پایگاه هم اندیشی یاران انقلاب اسلامی - پربيننده ترين عناوين سیاسی :: نسخه کامل http://www.hamandishi.ir/political Sun, 25 Aug 2019 16:53:28 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه هم اندیشی یاران انقلاب اسلامی http://www.hamandishi.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه هم اندیشی یاران انقلاب اسلامی آزاد است. Sun, 25 Aug 2019 16:53:28 GMT سیاسی 60 شکایت تعدادی نمایندگان مجلس از دولت به دیوان محاسبات http://www.hamandishi.ir/news/407831/ پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: سیدمهدی فرشادان عضو کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی با انتقاد از دولت برای اجرا نکردن قوانین مصوب مجلس، گفت: طبق اطلاعی که به دست آورده‌ایم، دولت متأسفانه اغلب مصوبات مجلس را اجرا نمی‌کند. وی با تأکید بر اینکه دولت، مصوبات مجلس را به صورت دلخواه خودش اجرا می‌کند، اظهار داشت: بعضا مشاهده شده که مجلس در مواردی، از جمله بودجه‌های سنواتی مصوباتی دارد، اما دولت با توجیه اینکه توان اجرای آنها را ندارد، آیین‌نامه‌های مربوطه را تصویب نمی‌کند. عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس تصریح کرد: ضررهای ناشی از اجرا نکردن قانون بیشتر از اجرا کردن قوانین ناقص است، شاید در برخی موارد مصوبات و قوانین مجلس واقعا دارای اشکالاتی باشد، اما این دلیلی بر اجرا نکردن آنها از سوی دولت نیست. فرشادان ادامه داد: دولت می‌تواند برای اصلاح قوانین مجلس، لوایحی ارائه کند تا مصوبات اصلاح شود، نه اینکه با توجیه اینمه مصوبات غیرکارشناسی و ناپخته است، آنها را اجرا نکند، این برای کشور اسیب‌زاست. وی اضافه کرد: بر همین اساس، تعدادی از نمایندگان مجلس در نامه‌ای به دیوان محاسبات، شکایت خود را از دولت درباره اجرا نکردن قانون اعلام کرده‌اند. عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس در پایان خاطرنشان کرد: امیدواریم دیوان محاسبات به موضوع شکایت نمایندگان رسیدگی کرده و نظر کارشناسی و قانونی خود را اعلام کند؛ تخطی از اجرای قانون برای کشور پسندیده نیست. م ]]> سیاسی Sat, 24 Aug 2019 06:53:19 GMT http://www.hamandishi.ir/news/407831/ ساماندهی «مدیریّت اقتصادی دولت» در جنگ اقتصادی http://www.hamandishi.ir/news/407838/ پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: «مدیریّت اقتصادی کشور» مطالبه‌ی مهمی بود که رهبر انقلاب اسلامی در دیدار اخیر خود با هیئت دولت مطرح کردند. ایشان در همین بیانات از کلیدواژه‌ی «مدیریت قوی» نیز استفاده کرده‌اند. اما چرا حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این بُرهه چنین بحثی را خطاب به رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت مطرح می‌کنند؟ اساسا جدیتِ دولت در مسئله‌ی مدیریت اقتصادی کشور چگونه عینی و عملیاتی می‌شود؟ پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در متن زیر مطالبات رهبر انقلاب اسلامی درباره‌ی «مدیریّت اقتصادی کشور» را بازخوانی کرده است. ارکانِ مدیریّت اقتصادی با نگاهی به بیانات اخیر رهبر انقلاب متوجه این مهم می‌شویم که در دیدار شهریور سال گذشته نیز دولت مخاطب این مطالبه‌ی رهبر انقلاب بوده‌ است: «یک مسئله‌ی مهم در زمینه‌ی مسائل اقتصادی که مناسب است بنده تذکّر بدهم، بحث مدیریّت اقتصادی است؛ دولت باید مدیریّت کند اقتصاد کشور را.» ۱۳۹۷/۰۶/۰۷ و معنای صحیح و موردنظر از طرح این موضوع نیز از سوی ایشان مطرح شده بود: «مدیریّت را با تصدّیگری نباید اشتباه کرد؛ تصدّیگری دولت در امر اقتصاد به ضرر کشور تمام میشود؛ این را ما عملاً در انقلاب تجربه کردیم و میدانیم که تصدّیگری دولت خوب نیست. اصلاً سیاستهای اصل ۴۴ برای این بود که این تصدّیگری انجام نگیرد؛ [پس] آن را بکلّی از حوزه‌ی فکر خارج کنیم، یعنی این مدیریّتی که من میگویم، مطلقاً اشتباه نشود با تصدّیگری در مسئله‌ی اقتصاد.» ۱۳۹۷/۰۶/۰۷ بنابر این مدیریت اقتصادی «تصدّیگری دولت» نیست بلکه مطالبه‌ای در جهت سامان‌بخشی بهتر به وضعیت اقتصادی کشور، غلبه بر چالش‌ها و مشکلات و بهبود وضعیت زندگی و معیشت مردم است. در نگاه رهبر انقلاب مدیریت اقتصادی دولت دارای ۲ رکن اصلی است: «مدیریّت اقتصادی دو رکن مهم دارد؛ یکی این است که ما میدان را باز کنیم برای فعّالیّت فعّالان سالم اقتصادی؛ میدان باز بشود برای اینها و کمکشان بکنیم... بخش دوّم هم مبارزه‌ی با مفسد و بستن منافذ فساد است؛ چشمِ باز مدیران؛ آنچه نیاز است این است.» ۱۳۹۷/۰۶/۰۷ کمک به فعالین اقتصادی و بهبود کسب‌وکارها دولت برای مدیریت اقتصادی صحیح در کشور همزمان باید دو وجه «ایجابی» و «سلبی» را در دستور کار خود قرار دهد. در وجه ایجابیِ موضوع باید: «افرادِ صاحبِ فکرِ اقتصادی بنشینند ببینند راه‌های کمک کردن به فعّال اقتصادی چیست -راه‌هایی وجود دارد- و موانعی که بر سرِ راهِ کارِ درستِ اینها و پیشرفتِ اینها وجود دارد چیست؟ آن موانع را بردارند؛ من حالا یکی دو مثال عرض خواهم کرد؛ یک رکن مدیریّت این است.» ۱۳۹۷/۰۶/۰۷ ضروری است که در این زمینه دولت «بهبود فضای کسب‌وکار» را با جدیت دنبال کند: «یک گزارشی همین اخیراً به دست ما رسید که در یک موضوع مشخّصی در طول مدّت کوتاهی، مثلاً شاید دو سه ماه، سی بخشنامه صادر شده از طرف مسئولین! خب این فعّال اقتصادی چه‌جوری میتواند برنامه‌ریزی کند برای آینده‌ی خودش؟ کسی که میخواهد در این بخش و مربوط به این قضیّه کار کند، چطور میتواند برنامه‌ریزی کند؟ دائماً بخشنامه پشت سرِ بخشنامه، تصمیم‌گیری‌های متعارض و گاهی متناقض درباره‌ی یک موضوع! اینها باید برداشته بشود؛ یعنی اینها چیزهایی است که مانع کار است؛ این ثبات و آرامشی را که فعّال اقتصادی احتیاج دارد این را [ایجاد کنید].» ۱۳۹۷/۰۶/۰۷ و باید موانع فعالیت مولد اقتصادی از سر راه فعالین و تولیدکنندگان برداشته شود: «ما بتوانیم به کسانی که فعّال هستند از گروه‌های مردمی کمک کنیم، میدان را برای آنها باز کنیم، موانع را از سرِ راه آنها برداریم.» ۱۳۹۷/۰۶/۰۷ مبارزه جدی با فساد در بُعد سلبی نیز باید به‌شکلی جدی با فساد مقابله و مبارزه کرد. یک مثال روشن در این زمینه موضوعِ «اختصاص ارز دولتی» بود که از سوی رهبری مورد توجه قرار گرفت: «وقتی‌که ما میخواهیم ارز را به هر دلیلی وارد بازار کنیم -[چون] این را لازم میدانیم، این را وسیله‌ای برای پایین آوردن قیمت ارز میدانیم- باید این کار را با چشمِ باز انجام بدهیم تا این‌جور نشود که در این شرایطِ سختِ ما، چند میلیارد دلار بیفتد دست یک عدّه‌ی معدودی که یا قاچاق کنند، یا ببرند در کردستان عراق بفروشند، یا در بازار داخلی آن را نقد کنند، یا به‌عنوان گردشگری بگیرند جور دیگر عمل کنند -که خب این را همه میدانند- و یا به‌عنوان آوردنِ یک کالایی ثبت سفارش کنند [ولی] یک کالای دیگر را بیاورند؛ اینها خب چیزهایی است که مدیریّتها میتوانند اینها را [مراقبت] کنند.» ۱۳۹۷/۰۶/۰۷ و البته در عرصه‌ی مبارزه با مفاسد، دولت باید از شیوه‌های علمی و کارآمد استفاده کند: «این‌جور هم نیست که ما لازم باشد بالای سرِ هر یک نفری یک پلیس بگذاریم که ببینیم چه‌کار میکند؛ نه، امروز خب شیوه‌هایی وجود دارد، روشهایی وجود دارد، روشهای پیشرفته‌ای وجود دارد؛ میشود اینها را کنترل کرد.» ۱۳۹۷/۰۶/۰۷   واقعیت این است که امروز ایران اسلامی در یک «جنگ اقتصادی تمام عیار» از سوی دشمنانِ مستکبر و زیاده‌خواه خود قرار دهد. دشمن بر روی مسئله‌ی اقتصاد متمرکز شده و به دنبال ضربه زدن به کشور برای «ایجاد نارضایتی در مردم» و «تغییر محاسبات مسئولان» است. مردم علی‌رغم همه‌ی مشکلات در مقابل زورگویی‌های آمریکایی‌‌ها و هم‌پیمانان‌شان ایستادگی کرده و می‌کنند و در این میان قطعا تکلیفی مهم متوجه «دولت» است. دو سال از عمر دولت آقای روحانی باقی مانده است. این دو سال فرصتی مناسب برای جبران کاستی‌ها و نقش‌آفرینی جدی و اساسی در عرصه‌ی اقدام و عمل است. این نقش‌آفرینی نیاز به جدیت، اهتمام و کار جهادی از سوی رئیس جمهور و دولتمردان دارد و وظیفه‌ی مهم دولت در این زمینه، دوری از حاشیه‌ها و آفات و پرداختن به اولویت‌ها و مسائل اصلی است: «دو سال باقیمانده از دوران دولت، مدت زمان کمی نیست و باید به دور از گرفتار شدن در برخی آفات، مسائل مهم کشور را «اولویت بندی»، و اولویت‌ها را یک به یک پیگیری کرد.» ۱۳۹۸/۰۵/۳۰ م ]]> سیاسی Sat, 24 Aug 2019 10:11:00 GMT http://www.hamandishi.ir/news/407838/ امنیت خلیج فارس در ید قدرت نظام جمهوری اسلامی ایران است/ دشمنان نمی‌توانند به امنیت ما خدشه وارد کنند http://www.hamandishi.ir/news/407836/ پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: سردار سرلشکر حسین سلامی صبح امروز در جمع خبرنگاران اظهار داشت: تقریبا چند سالی است که براساس تاکیدات مقام معظم رهبری برای ساماندهی حاشیه شهر مشهد، مجموعه سپاه استانی و قرارگاه شهید برونسی را وارد عمل کردیم. فرمانده کل سپاه پاسداران بیان کرد: تلاش‌ها در این زمینه ادامه دارد و تبدیل به پدیده‌ای فراگیر شده و در روزهای اخیر تعدادی پروژه که به همت شهرداری مشهد به سامان رسیده بود، مثل پروژه‌های ورزشی و پارک در مناطق محروم مشهد به بهره‌برداری رسید و از زحمات عزیزانمان در شهرداری تشکر می‌کنیم. سرلشکر سلامی افزود: امیدواریم با این قبیل فعالیت‌های سپاه و بسیج و شهرداری شاهد رفع فقر و محرومیت در این مناطق باشیم؛ مردم رکن اساسی مقاومت انقلابی در مقابل دشمنان بوده‌اند و امروز بیش از هر زمان دیگری نقش مردم متعین است؛ نقشی که امروز مردم با اتصال به مقام معظم رهبری دارند، برجسته‌تر از هر زمان دیگری است زیرا نقطه تمرکز فشارهای دشمن روی مردم ما است و این مردم هستند که می‌توانند مثل گذشته و حال با شکیبایی و صبر انقلابی و تبعیت از رهبری پاسخ نومیدکننده به دشمن دهند و دشمن را ناامید و متوقف و شکست خورده کنند. فرمانده کل سپاه پاسداران با اشاره به آخرین وضعیت امنیت منطقه خلیج فارس افزود: امنیت به فضل الهی با حضور مسلط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران برقرار است و امنیت خلیج فارس در ید قدرت نظام جمهوری اسلامی ایران است و دشمنان نخواهند توانست خدشه‌ای بر این امنیت وارد کنند. سرلشکر سلامی با اشاره به آزمایش یک موشک جدید نیز گفت: کشور ما همواره عرصه آزمایش انواع سیستم‌های دفاعی و راهبردی است و این‌ها حرکاتی بدون توقف در راستای رشد قدرت بازدارنده ماست و دیروز هم یکی از روزهای موفق این ملت بود. م ]]> سیاسی Sat, 24 Aug 2019 07:08:38 GMT http://www.hamandishi.ir/news/407836/ ظریف: می‌خواهیم با همه تعامل کنیم اما فقط به مردم خودمان اعتماد می‌کنیم http://www.hamandishi.ir/news/407835/ پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: «محمد جواد ظریف»، وزیر امور خارجه ایران بعد از دیدار با «امانوئل ماکرون»، رئیس‌جمهور فرانسه با یورونیوز مصاحبه کرد.  او درباره دیدارش با ماکرون گفت: «با ماکرون درباره اینکه آمریکا چطور می‌تواند [به برجام] برگردد و اینکه اروپا و جامعه بین‌الملل چطور می‌توانند به تعهدات خودشان پایبند بمانند صحبت کردیم.» ظریف درباره روابط بین‌المللی گفت: «می‌خواهیم با همه تعامل کنیم، اما فقط به مردم خودمان اعتماد می‌کنیم. ما اینطور توانسته‌ایم ۴۰ سال تحت فشارهای خارجی دوام بیاوریم. در پایان متوجه شده‌ایم که باید فقط به مردم و توانایی‌های خودمان اعتماد کنیم.» وی در این مصاحبه درباره توافق هسته‌ای برجام گفت: «می‌دانم که برجام بهترین توافق نبود. [این توافق] نه آن چیزی بود که من می‌خواستم، نه آنچه آمریکا یا فرانسه می‌خواستند. همه ما اعتراض‌هایی داشتیم.» ظریف در پاسخ به این سوال که آیا ماکرون برای او خبر خوشی داشت گفت: «گفت‌وگوی بسیار خوبی داشتیم. رئیس‌جمهور ماکرون به گفت‌وگو با شریکانش ادامه می‌دهد تا ببینیم کار به کجا می‌رسد.» وزیر خارجه ایران در این مصاحبه همچنین تأکید کرد که برخی از کشورهای غربی به داعش و جبهه النصره کمک می‌کنند و حتی برخی از آنها