تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۷ تير ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۰۱
 
در گفت و گو با مسعود نجفی مطرح شد؛

سیاست‌های اقتصادی دولت در تضاد با تولید است

Share/Save/Bookmark
سیاست‌های اقتصادی دولت در تضاد با تولید است
 
کارشناس بخش مسکن گفت: مسکن در این وضعیت سیاست‌گذاری، مدیریتی و تفکری که بر آن حاکم است در افزایش رکود و کاهش تقاضا بازهم قیمت بالایی خواهد داشت چراکه مردم معتقدند ارزش هر چیزی کم شود از ارزش خانه و زمین کاسته نمی‌شود.
پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی:نویسنده/خبرنگار: ساحل عباسی: آش آن‌قدر شور شده که صدای آشپز را هم درآورده است، دولتی که مسکن مهر را مزخرف نامید و چند طرح مسکنی ارائه داد اما فقط در حد حرف باقی ماند و به مرحله اجرا رسید نیز این روزها به فکر مسکن دار کردن مردم در آخرین سال حضور خودش افتاده است، نمی‌توان باور کرد دولت در این ماه‌های پایانی می‌خواهد مردم را خانه‌دار کند پس باید از این موضوع با خیال راحت بگذریم اما موضوع مهم پاسخ به این سؤال است که علی‌رغم رکود تورمی و نبود تقاضا چرا قیمت مسکن بالا و بالاتر می‌رود؟ مسعود نجفی کارشناس بخش مسکن این سؤال را برای ما واکاوی اقتصادی کرده است.
مردم می‌پرسند مگر قرار نیست مرغ نخریم، گوشت نخریم ارزان شود چرا خانه نمی‌خریم و تقاضایی برای خرید وجود ندارد نرخ خانه هر روز سر به فلک می‌کشد؟
سؤال خوبی مطرح کردید بسیاری از مردم این پرسش را دارند با رکود تورمی که تقاضایی برای خرید مسکن به نسبت دوره‌های رونق وجود ندارد دلیل این همه گرانی چیست؟ در پاسخ به این سؤال باید گفت دلیلی بر کاهش یا افزایش نرخ مسکن به صرف رکود تورمی به لحاظ علم اقتصادی وجود ندارد. رکود تورمی زمانی بر اقتصاد حاکم می‌شود که هم‌زمان درگیر تورم یا رکود باشیم، هنگامی‌که رکود و تورم با هم تداخل پیدا می‌کند به گفته کارشناسان اقتصادی این زمان است که شرایط به حد انفجار اقتصادی می‌رسد لذا تورم قیمت مسکن در وضعیت رکود به نوعی تابع این موضوع است.
آیا می‌توان افزایش نقدینگی کشور را در این عامل مؤثر دانست؟
افزایش نقدینگی و پول‌های سرگردان جامعه هم یکی از موضوعات دخیل در گران شدن مسکن علی‌رغم تقاضای نه‌چندان در این بازار است. بسیاری از مردم که تا قبل از کاهش نرخ سود بانکی جزء سپرده‌گذاران بانک بودند بعد از میزان ضرر دهی نرخ سود بانکی به نسبت نرخ تورم سپرده‌های خود را به بازارهای مختلفی بردند، بسته به میزان سرمایه در بازار دلار تا سکه و خودرو تا زمین و مسکن این موضوع در نوسان است. وقتی شرایط اقتصادی توسط دولت به‌گونه‌ای چیده می‌شود که مردم برای حفظ پول خود راهی به جز دلالی و سفته گری ندارند پول‌های سرگردان جامعه چنان دریایی که دچار سونامی شده باشد وارد هر بازاری که شود آن بازار را به چالش می‌کشد و درگیر می‌کند، لذا مردم با توجه به وضعیت اقتصادی کشور به دنبال درآمد هستند، چراکه مردم پول را برای منفعت زایی می‌خواهند با توجه به اینکه پول عملاً زایشی ندارد لذا با هدایت سرمایه‌های خود به سمت بازارهای مختلفی چون بازار مسکن، ارز و طلا سعی می‌کنند قدرت خرید خود را با وارد شدن به بازارهای سود ده حفظ کنند، لذا مسئله مسکن نیز تابع این شرایط است مردم خانه می‌خرند برای اینکه راه دیگری برای سرمایه‌گذاری ندارند.
