تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۰ تير ۱۳۹۹ ساعت ۰۸:۲۴
۱
 
به بهانه نامه عجیب موسوی خوئینی‌ها به رهبر معظم انقلاب؛

همیشه طلب‌کار؛ چه کسانی باید پاسخگوی وضع فعلی کشور باشند؟

Share/Save/Bookmark
 
اکنون که بی‌کفایتی دولت حسن روحانی بر مردم عیان شده، دولتی‌ها و اصلاح‌طلبان به‌عنوان حامیان آنها، تصمیم گرفته‌اند که به جای قبول مسئولیت و عذرخواهی از مردم ایران، مشکلات را به گردن رهبر انقلاب اسلامی و نهادهای دیگر بیاندازند.
پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی:بر هیچ کسی پوشیده نیست که وضعیتی که اکنون کشور به آن دچار شده، ناشی از عملکرد دولت حسن روحانی است. دولتی که در سال 92 با حمایت تمام قد اصلاح‌طلبان روی کار آمد و در سال 96، با تکرار لیدرهای اصلاحات تداوم پیدا کرد. خیلی‌ها معتقدند که دولت آقای روحانی بدترین دولتی است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران تشکیل شد.
 
دولتی با کارنامه پر از تهی در حوزه های حائز اهمیت که چند سال از عمر یک ملت را معطل توافقی کرد که بر پایه امضای جان کری(وزیر سابق امور خارجه ایالات متحده) بنا شده بود و دو سال قبل با خروج رسمی آمریکا از توافق، رسماً باطل شد. حالا درحالی که نارضایتی مردم از دولت تدبیر به بالاترین حد رسیده و از حامیان روحانی انتظار می‌رود که حداقل بابت به وجود آمدن وضع موجود از مردم عذرخواهی کنند، قصد فرار از پاسخگویی و تطهیر خود را دارند.
 
چند روز قبل حجت‌الاسلام موسوی خوئینی‌ها از چهره‌های شاخص اصلاحات در نامه‌ای به رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اوضاع اقتصادی کشور، مقصرین به وجود آمدن وضع موجود را تبرئه و سپس تصمیمات رهبر انقلاب اسلامی را عامل اوضاع فعلی می‌داند!
 
گویا موسوی خوئینی‌ها از یاد برده است که او و مابقی اصلاح‌طلبان در انتخابات سال‌های 92 و 96 با وعده برطرف شدن همه مشکلات کشور در سایه سیاست‌های مذاکراتی روحانی، مردم را به انتخاب روحانی فرا می‌خواندند.
 
دبیر مجمع روحانیون فراموش کرده است که صدقه‌سری فعالیت‌های فتنه انگیزانه او و هم‌قطارانش در سال 88، ایالات متحده تحریم‌های بی سابقه‌ای را علیه ایران اعمال کرد که تا به امروز مشکلات متعددی را برای اقتصاد کشور و معیشت مردم به وجود آورده است.
 
موسوی خوئینی‌ها درحالی ریشه مشکلات امروز کشور را در سیاست‌های کلان رهبر انقلاب اسلامی می‌داند که در چهار دهه‌ای از انقلاب اسلامی می‌گذرد، اغلب جریان مورد حمایت او در راس امور اجرایی بوده است. از دوازده دولتی که تاکنون در جمهوری اسلامی ایران روی کار آمده، کابینه هشت دولت را اصلاح‌طلبان تشکیل داده‌اند. پس اگر قرار باشد به دنبال مقصر به وجود آمدن شرایط فعلی کشور باشیم، چه کسانی سزاوارتر از موسوی خوئینی‌ها و اصلاح طلبان هستند؟
 
علاوه بر دبیر مجمع روحانیون، علی ربیعی سخنگوی دولت نیز روز گذشته طی یادداشتی در روزنامه ایران، با تبرئه دولت تدبیر، مشکلات امروز کشور را به گردن دولت قبل‌تر انداخته و به عبارتی از قبول مسئولیت وضعیت اقتصادی امروز کشور شانه خالی کرده است.
 
ربیعی در بخشی از یادداشتش نوشته است: گویی پیش از سال ۱۳۹۲ همه چیز بر وفق مراد بوده و تاریخ اداره کشور بالاخص در هشت ساله دولت‌های نهم و دهم هیچ میراث ناگواری برای وضعیت اقتصادی، سیاست خارجی، سیاست داخلی، محیط‌ زیست، فرهنگ و جامعه نداشته و دولت‌های یازدهم و دوازدهم اقتصادی بسامان، جامعه‌ای کم‌تنش، سیاست خارجی سراسر آرامش و پر از همکاری بین‌المللی را تحویل گرفته‌اند و ویرانه‌ای تحویل داده‌اند.
 
ربیعی ادامه داده است: آنچه که شما امروز نمی‌پسندید محصول کردار همه قوا، نهادها و شوراهایی است که سهمی در حکومت داشته و دارند.
 
ربیعی درحالی قوا و نهادهای دیگر را هم با دولت تدبیر در به وجود آمدن وضعیت فعلی شریک می‌کند که وعده ها و شعار های انتخاباتی روحانی و کاندیدای پوششی‌اش، هنوز در خاطر مردم است.
 
