تاریخ انتشار : دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۵۹
 
مهدی رضایی دانشجوی دکتری دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف‌آباد

حیات طیبه هدف غایی انقلاب

Share/Save/Bookmark
 
حیات حقیقی جوامع انسانی، حیات طیبه است که برخاسته از مرتبه بالای روح انسانی است. انسان مومن در مسیر تعالی معنوی با توکل بر ایمان و عمل صالح با سیر متعالی روح و به فعلیت رسیدن آن ثمره شگرف چون حیات طیبه را کسب می‌نماید. هدف از پژوهش حاضر «حیات طیبه به عنوان هدف غایی انقلاب» می‌باشد.
پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: حیات حقیقی جوامع انسانی، حیات طیبه است که برخاسته از مرتبه بالای روح انسانی است. انسان مومن در مسیر تعالی معنوی با توکل بر ایمان و عمل صالح با سیر متعالی روح و به فعلیت رسیدن آن ثمره شگرف چون حیات طیبه را کسب می‌نماید. هدف از پژوهش حاضر «حیات طیبه به عنوان هدف غایی انقلاب» می‌باشد. روش پژوهش توصیفی- اسنادی است و نتایج حاکی از آن است که حیات طیبه نجات جامعه بشری است، ولایت اسلامی مساوات، امنیت، عدالت و ارامش معنوی را برای بشر به همراه دارد؛ لذا حیات طیّبه، یعنی یک ملت، هم از لحاظ مادّی و زندگی روزمرّه و رفاه و امنیت و دانش و سواد و عزّت سیاسی و استقلال اقتصادی و رونق مالی و اقتصادی برخوردار باشد، هم از جهت معنوی، انسان‌های مؤمن و خداشناس و پرهیزکار و برخوردار از اخلاق والای الهی در آن زندگی کنندو این مهم هدف غایی انقلاب اسلامی می‌باشد که مترادف «حیات طیّبه» است.


مقدمه
انسان موجودی کمال‌پذیر است و دین اسلام برنامه زندگی انسان برای رسیدن به کمال است با توجه به این که انسان موجودی اجتماعی است، بخش مهمی از کمال انسان نیز از طریق زندگی اجتماعی به دست خواهد آمد از این رو می‌توان گفت که بخش مهمی از دین اسلام تعالیم اجتماعی است که هدف از آن رسیدن انسان به کمال لایق اوست. در متون و منابع دینی از زندگی مطابق با تعالیم دینی به حیات طیبه تعبیر شده است. خداوند در آیه «من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مومن فلنحیینّه حیاه طیبه و لنجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعمولون» (سوره نحل/97) زندگی صاحبان عمل صالح که مومن باشند را به صفت طیبه ستوده است یعنی زندگی که با برخوردار بودن انسان از ایمان و عمل صالح، از آلودگیهای ظاهری و باطنی پاکیزه بوده و موجب می‌شود حیات انسان مطلوب، دلچسب، پسندیده و مطابق میل و اراده وی باشد(حاجی‌صادقی و بخشیان، 1393). امروزه در فرهنگ غربی با تأکید بر سبک زندگی به بررسی ابعاد مختلف این مسأله پرداخته می‌شود و تلاش می‌شود براساس مبانی فکری و فرهنگی غرب، ابعاد مختلف سبک زندگی غربی مطرح گردد. براساس دیدگاه‌های مطرح شده در غرب، انسان مدرن دارای ویژگی‌های خاص رفتاری و ارتباطی است. انسان مدرن از الگوهای خاصی در تنظیم روابط اجتماعی خود پیروی می‌کند. با نگاهی فلسفی می‌توان مبانی نظری چنین رفتاری را استخراج کرد. اما در این زمینه آن‌چه اهمیت دارد، پی‌ریزی سبک و الگویی اسلامی در تعاملات و ارتباطات افراد در جامعه اسلامی. با توجه به تقابل فرهنگ غربی با فرهنگ اسلام و نیز با توجه به تأکیدی که بزرگان دین بر پی‌گیری و پی‌ریزی تمدن اسلامی دارند می‌توان با استفاده از مفهوم حیات طیبه هدف غایی جامعه اسلامی را ترسیم نمود(قربانی، 1392).
