلان قربانی شیخ نشین، تهران: دانشگاه امام صادق(ع).


نویسندگان
صدیقه نصیری فر ، مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد بافت، الهیات و معارف اسلامی/ گرایش فلسفۀ اسلامی، (نویسنده مسئول)

h.nasirifar@yahoo.com
باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان ، واحد بافت، دانشگاه آزاد اسلامی، بافت، ایران
دکتر حسین معین آبادی، استادیار، هیت علمی دانشگاه باهنر کرمان، دکتری علوم سیاسیُ مسایل ایران
moeini@uk.ac.ir
عابد اکبریان، کارشناس ارشد حقوق بین الملل، Akbarian46@gmail.com


د
کد مطلب: 395211
مرجع : هم اندیشی