کماکان به کمک‌های مالی به جبهه‌النصره ادامه می‌دهند. ظریف در پاسخ به سوال مجری برنامه مبنی بر اینکه ایران توازن جنگ سوریه را به نفع بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه به هم زده گفت: «ما توازن جنگ را علیه تروریسم بر هم زدیم نه به نفع فرد خاصی. امیدواریم که این کار را به نفع مردم سوریه انجام داده‌ایم.» وزیر خارجه ایران در پاسخ به اینکه آیا فکر می‌کند دونالد ترامپ متن توافق برجام را خوانده است یا خیر گفت: «فکر نمی‌کنم خیلی‌ها متن این توافق را خوانده باشند، به خاطر همین، اگر رئیس‌جمهور ترامپ هم متن آن را نخوانده باشد او را سرزنش نمی‌کنم ولی فکر می‌کنم باید آن را بخواند.» محمدجواد ظریف امروز جمعه بعد از پایان سفر به چهار کشور اروپایی پاریس را به مقصد تهران ترک کرد. ظریف که عصر یکشنبه ۲۷ مرداد ماه به منظور انجام سفر به چند کشور اروپایی راهی فنلاند شد پس از یک روز حضور در این کشور و دیدار با مقامات آن به سوئد رفت و ضمن رایزنیهای دو روزه در استکهلم با مقامات این کشور در ادامه این سفر راهی نروژ شد. وی در جمع ایرانیان مقیم در سوئد از سفرش در روز جمعه به فرانسه خبر داد و در پایان رایزنیهایش در اسلو به پاریس سفر کرد. رئیس دستگاه دیپلماسی در مدت حضورش در پاریس با امانوئل ماکرون رئیس جمهور و لودریان وزیر خارجه این کشور دیدار و گفتگو کرد.    ظریف پس از دیدار با ماکرون در جمع خبرنگاران گفتگوهایش با ماکرون را سازنده خواند و گفت بحثی که با ماکرون داشتیم در ادامه تماس های تلفنی روسای جمهور دو کشور در چند هفته گذشته است. فرانسه پیشنهادهایی را ارائه کرده بود و پیشنهادهایی را ما ارائه کردیم درباره نحوه اجرای برجام و گامهایی که نیاز است طرفین بردارند. ظریف در سفر به پاریس امروز جمعه با یورونیوز، خبرگزاری فرانسه و فرانس ۲۴ گفتگو کرد و به سوالات مطرح شده پاسخ داد.  م ]]> سیاسی Sat, 24 Aug 2019 07:03:06 GMT http://www.hamandishi.ir/news/407835/ برادر «میترا استاد» چگونه آقای شهردار را بخشید؟ http://www.hamandishi.ir/news/407849/ پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: صبح روز بیست و سوم مرداد سال ۹۸، مسعود استاد برادر همسر نجفی، با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خود و با اشاره به آیه ۱۳۴ سوره آل عمران "الَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ؛ ‌ «متقین» کسانی هستند که در راحت و رنج انفاق می کنند و خشم خود را فرو می برند و از «خطای» مردم می گذرند و خداوند نیکوکاران را دوست می دارد" نوشته است: " و اما در مورد خودم که روزی سردار گمنام و روزی سردار سپاه نام گرفتم، می گویم که الان نه شغلی دارم و نه رسمی که از کسی گرفته باشم. فقط فرزند روستازاده‌ای به نام کاکابرار از دیار کرمانشاهانم. از کودکی از پدر و مادرم مهرورزی آموختم و تا درجه دکتری تخصصی هوا و فضا در معتبرترین دانشگاه های کشور و بدون رانت تحصیل کردم. در بهمن سال ۹۳ خانه هوا و فضای ایران را در شهرداری تهران تاسیس نمودم و الان نیز فقط مدرس دانشگاه هستم. و اما در اخر داستانمان به واسطه پادرمیانی بزرگان کرمانشاه و کشور و همچنین وکلای عزیزمان آقای مسعود افرازه و محمود حاجیلویی، پدرم، مادرم و مهیارمان، آقای محمدعلی نجفی را بخشیدیم و از خون عزیزمان گذشتیم و خرسندیم که هیچ معامله ای با خون آن بزرگوار نکردیم که امیدوارم آقای محمدعلی نجفی در این چند صباح باقی مانده به دور از سیاست، به تزکیه نفس بپردازد. اجر همه خیرخواهان و هدایت همه بدخواهان به راه راست را از درگاه خداوند متعال مسالت دارم. اما آنچه در این روزها محل تردید قرار گرفته است، تناقضات برادر میترا استاد است که قابل بررسی است. خبر قتل میترا استاد را ظهر سه‌شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸ رسانه‌های رسمی ایران منتشر کردند، بررسی‌های اولیه نشان می‌داد که این قتل در طبقهٔ هفتم برجی در بلوار خوردین منطقهٔ سعادت‌آباد تهران به‌وقوع پیوسته‌است. جسد مقتول در وان حمام و در حالی که به ضرب گلوله به قتل رسیده‌بود کشف شد. ساعاتی پس از این واقعه، نجفی با مراجعه به پلیس آگاهی تهران، به قتل همسرش اعتراف کرد. اولین و دومین اظهار نظر مسعود استاد در نهم و دهم خرداد در اولین پست این صفحه تصویری از میترا استاد منتشر شده و نوشته شده است: "اینجا آنقدر شاعرانه دروغ می‌گویند و آنقدر در دروغ هایشان شاعر می‌شوند که نمیدانم با اینهمه فریب چگونه است که دلم هنوز خواب باران را دوست دارد! قسم به خونت، که حق بچه یتیم شده ات را خواهم گرفت. قسم به خونت، که تمامی ناگفته هایت را خواهم گفت. " استاد در این پست اعلام میکند که به دنبال افشاگری درباره خواهرش است. در دومین پست منتشر شده تصویری قدیمی از میترا در کنار تصویر مزار او منتشر شده است. در این پست نوشته شده "به زودی حرف‌های ناگفته ات را به گوش همگان میرسانم خواهر عزیزم و قول میدهم تا انتقامت را از افراد رذل و پستی که دسیسه قتل برایت چیدند نگیرم از پای نخواهم نشست. ۱۳ خرداد؛ مسعود استاد: رضایت نمی‌دهیم روز جمعه ما در دادسرای جنایی بودیم. آقای نجفی شخصاً با من یک ساعت صحبت کردند تا بتوانند رضایت بگیرند؛ اما ما رضایت نمی‌دهیم. خیلی مسائل هست که می‌دانم؛ اما حالا وقت گفتنش نیست و من بعد از صدور حکم درباره آن صحبت خواهم کرد و واقعیت‌هایی را خواهم گفت. او در پاسخ به این سوال که چرا پرونده تا این حد سریع رسیدگی شد، گفت: این پرونده از حد ملی خارج شده و جهانی شده و قوه قضائیه هم ویژه به آن رسیدگی کرده است. حرف پدر و مادر و خواهرزاده‌ام حرف من است و آنچه من تصمیم بگیرم آنها نیر قبول می‌کنند. ۲۲ تیر؛ مسعود استاد: ما از قصاص نمی‌گذریم مسعود استاد پس از پایان نخستین جلسه محاکمه محمدعلی نجفی شهردار اسبق تهران در شعبه نهم دادگاه کیفری یک استان تهران به اتهام قتل میترا استاد در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا امکان سازش از سوی اولیاء دم وجود دارد یا خیر افزود: ما از قصاص نمی‌گذریم. ۳۱ تیر؛ مسعود استاد: اخذ رضایت در قبال اخذ مبلغ میلیاردی صحت ندارد پس از پایان جلسه دادگاه مسعود استاد برادر میترا استاد در پاسخ به سؤالی درباره اینکه آیا درست است که در قبال اخذ مبلغ میلیاردی قرار است رضایت دهید و اینکه آیا بحث صلح و سازش مطرح است گفت: خیر اصلاً چنین چیزی صحت ندارد. وی با رد این مسائل بار دیگر بر قصاص متهم پرونده تأکید کرد. ۷ مرداد؛ مسعود استاد: همچنان قصاص می خواهیم/ یک درصد احتمال بخشش است/ اگر ببخشیم می گویند باج گرفته‌اند خبرنگار «ایران» در تماس با برادر میترا استاد- مقتول- در این باره با وی به گفت و گو پرداخت. مسعود که از صدور رای ابراز بی اطلاعی می کرد گفت:  برای ما ابلاغیه ای نیامده و در جریان صدور این حکم نیستم. همچنان خواهان قصاص هستید؟ بله همچنان قصاص می خواهیم. گاهی اوقات به جای قصاص می توان راه های دیگری را امتحان کرد که هم برای شما و هم برای مقتول آثار ماندگارتری به جا می گذارد آیا به آنها فکر کرده اید؟ به عنوان مثال به جای قصاص به ساخت آسایشگاه، مدرسه، شیرخوارگاه و کارهای عام المنفعه فکر نکرده اید؟ من تا به حال به این موضوع فکر نکرده ام. البته فکر خوبی است و من اعتقاد دارم که کار خیر به آرامش روح خواهرم کمک می کند. روی این موضوع فکر می کنم. پس امکان تغییر نظرتان وجود دارد؟ نمی دانم ولی اگر روزی بخواهم تغییر عقیده بدهم که البته احتمالش یک درصد است شاید شرط بخشش ما این باشد که برای کمک به زنان بدسرپرست و بی سرپرست کاری انجام دهد. وقتی یک نفر اشتباهی را مرتکب می شود باید با زبان عذرخواهی صحبت کند نه اینکه وکیل معزول شان تهمت بزند. من از این قضیه نمی گذرم. اگر رضایت دهیم می گویند باج گرفتند و رضایت دادند. به هر حال آقای نجفی در دادگاه با من صحبت کردند و به روح پدرشان قسم خوردند که قصدشان کشتن خواهرم نبوده است. حتی چندین بار به مادرم گفتند واقعا امانت دار خوبی نبودم و شما سفارش دخترتان را کرده بودید. پدر و مادر و خواهرزاده ام رای - چه قصاص چه بخشش- را به من سپرده اند. ۷ مرداد؛ مسعود استاد: خبر معامله ۱۰ میلیاردی صحت ندارد برادر میترا استاد به شایعه اعلام گذشت اولیای دم میترا استاد از محمدعلی نجفی در ازای دریافت مبلغ ۱۰ میلیاردتومان، واکنش نشان داد. مسعود استاد در پستی که ساعت ۲ بامداد امروز (دوشنبه) در اینستاگرامش منتشر کرد، نوشت: "به نام آن که تن را نور جان داد خرد را سوی دانایی عنان داد همیشه بر این باور بودم که رسانه‌ها منعکس کننده حقیقت‌اند و می‌بایست از لسان آنها از واقعیات باخبر شد اما حالا ایمان دارم که خواننده باید علم لدنی یا علم غیب بداند تا سره از ناسره اخبار برخی از رسانه‌ها را تشخیص دهد. لحظاتی قبل، برخی از کانال‌های تلگرامی خبر کذبی مبنی بر مذاکره اینجانب و آقای نجفی در جلسه دادرسی با موضوع مصالحه در ازای مبلغ ۱۰ میلیارد تومان منتشر کردند.   هم اکنون ضمن تکذیب هر نوع مذاکره در این خصوص با آقای نجفی یا هر شخصی از سوی ایشان به اطلاع این قبیل رسانه‌ها می رسانم: اولا انصافا زیبنده نیست برای جذب مخاطب به هر ریسمانی چنگ بزنید و از عوالم خیالات خویش برای آنها خبرسازی نمایید. ۹ مرداد؛ مسعود استاد: خبر علیزاده‌طباطبایی مبنی اعلام رضایت خانواده استاد کذب محض است علیزاده‌طباطبایی وکیل معزول نجفی شهردار اسبق تهران، در ویدئویی که در شبکه‌های مجازی پخش شده، مدعی شده است یک خبر خوب دارد و آن این است که خانواده مرحوم میترا استاد رضایت خود از قصاص نجفی را اعلام کرده‌اند. مسعود استاد برادر مرحوم میترا، ضمن تکذیب این ادعا گفت: کذب محض است. این آقا از روز اول به دنبال دشمنی با ما بود. ۱۴ مرداد؛ مسعود استاد: احساس می‌کنم اگر با قصاص جانی را بگیرم من هم قاتل‌ام * شایعه‌های درباره شرایط بخشش و دریافت دیه از سوی شما شنیده می‌شود؛ درخواست پول میلیاردی کرده‌اید؟ استاد: «به هیچ عنوان از پول حرفی نشد.» * پس؛ نتیجه مذاکره چه بود؟ استاد: «من هم‌چنان نظرم بر قصاص است مگر این‌که اتفاقی بیفتد و کمی وضعیت روحی‌ام آرام‌تر شود و بتوانم به این موضوع فکر کنم. البته احساس می‌کنم اگر با قصاص جانی را بگیرم من هم قاتل‌ام.» * زمانی که آرام شدید، برای بخشش چه شرطی دارید؟ استاد: «هنوز فکر نکرده‌ام و اگر به آن رسیدم، شرایط تعیین تکلیف را به‌عهده پدرو مادرم و مهیار، پسر میترا، می‌گذارم. البته درباره پول حرف‌های زیادی گفته‌اند. ولی هر تصمیمی بگیرم تنها به رضای خدا فکر می‌کنم. ۲۳ مرداد؛ مسعود استاد: از خون عزیزمان گذشتیم و اما در اخر داستانمان به واسطه پادرمیانی بزرگان کرمانشاه و کشور و همچنین وکلای عزیزمان آقای مسعود افرازه و محمود حاجلویی، پدرم، مادرم و مهیارمان، آقای محمدعلی نجفی را بخشیدیم و از خون عزیزمان گذشتیم و خرسندیم که هیچ معامله ای با خون آن بزرگوار نکردیم که امیدوارم آقای محمدعلی نجفی در این چند صباح باقی مانده به دور از سیاست، به تزکیه نفس بپردازد. اجر همه خیرخواهان و هدایت همه بدخواهان به راه راست را از درگاه خداوند متعال مسالت دارم. آنچه آمد، روایتی از اظهارات و رفتارهای مسعود استاد بود که از عبارات "نمی بخشیم" و "فقط قصاص می خواهیم"، به این رسید که "یک درصد احتمال بخشش است" و در آنتها اعلام کردند که " از خون عزیزمان گذشتیم" و البته در این بین، مسعود استاد، بعد از بخشش، هیچ اظهارنظری درباره احتمال توافق صورت گرفته با نجفی صحبتی به میان نیاورده است کمااینکه در اظهارنظری، درباره اینکه درباره میزان پول احتمالی و توافق مالی، تکذیبی صورت نگرفته است و اعلام کرده است که: هنوز فکر نکرده‌ام و اگر به آن رسیدم، شرایط تعیین تکلیف را به‌عهده پدرو مادرم و مهیار، پسر میترا، می‌گذارم. البته درباره پول حرف‌های زیادی گفته‌اند. ولی هر تصمیمی بگیرم تنها به رضای خدا فکر می‌کنم". م ]]> سیاسی Sun, 25 Aug 2019 11:24:09 GMT http://www.hamandishi.ir/news/407849/ افتخار جدید دولت مدعی فهم زبان دنیا رونمایی شد؛ حذف گزینه موشکی از بسته پیشنهادی فرانسه/ وقتی توهین به یک ملت