در این زمینه مطالعات و پژوهش‌هایی صورت گرفته از جمله قربانی (1392) در رساله ارشد خویش به بررسی «چیستی حیات طیبه، ابعاد و پیامدهای اجتماعی آن از دیدگاه اندیشمندان مسلمان» پرداخته و بیان می‌دارد شناخت ابعاد و پیامدهای اجتماعی حیات طیبه می‌تواند انسان را در رسیدن به یک زندگی جامع، مطلوب و حقیقی کمک نموده و موجب صلح، صفا، آرامش و امنیت همه جانبه در فضای جامعه می‌گردد. حاجی‌صادقی و بخشیان (1393) در مقاله «مفهوم‌شناسی و حقیقت‌یابی حیات طیبه از منظر قرآن کریم» حيات طيبه برخاسته از مرتبه بالاي روح انساني است. انسان مؤمن در سير متعالي و تعالي معنوي خويش كه تولدي بعد از تولد مي‌يابد، به افاضه الهي از دل ايمانش مؤيد به روحي ميشود كه حيات طيبه ثمره آن است. اگر حيات طيبه حياتي جديد و برتر از حيات معمولي و منشأ آثاري بس ارزشمند براي انسان مؤمن است، در حقيقت مؤمن حائز مرتبه جديدي از روح شده كه از پرتو آن روح، اين حيات و آثارش پديدار شده است. البته اين مرتبه فائقه روح كه استعداد ويژه‌اي بوده و اكنون فعليت يافته است، ظهور و شكوفايي‌اش را از ايمان و عمل صالح مي‌گيرد. آمار (1393) در مقاله «تربیت برای دستیابی به مراتبی از حیات طیبه» بیان می‌دارد که برای کسب تربیت دینی به فعلیت رساندن کمالات بالقوه با بهره‌گیری از حیات طیبه براساس اهداف و ارزش‌های دینی در تمامی ابعاد زندگی شایان توجه می‌باشد و این مهم باید متناسب با موقعیت‌ها و نیازهای جدید زندگی امروز صورت گیرد. از آن‌جا که بخش اجتماعی زندگی یا همان حیات طیبه بخش اصلی و حقیقی اسلام محسوب می‌گردد این پرسش مطرح می‌شود که «آیا هدف غایی انقلاب، حیات طیبه است؟»
روش تحقیق
پژوهش حاضر توصیفی- اسنادی (کتابخانه‌ای) می‌باشد. به طوری که در شیوه «توصیفی» محقق به دنبال چگونه بودن موضوع می‌پردازد و ماهیت و وضعیت موجود موضوع و مسأله تحقیق را مورد بررسی قرار می‌دهد در روش اسنادی با بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای چون مجلات، کتاب‌ها و مقالات و... به بررسی موضوع در میان منابع موجود می‌پردازد.