این تفکر سرمایه بودن خانه آیا نباید توسط دولت‌ها در اذهان عمومی تغییر کند؟
مسئله این است که از قدیم‌الایام مردم ایران خانه و زمین را کالای سرمایه‌ای می‌دانستند و نه کالای مصرفی، درحالی‌که این موضوع در تمام دنیا متفاوت از ذهنیت ایرانی است، بزرگان ما با این جمله‌ها به‌خوبی آشنا هستند که سرمایه‌ات را زمین بخر و رها کن، زمین فرار نمی‌کند! این جملات که از قدیمی‌ها به یادگار مانده نشان می‌دهد که مسکن و زمین در ایرآن‌همواره یک کالای سرمایه‌ای بوده است. از سوی دیگر دولت‌ها هیچ‌گاه برای تغییر این فرهنگ و الگوبرداری از فرهنگ‌هایی که خانه را کالای مصرفی می‌داند، خودرو را کالای مصرفی می‌داند نه کالای سرمایه‌ای تلاش نکردند و خود نیز باسیاست‌های غلطی که مرتکب شدند باعث عمیق‌تر شدن این ذهنیت شدند لذا مسکن در این وضعیت سیاست‌گذاری، مدیریتی و تفکری که بر آن حاکم است در افزایش رکود و کاهش تقاضا بازهم قیمت بالایی خواهد داشت چراکه مردم معتقدند ارزش هر چیزی کم شود از ارزش خانه و زمین کاسته نمی‌شود.
چه راهکاری برای بیرون کشیدن سرمایه‌ها از بخش مسکن آن‌هم برای سودآوری و دلالی وجود دارد؟
تا زمانی که تولید جان نگیرد، یعنی دولت با اعطای تسهیلات، عدم فشار مالیاتی به تولیدکنندگان، اعطای مجوز راحت برای تولیدکنندگان و ارائه تسهیلات مورد نیاز تولیدکنندگان، از تولید، جهش و رونق آن حمایت لازم را به عمل نیاورد نه تنها بازار مسکن حتی بازار خودرو و سایر بازارها همین‌گونه در رقابتی نابرابر به قیمت از دست رفتن رؤیا و آرامش مردمی می‌شوند که خانه‌دار شدن یک ضرورت اصلی زندگی آن‌ها به شمار می‌رود. سیاست‌های اقتصادی دولت آقای روحانی در هفت سال گذشته به شدت در تضاد با تولید بوده است، در این شرایط معلوم است که پول از تولید فراهم می‌کند و به بازارهای دلالی سود ده میل پیدا می‌کند، لذا تا زمانی که تولید سودآور نباشد مردم سعی می‌کنند وارد حوزه‌هایی چون خرید مسکن و زمین شوند تا دارایی و سرمایه آن‌ها از گزند ارزش پول ملی در امان بماند، لذا دست به دست دادن شرایط برای افزایش قیمت مسکن حتی در شرایط رکود تورمی که تقاضای زیادی هم برای خرید و فروش ملک نیست عامل گرانی مسکن در این آشفته بازار سوء مدیریتی است. هرچند دولت از زمانی که روی کار آمده است تاکنون شعارهای زیبایی درباره ساخت مسکن داده اما عملاً شاهد هستیم نه مسکنی ساخته‌شده نه نیازی از مردم رفع و نه کاهش قیمتی داشته‌ایم، بهتر است مردم بدانند اصولاً حرف‌های دولت دو رو دارد، ظاهر و باطن، ظاهر زیبا و زرورق پیچیده اما توخالی و بی‌اساس تحویل مردم داده می‌شود اما باطن آن به نفع دولت است و به ضرر مردم! به‌گونه‌ای که دو متر از سیاست‌های ضد مردمی بیرون رنگ‌آمیزی شده بیرون زده اما ده متر از سیاست‌هایی که عملاً منافع ملی را تهدید می‌کند زیر زمین در جریان است.

 
کد مطلب: 413707
مرجع : نسیم آنلاین