بزرگ پیروزی جا زده می‌شود! http://www.hamandishi.ir/news/407846/ پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: حسین خان بابازاده: چندی پیش بنا به اعلام منابع رسانه‌ای داخلی و خارجی، پاریس به عنوان یکی از شرکای امریکا و همچنین اعضای باقیمانده در برجام و مشتاق به اجرای این توافق، در پیشنهادی توهین‌آمیز و فریبکارانه مدعی شده بود که فرانسه ۵ میلیارد دلار و باقی اعضای برجام ۱۰ میلیارد دلار نقدینگی اینستکس را تأمین خواهند کرد و ایران باید در ازای این وعده نسیه، برنامه موشکی و قدرت منطقه‌ای خود را متوقف کرده و محدودیت‌های صنعت هسته‌ای خود را نیز دائمی ‌کند! اما اینک روزنامه ایران در شماره امروز خود درباره دستاورد سفر ظریف به فرانسه و دیدار با مکرون نوشته است: «گفت‌وگوهای فشرده حسن روحانی و امانوئل مکرون، رؤسای جمهور ایران و فرانسه در هفته‌های اخیر در حالی به تبادل بسته‌های پیشنهادی با هدف حفظ برجام انجامیده است که امکان وقوع نقطه عطف جدیدی در مذاکرات دو کشور پیرامون این موضوع و در ابعادی جدی‌تر مطرح شده است. عقب‌نشینی فرانسه از خواسته خود مبنی بر مذاکره پیرامون فعالیت‌های موشکی ایران، جدیدترین تحولی است که در روند مذاکرات جاری تهران و پاریس روی داده است. چه این موضوع جزو سه‌ پیش‌شرط مقام‌های پاریسی در بسته پیشنهادی به تهران در ازای ارائه کمک‌های اقتصادی بود که طبق اطلاعات به دست آمده در نتیجه دیپلماسی مبتکرانه تهران از روی میز گفت‌وگوها کنار رفته است». در ادامه گزارش ارگان رسانه ای دولت آمده است: «بنابر اطلاعاتی که منابع آگاه در اختیار «ایران» قرار دادند، در  گفت‌وگوهای اخیر مقام‌های ایرانی و فرانسوی که با ملاقات خصوصی ظریف و مکرون پشت درهای بسته پیشرفت بیشتری یافته، پاریس از شروط اولیه خود یعنی درخواست برای مذاکره درباره فعالیت‌های موشکی ایران عقب‌نشینی کرده است و تمام توجه مسئولان تصمیم‌گیر سیاست خارجی فرانسوی بر یافتن راهکار مالی جهت محقق کردن منافع اقتصادی تهران متمرکز شده است. ناگفته پیداست بسته پیشنهادی ایران که بی تردید با رد گزینه‌های پیشنهادی پاریس همراه بوده است، به پایه‌ای برای تداوم نتیجه‌بخش مذاکراتی سازنده تبدیل شده است. این گفته ظریف ساعتی بعد از دیدار مکرون در پاریس که «پیشنهادهای رئیس جمهوری فرانسه، پیشنهادهای خوبی برای نجات توافق هسته‌ای است»، نشان داد دیپلماسی مبتکرانه تهران چه اندازه در حساس‌ترین پیچ اجرای برجام به کار آمده است». باید گفت آن پیشنهاد گفته شده فرانسه از آن جهت توهین‌آمیز و فریبکارانه است که طرف اروپایی در برجام متعهد شده بود که ضمن خرید نفت از ایران و پرداخت پول آن، تبادلات بانکی را نیز برقرار کرده و همچنین کالاهای تحریمی ‌را با ایران مبادله کند؛ اما اعضای اروپایی برجام طبق سازوکار اینستکس، به هیچ عنوان از ایران نفت نمی‌خرند و تبادلات بانکی را نیز برقرار نمی‌کنند؛ بلکه صرفاً از طریق این کانال، در ازای خرید نفت ایران توسط کشورهای غیراروپایی، به جای پرداخت پول، در اقدامی توهین آمیز صرفاً غذا و دارو (اقلام غیرتحریمی آمریکا) را در اختیار ایران قرار می‌دهند! این پیشنهاد جدید یعنی مبلغ ۱۵ میلیارد دلار در حسابی با مدیریت و اختیار طرف اروپایی گرو می‌ماند و ایران باید در ازای این حرکت نمایشی، ظاهرا بخش‌های از صنعت موشکی و قدرت منطقه‌ای خود را متوقف کند! فارغ از قسمت اول موضوع یعنی توهین آمیز بودن پیشنهاد فرانسه، اما گزارش امروز ارگان رسانه‌ای دولت درباره به اصطلاح دستاورد «حذف گزینه موشکی» نگران کننده‌تر است و در این باره ضمن عرض خداقوت(!) به مسئولان دولت مدعی تدبیر و اهل فهم زبان دنیا، باید متاسف شد. پس از گذشت بیش از سه سال از تاریخ اجرای سند پرنقص برجام که از دل همین سند پرنقص و نامتوازن هم به اعتراف ظریف چیزی عاید ایران نشد، دولت دوازدهم از جنازه برجام هم دل نمی‌کند و نه تنها بعد از خروج آمریکا از برجام اقدام متقابلی انجام نداد بلکه یک سال به اروپایی ها فرصت داد. با پایان آن یک سال و تکان نخوردن اروپایی‌ها، ایران به کاهش جزئی تعهدات برجامی رو آورد که البته در این باره هم هر چند روز یک بار به اروپایی ها وعده برگشت از همین تعهدات را بنا به شرایطی می‌دهند. در جدیدترین دستاورد مدعیان دیپلماسی که این روزها روابط ویژه‌ای با پلیس بد مذاکرات برقرار کرده اند، آب نبات‌های فرانسه با پیش شرط هایی خباثت آلود موضوع مذاکره قرار گرفته و یکی از دستاوردها را تا اینجای کار «حذف گزینه موشکی از بسته پیشنهادی فرانسه» معرفی و به آن افتخار می‌کنند. شبیه به آن چیزی که بعد از باقی ماندن تحریم‌ها و ضربه به منافع ملی، ثمره ایران را نه رفع تحریم‌ها که پیروزی اخلاقی بیان کردند! ظاهرا روند عقب نشینی دولت آقای روحانی بدون ترمز است. به زبان ساده تر پس از سه سال آسیب به برخی بخش‌های منافع ملی، امروز به نقطه ای رسیدیم که اروپای عهدشکن برای اجرای وظایف مرتبط توافق هسته ای شرایط جدید مانند گفتگوی موشکی و منطقه ای می گذارد و مسئولان دولت با خوشحالی زایدالوصفی، حذف همان شروط(!) را پیروزی قلمداد می کنند. در حقیقت به جای حرکت ایران بعد از گذشت چندسال از نقطه صفر به سمت اعداد مثبت، اروپایی ها موضع ایران را به نقاط منفی سیر داده و با منت گذاری ایران را از اعداد منفی به سمت صفر نزدیک می کنند و دولتمردان این توهین و فریبکاری را پیروزی توصیف می کنند. هرچند افرادی نظیر شمخانی از امضای برجام اعلام پشیمانی کردند و یا برخی دیگر اعتماد به امریکا را دیوانگی نامیدند اما دست خالی آنان در شش سال گذشته باعث می شود نتوانند از برجام دل بکنند و مهر پایانی بر آن بزنند و به امید اجرای برجام با هر ساز اروپایی‌های همراه آمریکا همراهی کنند. حرف آخر و سوال پایانی آن است که هرچند حجم اظهارات دولتمردان علیه مسئولان فعلی امریکا به طور چشمگیری زیاد شده و این موضوع بر خلاف رویه چندسال پیش آنها در مودب خواندن و قابل اعتماد دانستن طرف آمریکایی است، اما چه خوب است مسئولان دولتی صادقانه پاسخ دهند که قرار است این مذاکرات را به مذاکره با آمریکا ختم کنند؟ چرا که اولا: هرچند به صورت ظاهری اما فرانسه کماکان در برجام حاضر است، دوما: قرائن نشان می دهد که پیشنهادات فرانسه پیشنهادهای ترامپ است. پس با این فروض و حال که دولت مشتاقانه در حال مذاکره با مکرون است، باید پرسید آیا بنای این را ندارند که در قدم بعدی بار دیگر واسطه ها را کنار بگذارند و مجددا به سمت خود کدخدا بروند؟ م ]]> سیاسی Sun, 25 Aug 2019 11:20:20 GMT http://www.hamandishi.ir/news/407846/ باز هم داماد روحانی/ این قسمت حمله به استاد پناهیان +عکس http://www.hamandishi.ir/news/407847/ پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: ‏کامبیز مهدی زاده، داماد حسن روحانی که چند وقتی است نامش به دلیل انتصاب به معاونت وزارت صنعت و همچنین دخالت در برخی حواشی بر سر زبان ها افتاده است، این بار به انتقادات حجت الاسلام پناهیان از رئیس جمهور واکنش نشان داده و خود را در این موضوع داخل کرده تا از پدر همسرش دفاع کند! مهدی زاده با انتشار توئیتی نوشته است: «آقای علیرضا پناهیان؛ زمانی که حسن روحانی در دوران قبل از انقلاب علیه حکومت پهلوی در حال مبارزه بود و بعد از پیروزی انقلاب معاونت فرماندهی جنگ را بر عهده داشت و تا امروز پای آرمان خود ایستاده، آیا با این سابقه شما انقلاب را درک کرده اید یا ایشان؟؟ کجا بودی تا حالا!!»   داماد رئیس جمهور که چند وقتی است وارد بازی های سیاسی شده در قسمت اول با یک مغلطه پدر همسر حدود 70 ساله اش را با حجت الاسلام پناهیان 54 ساله مقایسه کرده و سوابق مبارزاتی طرفین را در قبل از انقلاب پیش کشیده است. البته که باید اهل فن و دیگر مبارزان آن دوره که شناخت مناسبی از آقای روحانی دارند در مورد کمیت و کیفیت سوابق مبارزاتی ایشان علیه رژیم پهلوی نظر بدهند و قطعا این موضوع در صلاحیت داماد جوان این خانواده نیست. نکته دوم که در اینجا باید به آن اشاره کرد آن است که هرچند مهدی زاده تصویر پدر همسرش را با لباس رزم منتشر کرده است اما باید کیفیت فعالیت‌های ایشان را از فرماندهان وقت دوران جنگ تحمیلی سوال کند چرا که مسئولیت های آقای روحانی در زمان دفاع مقدس جزو مسئولیت های حساس البته در ستاد بوده است. خصوصا آنکه داماد جوان خانواده روحانی بهتر است پیرامون ماجراهای پذیرش قطعنامه 598 یا به عبارت بهتر «جام زهر»، قضیه «مک فارلین» و یا «مجمع عقلا» که همگی بر خلاف نظر حضرت امام(ره) صورت پذیرفته بود بیشتر کسب اطلاع کند. این در حالی است که حجت الاسلام پناهیان که امروز به عنوان یک طلبه انقلابی و محبوب در حال فعالیت هستند در آن مقطع به عنوان یک طلبه بسیجی داوطلب در جبهه‌ها حاضر شده بودند. م ]]> سیاسی Sun, 25 Aug 2019 11:21:13 GMT http://www.hamandishi.ir/news/407847/ جزئیات مهمی از شهادت رازآلود دانشمند فضایی در مکه http://www.hamandishi.ir/news/407848/ پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: باز هم وقت نوشتن‌‌ اشاره است، مانند کودکی که تنها از دور ستاره‌ای نورانی را می‌بیند و به آن‌‌ اشاره می‌کند؛ اما از ستاره هیچ نمی‌داند و فکر می‌کند تنها نقطه‌ای نورانی در آسمان است، تنها شنیده که ستاره چنین و چنان است، شنیده که ستاره، دانشمند فضایی است، نزدیک‌تر که می‌شود می‌بیند یک عارف، محقق، نویسنده و با وجود همه اینها یک پدر و یک همسر بی‌نظیر است، صداقت در رفتار و کلامش موج می‌زند و با داشتن همه این خصایص ویژه بی‌صدا و آرام است، بی‌هیچ هیاهویی بزرگ‌ترین پروژه‌های نظامی را طراحی و رهبری می‌کند، طوری که حتی نزدیکانش از آن مطلع نمی‌شوند، در محل کار و از جانب برخی مسئول‌نمایان به شدت مورد بی‌مهری قرار می‌گیرد؛ اما همه اینها کوچک‌ترین خللی در ادامه مسیرش ایجاد نمی‌کنند. او هر روز به نهایت مسیرش نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود و کم‌کم زمزمه‌های رفتنش به گوش می‌رسد، لبیک‌گویان وارد سرزمین وحی می‌شود؛ اما نمی‌داند دنیای پلیدی‌ها در مقدس‌ترین جای این پهنه خاکی چه خواب شومی ‌برایش دیده‌اند، حادثه اتفاق می‌افتد تا بهانه‌ای باشد برای ناپدید شدن دانشمند ایران، سه روز از حادثه سقوط جرثقیل می‌گذرد و خبری از این بزرگمرد نیست، پس از سه روز در فاصله 700 کیلومتری از محل حادثه پیکر پاک و بی‌جان «شهید والامقام» احمد حاتمی ‌پیدا می‌شود، سالم و بدون کوچک‌ترین جراحتی! مگر می‌شود؟! چه کسی باور می‌کند فردی در چنین حادثه‌ای به شهادت رسیده باشد و حتی خراش ندیده باشد؟! چرا باید باور کنیم؟ چرا نباید پیگیری کنیم؟ چرا نباید پیکرشان در ایران کالبدشکافی شود؟ داستان چیست؟ چرا باید کسی که همکار و همرزم شهید تهرانی مقدم بوده این‌طور مشکوک به شهادت برسد‌؟ اینها تنها بخشی از سؤالاتی است که در صحبت با همسر شهید به ذهن خطور می‌کند. خانم دکتر فرشته ‌روح‌افزا، همسر شهید حاتمی ‌که خود یکی از زنان فرهیخته جامعه است از همسر شهیدش برایمان گفت و اینکه چطور مظلومانه به شهادت رسید. سید محمد مشکوه‌ًْالممالک انقلاب فرهنگی مقدمه آشنایی و ازدواج دکتر فرشته ‌روح‌افزا در ابتدای صحبت خود از چگونگی آشنایی با شهید حاتمی ‌گفت: زمانی که انقلاب فرهنگی شد دانشگاه‌ها تعطیل شد، از طرفی سال‌های اول انقلاب هم بود و معلم ریاضی خانم خیلی کم داشتیم، رشته من هم ریاضی بود؛ لذا در آموزش و پرورش منطقه 16 مشغول به کار شدم، در دبیرستان هم مربی‌تربیتی بودم و هم درس می‌دادم و خواهر همسرم هم جزو دبیرهای آنجا بود، در ابتدا به من گفتند که یک خانم خوب برای برادرم پیدا کنید، من هم سه، چهار نفری را پیدا کردم؛ ولی قسمت نشد و در نهایت خودم پذیرفتم. اواخر 63 بود که خواستگاری آمدند و سال 64 زندگی خودمان را آغاز کردیم و حاصل ازدواج ما علیرضا و فاطمه است، الان فاطمه 23 ساله و علیرضا هم 19 ساله است. دیدار با آیت‌الله جوادی آملی  همسر شهید حاتمی ‌با‌‌ اشاره به دیدارشان با آیت‌الله جوادی آملی خاطرنشان کرد: بعد از شهادت ایشان آقای جوادی آملی گفتند من می‌خواهم خانواده این شهید را ببینم، ما رفتیم خدمت ایشان، به من گفتند: چرا شما این‌قدر بی‌تابی می‌کنید؟ ایشان با دو دست وارد صحرای محشر می‌شود و هر دو دستشان پر است؛ یکی علمشان است که برای مردم و بشریت نافع بوده، یکی همدستی که حاوی خون شهادتش است، حالا با این شرایط تو ناراحتی؟ البته من در جمع بی‌تابی نمی‌کردم، در خلوتم این‌گونه بودم. تذکر دیگری هم دادند که برای من خیلی عجیب بود، چرا که مسئله‌ای بود که هنوز اتفاق نیفتاده بود؛ ولی ایشان به من اطمینان دادند که مشکلی به‌وجود نخواهد آمد، اکنون، بعد از این همه مدت درگیر آن شده ایم و من هیچ وقت نگران نیستم. در مورد علیرضا گفتند آینده خوبی خواهد داشت، برای بچه‌ها دعا کردند و سفارش به اینکه شما در همین حوزه زنان و خانواده بمانید. شاید این بار من شهید شدم روز آخری که ایشان ایران بودند، یکشنبه بود، پسر یکی از دوستانمان فوت کرده بود و ما برای تشییع رفتیم بهشت زهرا، آنجا دو سه دور اطراف یادبود شهدای مکه دور زد، دخترم گفت اگر من شهید شدم شما من را تنها نگذار و سر خاکم بیا، آقای حاتمی ‌گفت چه می‌دانی؟ شاید این بار من شهید شدم. من دیدم گویا بین اینها یک رقابتی ایجاد شده است، خیلی عصبانی شدم و گفتم بحث بهتر از این ندارید که با هم انجام دهید؟ بعد ایشان به دخترم گفتند: تو هم من را شب اول قبر تنها نگذار. من دیگر عصبانی شدم و گفتم دور این محوطه دارید می‌چرخید و راه هم پیدا نمی‌کنید، وقت هم نداریم، جلسه هم دارید و باز هم دارید از این حرف‌ها می‌زنید. آن روز در شورای عالی انقلاب فرهنگی جلسه داشتند. و این اولین باری بود که من دیدم دارند در مورد شهادت حرف می‌زنند؛ البته هروقت خیلی دلش می‌گرفت کجایید‌ای شهیدان خدایی را می‌خواند. شب قبل از رفتنش به مکه هم که همسایه‌ها آمده بودند یکی از آنها گفت تو این همه کار داری و تا حالا چند بار هم که مکه رفته‌ای، برای چه می‌خواهی بروی؟ جواب داده بود حالا اگر شهادت را رقم زدند چه؟ او هم خیلی ناراحت شده بود و گفته بود الان زنگ می‌زنم به خانمت می‌گویم، دیدم آقای حاتمی ‌با عجله آمد بالا، تلفن که زنگ زد خودش گوشی را برداشت، این برایم خیلی عجیب بود، او هیچ وقت داوطلب برداشتن گوشی نبود. گفتم چه شده؟ گفت همسایه‌مان می‌خواهد چیزی بگوید. گویا او می‌خواسته من را خبردار کند و آقای حاتمی ‌اجازه نداده بود. چندین‌بار با هم مکه رفته بودیم ما انگلستان درس می‌خواندیم و هر بار که می‌خواستیم برای دیدن اقوام بیاییم ایران به مکه می‌رفتیم، آن موقع عربستان سعودی ویزای ‌ترانزیت می‌داد، ما می‌رفتیم و یک روز را در مدینه می‌ماندیم و دو روز هم مکه؛ البته آقای حاتمی ‌قبل از ازدواجمان هم مکه رفته بود. ایشان کارشناسی ارشد را در دانشگاه تهران خوانده بود، برای دکتری رفت آنجا، چون اینجا دکتری نداشت. من هم همان‌جا درسم را خواندم، در آنجا الکترونیک خواندم. او دکترایش را گرفت؛ ولی درس من مانده بود، آمدیم ایران، برای اینکه من برگردم و درسم را تمام کنم، تقاضای مرخصی بدون حقوق کرد. در مدتی که من در آنجا درس می‌خواندم، دوتا فوق دکتری گرفت؛ یکی مکاترونیک بود و دیگری علوم فضایی.  لبیک اللهم لبیک ماه رمضان بود، ایشان در منزل بود و بنده از بیرون آمده بودم، در را باز کردم و آمدم داخل، گفتم: سلام. گفت: سلام. گفتم: چرا این‌جوری سلام می‌گویی؟ گفت لبیک، اللهم لک لبیک، لاشریک لک لبیک. قرار بود از طریق بعثه برای همکاری با آنها برود، گفتم: محال است بگذارم تنها بروی. با اینکه قبلاًً هم تنها رفته بود. گفتم: تو مهریه من را نداده‌ای، باید من را ببری حج واجب.(مهریه‌ام فقط سفر حج بود) سفر حج زیاد رفته بودم؛ اما به‌عنوان مهریه نبود، گفتم: از سفر حج قبلی که رفته ام پشیمانم، مدام می‌گفتم خدایا دیگر من تنهایی حج نمی‌آیم، برای من سخت است، برای یک خانم سخت است که حج و طواف را تنها بجا بیاورد. یک سری تکان داد و گفت: باشد. از ماه رمضان تا ذی‌القعده هر چه گفتم من هم باید بیایم گفت: نه نمی‌شود. می‌دانست که می‌رود و شهید می‌شود، اولا که حساب و کتاب‌های سر کارش را بسته بود، یک تقویم رومیزی از سر کارش به من داده بود، موقع رفتن کارهایش را تحویل داده بود که یکی از همکارانشان به نام آقای امینی گفته بود: کارهایی را که انجام داده‌ای از این به بعدش را هم باید خودت باشی و به ثمر برسانی، که ایشان گفته بود: حالا بگذارید ببینیم من زنده برمی‌گردم یا نه! مدیریت پروژه پرتاب موجود زنده به فضا همسر شهید حاتمی ‌عنوان کرد: ایشان در پروژه پرتاب موجود زنده به فضا، که آن میمون‌ها بودند، مدیر پروژه بود، ژیروسکوپی درست کرده بود که ماهواره را در جای خود قرار می‌داد، برگشتش را تنظیم می‌کرد، و این کار ابداع خودش بود. گویا می‌دانست در مکه اتفاقاتی خواهد افتاد همسرم موقع خداحافظی گفتند: حادثه‌ای اتفاق می‌افتد، گفتم: چه حادثه ای؟ گفتند: مثلا مانند همان حج خونین سال 66. گفتم: نه بابا، اینها با این دولت کنار می‌آیند و این اتفاق نمی‌افتد، نگران نباش.گفت: نه من اصلا نگران نیستم، فقط گفتم ممکن است اتفاقی بیفتد. حساب‌های مالی‌اش را درست کرده بود، وصیت شفاهی هم کرده بود، پولی را از حساب خودش برداشت ریخت به‌حساب من و گفت: این برای جهیزیه فاطمه است، گفتم تو که می‌دانی من خیلی در مسائل مادی دخالت نمی‌کنم، به من ربطی ندارد، خودت همه چیز را درست کن. هشدار یک فاجعه آقای حاتمی ‌در فیلمی‌که از تلویزیون هم پخش شده می‌گوید الان تعداد حاجی‌ها خیلی زیاد است و تنها یک در ورودی گذاشته‌اند و یک در خروجی و ازدحام حتما حادثه ساز خواهد بود. همچنین در رابطه با برج ساعت مکه در ایمیل همسرم یک درفتی گذاشته‌اند و توضیح داده‌اند که نماد فراماسونری است و نماد همان چشم بیگ بن لندن است و اینها را یک روز قبل از شهادتش نوشته است. بعد از آن رفته بودند در مقام ابراهیم و زیارت عاشورا را خوانده بودند. زیارت امام رضا(ع) بعد از شهادت... اتفاق دیگری هم که افتاد این بود که ما یک اردو برای دانشجوها در مشهد داشتیم که من دختر خودم را هم بردم، ما که رسیدیم گفت من هم می‌خواهم