مفهوم حیات طیبه
حیات طیبه، زندگی شرافتمندانه همراه با قناعت و خشنودی از آن نعمتی که خداوند بهره ی انسان ساخته است؛ می باشد(طبرسی،1380 ، 17/734) حیات طیبه، وضع مطلوب زندگی انسان است؛ مرتبه‌اي از حیات و زندگی برتر و محصول ایمان و عمل صالح است. مفسران درباره حیات طیبه نظریات متفاوتی ارائه کرده‌اند. قناعت (نهج‌البلاغه، حکمت 229)، سعادت(طبري، بیتا، ج 14: 198)، رزق حلال (طبري، بیتا، ج14: 224)، بهشت (طبري، بیتا، ج14: 198)، رزق روزانه (مکارم شیرازي و همکاران، 1384، ج11: 394)، شیرینی اطاعت از پروردگار، شناخت پروردگار و استغنا از خلق و نیاز به پروردگار (قرطبی، بیتا، ج10: 174)  برخی از نظریات مفسران درباره حیات طیبه است. طباطبایی در تفسیر المیزان در مورد حیات طیبه بیان کرده است:
«حیات» به معناي جان انداختن در چیز و افاضه حیات به آن است، پس این جمله با صراحت لفظش دلالت دارد بر اینکه خداي تعالی مؤمنی که عمل صالح کند به حیات جدیدي غیر از آن حیاتی که به دیگران نیز داده است، زنده می کند ... این حیات جدید و اختصاصی جداي از زندگی سابق نیست که همه در آن مشترکند در عین اینکه غیر آن است، همان است؛ تنها اختلاف به مراتب است نه به عدد؛ پس کسی که داراي آنچنان زندگی است دو جور زندگی ندارد؛ بلکه زندگی او قوي تر و روشن تر و واجد آثار بیشتر است (طباطبایی، 1364 ، ج12: 491).
ارکان حیات طیبه
ایمان و عمل صالح، دو رکن اصلی دستیابی به حیات طیبه و پاك است. فطرت انسان که شامل آگاهیها و گرایشهاي برتر پیش از تولد است، سرمایهاي همگانی است که در اختیار همگان قرار گرفته، و زمینهاي است که بر اساس آن میتوان انتظار آمادگی خداپرستی و انجام دادن کار خیر را داشت. علت اینکه انسانها به رغم فطرت مشترك اولیه، متفاوت می‌شوند، ثانویه است و به تلاش انسان بستگی دارد (صادق زاده و همکاران، 1390).
عوامل زمینه‌ساز تحقق حیات طیبه
پایه‌هاى حیات طیبه، در قرآن کریم و روایات پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) تبیین شده‌اند. در قرآن مبانى اساسى حیات طیبه معرفی شده‌اند که شناخت آنها، زمینه تحقق حیات طیبه را برای انسان فراهم می‌کنند. مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:
1. اجابت دعوت خدا و رسول: «اى کسانى که ایمان آورده‌اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامى که شما را به سوى چیزى می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد...» (انفال/24) آیه فوق با صراحت می‌گوید که دعوت اسلام، دعوت به سوى زندگى معنوی است. مقصود از حیاتى که با دعوت انبیا فراهم می‌آید، حیات حیوانى نیست؛ چون بدون دعوت انبیا نیز این نوع حیات وجود دارد، بلکه مقصود حیات فکرى، عقلى و معنوى، اخلاقى و اجتماعى و بالأخره حیات و زندگى در تمام زمینه‌ها می‌باشد که تعبیر دیگر آن، حیات طیبه است.
2.ایمان و عمل صالح: زمینه‌ها و بسترهای اصلی حیات معنوی و طیّب ایمان و عمل صالح، می‌باشند که در آیه 97 سوره نحل بیان شده است. شایان ذکر است که حیات طیبه خود دارای درجات و مراتب است و به هر نسبت که انسان بر ایمان و عمل صالح خود بیفزاید، حیات طیبه او نیز موجودیت و شدت بیشتر یافته و بر درجات روحی و تعالی معنوی او افزوده می‌شود. در واقع حیات حقیقی انسان دارای مراتب و بطون است که این مراتب به صورت استعداد در متن آدمی به ودیعه نهاده شده است. مزیّن شدن به گوهر دین و طی مراتب و درجات دین‌داری، استعدادهای ویژه انسان برای نیل به درجات والای حیات را شکوفا می‌کند. طبق همین آیه، حیات طیبه غیر از ایمان، به عمل صالح نیز احتیاج دارد. البته ایمان راستین، عمل صالح را به وجود می‌آورد و عمل صالح هم ایمان را زیاد می‌کند. هر گامى که مؤمن در راه انجام اعمال صالح برمی‌دارد به ایمان خود می‌افزاید و ازدیاد ایمان و رشد و پرورش روحى، کردار شایسته را به دنبال دارد. معیار برخوردارى از حیات طیبه، ایمان و بردبارى در جهاد با هواهاى نفسانى است.