والله العلی العظیم اگر مشکلات این کشور راه‌حل نداشت من کاندیدا نمی‌شدم. این جمله‌ای بود که حسن روحانی پس از ثبت نام در انتخابات به زبان آورد. روحانی با قسم جلاله‌ای که خورد، قول داد مشکلات کشور را حل و فصل کند. بعدتر در انتخابات ریاست جمهوری سال 96، اسحاق جهانگیری گفته بود: اگر ما پیروز بشویم با اجرای موفق برنامه هامان، دیگر هیچ کسی در ایران سر گرسنه زمین نخواهد گذاشت، هیچ کارتن‌ خوابی دیگر نخواهد بود، هیچ کودک کاری نخواهیم داشت.
 
حال باید از ربیعی پرسید که مگر قرار نبود با دولت تدبیر مشکلات رفع شوند و هیچ کسی سر گرسنه نگذارد؟ غیر از این است که شعار آن روزها صرفاً کاربرد انتخاباتی داشته و تنها راه حل روحانی برای حل مشکلات اقتصادی کشور، انداختن توپ به زمین دولت قبل بوده است؟ حالا که زمان پاسخگویی دولت فرا رسیده، ربیعی و دوستانش از پذیرش مسئولیت شانه خالی می‌کنند.
 
شاید ربیعی دوست دارد فراموش کند، اما مردم به خوبی به یاد دارند که جهانگیری در دوران تبلیغات انتخاباتی به مشکلات پیشین‌ اشاره می‌کرد و می‌گفت: «مردم عزیز ایران یادتان هست...؟» و سپس وعده می‌داد که در دولت تدبیر خبری از آن مشکلات نخواهد بود.
 
اکنون که بی‌کفایتی دولت حسن روحانی بر مردم عیان شده، دولتی‌ها و اصلاح‌طلبان به‌عنوان حامیان آنها، تصمیم گرفته‌اند که به جای قبول مسئولیت و عذرخواهی از مردم ایران، مشکلات را به گردن رهبر انقلاب اسلامی و نهادهای دیگر بیاندازند.



ح
کد مطلب: 413609
مرجع : سايت خبری رجا
 
کرامت سلیمی
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۹-۰۴-۱۰ ۱۲:۱۳:۱۹
تا افکار و باور مردم نسبت به یک سری موضوعات مخصوصا” فلسفه تشکیل دولتها واقعی و حقیقی نشود هیچگاه مشکلات حل نخواهد شد.

چون ذهن مردم ‍‍‍‍‍ پر از دروغها و موضوعات غیر واقعیست و تا مردم به این دروغها و موهومات باور دارند باید شاهد این باشیم که روز به روز بدبخت تر و بیچاره تر شوند.
تلاش تمام دولتهای جهان این است که ملتهارا نادان و کودن بار بیاورند و ذهن انها مملو از اطلاعات بیهوده و حتی غلط شود و متاسفانه مصیبت بزرگتری که ملتها به ان دچار می شوند این است که توهم دانستن نیز دارند که این توهم دانستن از نادانی انها بدتر است.

این ملتهای نادان و کودن به گونه ای مهندسی و هدایت ذهن می شوند که حتی اگر بخواهند تغییر عقیده دهند مشکلات بزرگتری را برای خودشان ایجاد می کنند.

افراد نادان و کودن وقتی تغییر عقیده میدهند فقط ترسناک تر و خطرناکتر می شوند.

بدون شک حقیقت در ذات دروغهاییست که دررسانه ها منتشر می شود. اما چرا مردم نمی توانند حقیقت را پیدا کنند.

قدرتمندان جهان برای گمراه نمودن ملتهاو انحراف اذهان انها برای نرسیدن به حقایق ملتها را درگیر عشق و نفرت نسبت به موضوعات مختلف می کنند. زیرا عشق و نفرت هردو یک ویژگی مشترک دارند و انهم اینکه باعث می شوندافراد دیدگاه درستی نسبت به موضوعات و مسائل مختلفی که می بینند نداشته باشند و نتوانند حقیقت و واقعیت را از دروغها تشخیص دهند.

متاسفانه تعداد زیادی از رسانه ها برای انحراف اذهان از رسیدن به حقیقت موضوعات مبتذل و پیش پا افتاده و یا حتی موضوعات ظاهرا”علمی ، اگاهی دهنده ، هنری و… را منتشر می کنند.تعداد زیاد سایتها و کانالهای سرگرم کننده اعم از جوک ، فیلم ، سرگرمی و … باعث پنهان شدن حقیقت در لابلای دروغها می شود.

انسانها با باورها و عادتهایشان و همچنین رؤیاهایشان زندگی می کنند و از حقیقت فرار می کنند و این باعث می شود که صاحبان قدرت و سرمایه ملتها را به هر شکلی که اراده کنند کنترل و مهندسی نمایند. و دروغها را درلباس حقیقت به انها باور دهند.

فرار از حقیقت انسانها باعث شده تا به جای ریشه یابی واقعی مشکلات و بحرانها ی جهانی مخصوصا” جنگها همواره به دنبال یک ناجی وقهرمان بگردند تا انها را نجات دهد. بیشتر انسانها در شرایط فعلی جهان همچون دختر بچه ای شده اند که در رؤیاهایش انتظار دارد فردی با اسب سفید بیاید، غول ستمگر را بکشدو با اوازدواج نماید و خوشبختش کند.

صاحبان قدرت و صاحبان سرمایه در جهان برای حفظ موقعیتشان همواره به دنبال بحران سازی در جهان می باشند. بحرانهایی که کنترل وهدایت این بحرانها در اختیار خودشان است. گاهی جنگ جهانی ، گاهی جنگ منطقه ای و گاهی رواج قحطی،بیماری, گرسنگی و بیکاری و ...