3. شکوفایی عقل و خرد انسانی: «آیا کسى که مرده بود، سپس او را زنده کردیم، و نورى برایش قرار دادیم که با آن در میان مردم راه برود، همانند کسى است که در ظلمت‌ها باشد و از آن خارج نگردد؟! این‌گونه براى کافران، اعمال (زشتى) که انجام می‌دادند، تزیین شده [و زیبا جلوه کرده] است» (انعام/122) انسان به ‌وسیله رشد صحیح عقل و بهره‌برداری آن در جهت هدف آفرینش می‌تواند از ایمان و حیات طیبه برخوردار شود. در مقابل، قرآن کریم کافر را به جهت عدم تعقل و خردورزی، مرده فاقد حیات می‌داند. این آیه شریفه؛ از نورانیت و حیات معنوی مؤمن و تاریکی و مرگ غیر مؤمن سخن می‌گوید. در صدر آیه مورد بحث، سخن از کسی است که خدا به او حیاتی ویژه و نورانیتی خاص داده، و در ذیل آن به نحو تقابل از کافران سخن رفته است. از این تقابل معلوم می‌شود که کافر در فرهنگ قرآن مرده و فاقد حیات معنوی است(حاجی‌صادقی و بخشیان، 1393).
آثار حیات طیبه
حیات طیبه آثار و نتایج و بهره‌هایی دارد که مهمترین آنها عبارت است از:
- داراي عزت شدن، صبغه و رنگ خدایی گرفتن زندگی فرد
- قابل فیض شدن به این معنا که خداوند فرموده است انسان پاك یا کلمه طیبه به سمت خداوند صعود می‌کند.
- جاودانگی؛ چون انسانی که در اثر حیات پاك جانش به سمت خدا حرکت کند، عندالله است (نحل/96) امام علی(ع) در مورد خودشان فرموده است «یموت من مات منّا و لیس بمیّت و یبلی من بلی منّا و لیس ببال»: در ما امامان و از اهل بیت عصمت و طهارت مردن به معنی رهاکردن تن است؛ زیرا چیزي از ما به کهنگی و فرسودگی نمی‌گراید و اصولا چیزي از عصمت و طهارت قابل فرسایش نیست و کهنگی و فرسودگی و پوسیدگی در حریم حیات طیبه راه ندارد.
 -انسان برخوردار از حیات طیبه حاضر، زنده، پربار و ثمربخش است. این ویژگی را خداوند چنین بیان می‌کند: «أَلَم تَرَ کَیفَ ضَرَب اللّه مَثَلاً کَلِمَۀً طَیِبَۀً کَشَجَرةٍ طَیِبَۀٍ أَصلُها ثَابِت وفَرْعُها فِی السَّمَاء(ابراهیم/24) آیا ندیدهاي که خدا چگونه مثل زد؟ سخن پاك چون درختی پاك است که ریشه‌اش در زمین استوار و شاخه‌هایش در آسمان است.
- درحیات طیبه، هیچ هراسی در قلب انسانها راه پیدا نمیکند؛ زیرا براي چیزي که از دست داده‌اند، غمگین نیستند و براي از دست ندادن چیزي درآینده، هراسناك نیستند.
- دستیابی به تزکیه، گزارة کلیدي سعادت انسان در دنیا و آخرت، تزکیه است. «قد افلح من زکیها» (شمس/5) و تزکیه جز در حیات طیبه به صورت همگانی و عمومی و با تعاون و یاري همۀ افراد جامعه، محقق نمی‌شود و از این رو تزکیه نفوس در جنبه‌هاي فردي و اجتماعی آن در حیات طیبه حاصل می‌شود (علی اکبري، 1381)
دستیابی به مراتبی از حیات طیبه، آرمان جامعه بشري است. از این رو ، دستیابی به مراتب آن برای انسان‌ها محور اساسی جامعه در نظر گرفته شده است. تحقق حیات طیبه به شکوفایی فطرت و رشد هم‌هجانبه استعدادهاي طبیعی و تنظیم متعادل عواطف و تمایلات و در نتیجه تکوین هویت افراد منجر میشود و مقدمات شکل‌گیري و پیشرفت پیوستۀ جامعه صالح را فراهم می‌کند. بر اساس مبانی نظري تحول بنیادین، تعاملی بودن، پیوسته و تدریجی بودن، یکپارچگی و دستیابی به مراتبی از حیات طیبه بر اساس آگاهی و اختیار، ویژگی‌هاي تربیت به معناي عامِ آن است(صادق زاده و همکاران، 1390).
حیات طیبه هدف اصلی انقلاب
هدف از همه ی مبارزاتی که ملّت ایران به رهبری امام بزرگوار انجام داد تا انقلاب به پیروزی رسید و همه ی تلاشهایی که بعد از پیروزی انقلاب در این کشور انجام شد، تشکیل حیات طیبه ی اسلامی بود. اسلام برای انسان، روش زندگی مناسب لایقی قایل است. اگر تنها این شرایط محقق شد، انسان می تواند به سعادت و کمال برسد. تلاش همه ی دلسوزان بشر و راهنمایان بزرگ انسان و انبیای عظام و اولیا و مجاهدان فی سبیل الله در طول تاریخ، این بوده است که این حیات طیبه را برای بشر به وجود آورند. از طرف دیگر، سعی همه ی دشمنان انسان و شیاطین و طواغیت آن بوده است که بشر را از این حیات طیبه دور کنند. لذا عنصر ایمان و دشمنی با شیطانها و طاغوتها، از اجزای اصلی دعوت همه ی پیامبران بوده و عمل پیامبر اسلام (ص) هم بر این نکته قرار داشته است. 
خصوصیات استثنایی انقلاب
اگرچه در دوران کنونی و در این قرن ـ یعنی در قرن بیستم میلادی ـ در سرتاسر عالم انقلابهای گوناگونی به وجود آمد، اما انقلاب اسلامی در ایران، یک انقلاب استثنایی بود. تاکنون، همه چیز این انقلاب استثنایی بوده است و از این جهات، با انقلابهای دیگر قابل مقایسه نیست. البته، بحث بر سر انقلابهاست. تحولاتی که با کودتاهای نظامی در دنیا انجام گرفته، اگرچه در بعضی از کشورها، اسم همان تحولات را هم انقلاب می گذارند، اما آنها قابل این نیستند که وقتی درباره ی انقلاب بحث می کنیم، از آنها هم صحبت کنیم. وجود آنها، حساب دیگر و مسأله ی دیگری است. بحث بر سر انقلابهاست؛ یعنی آن تحولاتی که به وسیله ی مردم انجام گرفت و ناظر به اصول و مبانی اعتقادی و اجتماعی جامعه بود. اگرچه این گونه انقلابها، در چند ده سال اخیر در دنیا زیاد اتفاق افتاده است، اما هیچ کدام مثل انقلاب اسلامی ما نبود و به همین خاطر است که این انقلاب با گذشت یازده سال، همچنان درخشندگی خود را در سطح جهان حفظ کرده است. دو خصوصیت از خصوصیات استثنایی این انقلاب را مطرح می کنم که همین دو خصوصیت، بیشترین تأثیر را در وجهه ی این انقلاب در دنیا داشت؛ همچنان که بیشترین تأثیر را در پیروزی و ماندگاری انقلاب در کشور اسلامی داشت. همین دو خصوصیت بود که با گذشت چندین سال، هنوز موجب شده است که در گوشه و کنار عالم، به پیروی از این انقلاب و در پرتو آن، از سوی کسانی حداقل حرکات و تحولات و تلاشهایی انجام بگیرد. 
1- ابتنا بر ارزشهای دینی، اخلاقی، معنوی:  یکی از این دو خصوصیت، عبارت بود از این که مبنای این انقلاب، ارزشهای دینی و اخلاقی و معنوی بود و خصوصیت دیگر این بود که انقلاب بر پایه ی اراده و خواست مردم در تشکیل و اداره ی حکومت باقی ماند. یعنی پس از پیروزی انقلاب، اهمیت نقش مردم از آنها سلب نشد و به عنوان یک عنصر برای انقلاب باقی ماند. این دو خصوصیت، در انقلاب ما وجود دارد. انقلابهای دیگر، غالباً بر مبنای تفکرات مادّی انجام گرفته است. ممکن است این تفکرات، افکار مادّی مکتبی و مسلکی ـ یعنی تفکرات مارکسیستی و کمونیستی ـ باشد و یا این که اعتقادی هم به یک مکتب مادّی نداشته باشند؛ بلکه بر مبنای مادّی نگری ـ مثل گروههای میهن دوست و میهن پرستی که در بعضی از کشورها اقداماتی را انجام می دهند و بینش دینی ندارند ـ عمل کنند. همه ی انقلابها این گونه اند. حتّی انقلابهایی که مقدّمات آنها مذهبی یا اسلامی بوده است، در انتها از حالت اسلامی بودن خارج شدند؛ مثل بعضی از کشورها که در اول، انقلابشان در مساجد شکل گرفت و نهضت از مساجد یا مدارس دینی شروع شد ـ هم در آسیا و هم در آفریقا ـ لیکن بعد که حرکات رشد پیدا کرد، چون در میان مذهبیون، قوّت رهبری کافی وجود نداشته، دیگران آمدند و امور را قبضه کردند و خط را از حالت مذهبی، به سمت لامذهبی بردند. تقریباً هیچ نقطه یی از دنیا را که در آن انقلاب شده باشد، سراغ ندارم که از این قاعده ی کلی خارج باشد؛ ولی در کشور ما این طور نشد. انقلاب از خانه ی مذهب ـ یعنی مسجد و مدرسه ی دینی ـ آغاز شد و جهت گیری مذهبی در انقلاب روزبه روز افزایش پیدا کرد و نقش مذهب و ارزشهای معنوی، آن قدر قوی شد که کسانی را به میدان انقلاب کشاند که معمولاً در هیچ انقلابی، این گونه آدمها به میدان نمی آیند. حتّی افراد مسن و بی‌خبر از مسایل سیاسی و آدمهایی را که در شهرها و روستاهای دورافتاده زندگی می کنند، به میدان انقلاب و مبارزه کشاند. علاوه ی بر این، روحیه ی مذهبی در این انقلاب کاری کرد که در دوران انقلاب، کمترین ضایعه به وجود آید. این، نکته ی مهمی است که اگر کسانی در انقلابهای مادّی دنیا ـ مخصوصاً انقلاب اکتبر کشور روسیه ـ مطالعه کرده باشند، معنای این مطلب را خیلی خوب می فهمند. آن جاهایی که انقلابی بر اساس لامذهبی به وجود آمده، در هنگام شکوفایی انقلاب و اوج نهضت انقلابی، ضایعات فراوانی ایجاد شده است؛ چون مردمی که تحت هیچ قانون و قاعده و ضابطه یی نیستند و نظامی را از بین بردند و هنوز هم چیزی جایگزینش نشده، قاعدتاً در معاملات اجتماعی و برخوردها و انتقام گیریشان، خیلی بی محابا عمل می کنند. در آن انقلابی که اشاره شد، از این قبیل قضایا زیاد اتفاق افتاده است. کسانی که قضایای آن انقلاب و امثال آن را خوانده باشند، این نکته را تصدیق می کنند. انتقام کشیها، سوءاستفاده ها، آدمهای ناباب، مدتی بخشی از کشور را برای خودشان قرق می کنند و چه قدر اموال را از بین می برند و چه قدر نفوس بی گناه را نابود می کنند و از این قبیل مسایل، در انقلاب ما اتفاق نیفتاد و زمانی که انقلاب پیروز شد، حکومتی که به وجود آمد، بر اساس انقلاب، یک حکومت اسلامی بود؛ یعنی جمهوری اسلامی. این حکومت، به سمت چپ و راست حرکت نکرد؛ بلکه در خط مستقیم دین باقی ماند. وقتی جمهوری اسلامی هم تشکیل شد، با گذشت زمان راه دین را رها نکرد؛ بلکه درست در قانونگذاری و انتخاب مسؤولان و مجریان و کارگزاران اصلی نظام ـ مثل نمایندگان مجلس و دیگران ـ مردم با معیارهای اسلامی وارد میدان شدند. دین، خصوصیت انقلاب بود و ماند. این طور نبود که روزی دین خصوصیت انقلاب باشد و پس از چندی، این خصوصیت از انقلاب گرفته بشود و به چیز دیگری تبدیل بشود. این یک خصوصیت، در هیچ یک از انقلابها نبود وهمین، یکی از مهمترین عوامل بود تا هر جای دنیا قلبی برای دین و اسلام می تپد، به جمهوری اسلامی ـ که برای اسلام حرکت می کند و به اعلای کلمه ی اسلام فکر می کند ـ علاقه مند باشد. 
2. مردمی بودن: خصوصیت دوم، مردمی بودن است. انقلابهای دیگر ـ آنها که حقیقتاً انقلاب بودند ـ پس از پیروزی خود، اغلب نسبت به مردم بی اعتنا شدند. کودتاها و حرکات نظامی و امثال اینها را کاری نداریم. انقلابها، همیشه در همه جای دنیا به دست مردم به وجود آمده؛ اما بعد از آن که به پیروزی رسیده یا در آستانه ی پیروزی قرار گرفته، احزاب یا حزب جای انقلاب و مردم را گرفته است و مردم کنار رفته اند. مثل کشورهای کمونیستی و سوسیالیستی دنیا که نظامهای خیلی از آنها، با یک انقلاب به وجود آمده بود و مردم در آن نقش داشتند و به گروه انقلابی و مبارز مردم کمک کرده بودند؛ اما در همه این کشورها، به مجرد این که انقلاب به پیروزی نزدیک شد یا به پیروزی رسید، مردم دیگر هیچکاره شدند و حزب همه کاره شد. انقلاب ایران حکومت مردمی را به وجود آورد. در کشور ما، انقلاب از روز اول، همه ی نقشها در همه ی امور را به مردم داده است. یعنی مجلس را ـ که محل قانونگذاری است ـ مردم تشکیل می دهند و نمایندگان مردم به آن جا می روند و هیچ کس هم حق ندارد نماینده یی را به مردم تحمیل کند. یک نفر نماینده هم از این دویست و هفتاد نفر، بدون آرای مردم به مجلس نمی آید. رئیس جمهور را ـ که مجری امور و مدیر و رئیس اداره ی کشور است ـ مردم با آرای خودشان انتخاب می کنند. هر کسی را که دلشان خواست، انتخاب می کنند. اختیار با مردم است.  نظامی که در آن حاکم ـ چه رهبر، چه ریاست جمهوری، چه ریاست قوّه ی قضاییه، چه مجلس شورای اسلامی ـ متکی و متصل به مردم و مورد علاقه و پشتیبانی و حمایت آنهاست، نظام جمهوری اسلامی است (کیهان، 1390). لذا انقلاب اسلامی آمد تا حیات طیبه اسلامی را برای کشور و مردم بازتولید نماید و آن را تأمین کند و با نگاهی وسیع‌تر بازتولید حیات طیبه اسلامی در کشور می‌تواند الگوئی برای دنیای اسلام شود در واقع انقلاب ایران حقیقت و شجره طیبه را به جهان اسلام نشان داده و هدف غائی انقلاب در ایران جز این مهم نمی‌باشد (بیانات مقام معظم رهبری، 19/6/1387).
نتیجه‌گیری
حیات طیبه از روحی جدید در انسان نشئت گرفته و مرتبه فائقه روح با فراهم شدن بستر مناسب، به اذن الهی امکان‌پذیر است که بعد از پیدایش حیات معنوی و متعالی در انسان ظهور می‌یابد؛ در حقیقت حیات طیبه «دنیویه الحدوث» است ولیکن «اخرویه البقا» می‌باشد و «حیات عنداللهی» جاودانه، تبلور همین حیات طیبه است. تحقق حیات طیبه در جامعه نجات بشریت را به همراه دارد و «فلنحیّینه حیاه طیّبه» ثمره و هدف نهایی انقلاب اسلامی است و یک ملت را از نظر مادّی، زندگی روزمرّه، رفاه و امنیت، دانش و سواد، عزّت سیاسی، استقلال اقتصادی، رونق مالی و اقتصادی برخوردار می‌نماید و به دنبال آن جهت معنوی، انسانهای مؤمن و خداشناس و پرهیزکار و برخوردار از اخلاق والای الهی را در جامعه کثرت می‌دهد، این مهم هدف غایی انقلاب و نتیجه تجلی حیات طیبه در جامعه است.
منابع و مآخذ
قربانی، اکبر (1392) چیستی حیات طیبه، ابعاد و پیامدهای اجتماعی آن از دیدگاه اندیشمندان مسلمان، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه باقرالعلوم
حاجی‌صادقی، عبدالله و بخشیان، ابوالقاسم (1393) مفهوم‌شناسی و حقیقت‌یابی حیات طیبه از منظر قرآن کریم، دو فصلنامه علمی-پژوهشی انسان پژوهی دینی، سال یازدهم، شماره31، بهار و تابستان: 185-165
آمار، فریال (1393) تربیت برای دستیابی به مراتبی از حیات طیبه، مجله رشد آموزش ابتدایی، دوره هجدهم، شماره1، مهر: 25-24
صادق زاده قمصري، علیرضا و دیگران(1390) مبانی نظري تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوري اسلامی ایران. تهران: شوراي عالی انقلاب فرهنگی.
علی اکبري، حسن(1381) حیات طیبه. تهران: انتشارات نسل کوثر
طبري، محمد بن حریر (بی تا) جامع البیان فی تفسیر القرآن. ج 14 . ترجمه محمد باقر خالصی (1346). قم: دارالعلم.
قرطبی، محمد بن احمد(بی تا) الجامع لاحکام القرآن. تهران(1364) انتشارات ناصرخسرو.
مکارم شیرازي، ناصر و همکاران (1384) تفسیرنمونه. تهران: دارالکتاب الاسلامیه
طبرسی،ابوعلی الفضل بن حسن(1380) مجمع البیان فی تفسیر القرآن،ترجمه:علی کرمی،تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
روزنامه کیهان (1390) حیات طیبه هدف اصلی انقلاب، کد خبر3022673، 22/5/1390
مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ‏ای(1387)، هدف انقلاب، ایجاد الگوی حیات طیبه اسلامی در کشور، بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با رؤسای سه قوه و مسئولان نظام، 19/06/1387.


نویسنده: 
مهدی رضایی دانشجوی دکتری دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف‌آباد اصفهان آدرس ایمیل: Mahdi.r.53@chmail.ir
 
 

د
کد مطلب: 395215
مرجع : هم اندیشی