بروم مشهد. گفتم نه تو را به خدا ما تازه از مشهد برگشته ایم و این مدت تو را ندیده ایم، برو مکه بیا بعد با هم می‌رویم، ما هم آن‌قدر درگیر کارهای اردو بودیم که در مشهد نتوانستیم زیارت کنیم. اول اکراه داشت و بعد گفت باشد و نرفت. خلاصه نرفت ولی از مکه که برگشت اول رفت مشهد. آقای قاضی عسگر با ما تماس گرفتند و گفتند ما بدن ایشان را تحویل گرفته ایم، در همان مکه هم ایشان را غسل و کفن کرده بودند و کارهایشان انجام شده بود، پیکر شهید در جعبه‌ای میخ زده قرار داده شده بود. از طرفی چون حج شروع شده بود دیگر هواپیماها به ایران نمی‌آمد، به من گفتند که ما شهدای حادثه مسجدالحرام را می‌فرستیم بیایند تهران، حدود 7،8 نفر هستند که شناسایی شده‌اند، جمعه حادثه اتفاق افتاده بود و تا یک‌شنبه پیکر ایشان پیدا نشده بود. هواپیمایی ماهان از جده بلند شد، قرار بود ساعت 11:30 در فرودگاه بین‌المللی بنشیند، هواپیما رفت مشهد فرودگاه‌هاشمی‌نژاد و ما نفهمیدیم چرا. آنها هم چیزی نگفتند. فردا صبحش از مشهد آوردند. مفقود شدن شهید پس از حادثه جرثقیل همان روز‌هایی که قرار بود برود من خیلی مضطرب بودم و فکر می‌کردم قرار است یک اتفاق بدی بیفتد، صبح آن روز هم که این اتفاق افتاد خیلی مضطرب بودم، خواب هم دیده بودم، آن‌قدر بد رانندگی کرده بودم که کلاچ و فرمان خرد شده بود. ساعت پنج عصر مهمان داشتیم، وقتی که مهمان‌ها رفتند فاطمه گفت حادثه‌ای در مکه اتفاق افتاده، گفتم: حتما پدرت می‌رود برای کمک و امکان ندارد که الان به تلفن جواب بدهد، لذا صبرکردیم، ساعت هشت شب بود که شروع کردم به زنگ زدن به او که الان حتما کاری ندارند؛ اما هر چه زنگ می‌زدم گوشی برداشته نمی‌شد، تا ساعت 10:30 که دیگر اصلا زنگ هم نمی‌خورد. به بچه‌ها هم گفتم نگران نباشید پدرتان این جور مواقع برای کمک می‌رود و جواب نمی‌دهد؛ اما خودم خیلی نگران بودم، شب تا صبح هم مدام به این و آن زنگ می‌زدم، به دوستانمان در آنجا زنگ می‌زدم، می‌گفتم: از همسر من خبر ندارید؟ می‌گفتند: نه الان خیلی شلوغ است و کسی جواب تلفن نمی‌دهد، نگران نباشید و از ایرانی‌ها کسی طوری نشده، تنها یک ایرانی در این حادثه بوده که آن هم اهل همدان بوده. خلاصه این بی‌خبری به دو روز کشید و فهمیدم که حتما اتفاقی افتاده. یک خانمی‌از همکاران بعثه به من زنگ زد و گفت من از همسرم خبر ندارم، گفتم من هم خبر ندارم، نگران نباشید و اتفاقی نیفتاده، در واقع همسر او هم در مکه بود و می‌خواست من را آگاه کند، که من او را دلداری می‌دادم. بنده زنگ زدم بعثه که گفتند ما نمی‌دانیم چه شده است، برادرانم هم شروع کردند به جست‌وجو از دوستانشان، گفتند که ایشان حین کمک در حادثه گم شده است. یکی از خانم‌هایی که در آنجا بود گفت ایشان را روز قبل هم دستگیر کرده بودند، می‌گفت شاید ایشان در دست پلیس باشد،گفتم خب چرا اینها را نمی‌گویید؟! گویا در صحن خانه خدا با یکی از پلیس‌ها درگیر و دستگیر شده بود؛ ولی بعد از آن همه این موضوع را انکار کردند. بعد من به آن خانم زنگ زدم که از همسرت خبردار شدی؟ گفت بله من او را پیدا کردم. دیدار یار... ما دو بار با حضرت آقا دیدار داشتیم. بار اول که خیلی شوک زده بودیم چون تنها سه روز از شهادت ایشان گذشته و هنوز هم پیکرشان برنگشته بود، ما هم هنوز خیلی مهمان داشتیم، آنجا که رفتیم به آقا گفتم ایشان خیلی حامی‌‌بودند، صدایم هم درنمی‌آمد و هر چه که خواستم بگویم آقا گفتند خودم می‌دانم. آن روز بچه‌ها هم خیلی حرف نزدند. آقا گفتند: اینها که مسیر خود را طی کردند و رفتند و به مراتب بالا رسیدند؛ اما یک ثلمه‌ای برای کشور ما است. آقا که این حرف را زدند، خیلی حالم بد شد، گویا ما خودمان هم ایشان را نشناخته بودیم. من گفتم: از شما می‌خواهم کاری کنید که کارهای ایشان زمین نماند، کارهای تحقیقاتی ایشان خیلی زیاد است. همان دیدار برای ما خیلی آرامش بخش بود. برای دیدار دوم هم من گفتم بچه‌های من دفعه قبل خیلی حالشان خراب بود نشد آقا را ببینند و چفیه بگیرند. روز قبل از ماه مبارک رمضان آقا ما را خواستند، خانواده شهید احمدی روشن و تهرانی مقدم و کسانی هم که به پروژه‌ها نزدیک بودند حضور داشتند.آقا گفتند: می‌خواستم شما را از نزدیک ببینم. گفتم: اینها می‌خواستند از شما چفیه بگیرند. گفتند چفیه هم می‌دهیم، بعد علیرضا را در آغوش گرفتند. من آنجا زبانم بنده آمده بود و دلم نیامد که از اذیت و آزارها حرفی بزنم، گفتم آقا خودشان این همه دغدغه دارند. وقتی حضرت آقا او را «شهید» خطاب کرد خیالم راحت شد آن زمان به اینها شهید نمی‌گفتند و می‌گفتند اینها شهید نیستند، ولی در پلاکاردها می‌نوشتند شهید. از طرفی خودش هم خیلی صداقت داشت، من هم نمی‌دانستم در آنجا چه اتفاقی افتاده است. به من گفتند ایشان شهید نیستند، گفتم اگر شهید نباشند من همه این پلاکاردها را جمع می‌کنم، خیلی اصرار ندارم که در خلاف جهت کسی قدم بردارم که در کوچک‌ترین مسائل رعایت حلال و حرام را می‌کرد و حتی پاراگرافی را از قلم نمی‌انداخت؛ لذا به امام زمان (عج) متوسل شدم و گفتم خودت می‌دانی در آنجا چه اتفاقی افتاده و هیچ‌کس هم نیست که در این شرایط جواب من را بدهد، روی در و دیوار هم همین طور نوشته می‌شود شهید، اگر شهید نیست من را باخبر کن، من خودم آن‌قدر توانایی دارم که اینها را جمع کنم، همین طور از دلم این حرف‌ها را زدم، گفتم فقط من را باخبر کنید. فردای آن روز آقا گفتند بیایید برای دیدار، در آن دیدار آقا گفتند شهید والامقام... که همان جا خیالم راحت شد که امام زمان (عج) جوابم را از زبان حضرت آقا دادند. پیکر شهید هیچ آسیبی ندیده بود!   همسر شهید حاتمی ‌خاطرنشان کرد: پیکر ایشان کیلومترها دورتر از نقطه حادثه افتاده بود، کسی که پیکرشان را تحویل گرفته بود می‌گفت ما با محدودیت زمانی و پنهانی هم عکس گرفته بودیم، اصلا موهایشان به‌هم نریخته بود، حتی لباسش هم خونی نشده بود و معلوم بود که ایشان را برده بودند برای گرفتن اقرار، او شناسایی شده بود، ایشان اصلا در جریان جرثقیل آسیب ندیده بود، یکی از نزدیکان مسئولین ارشد بعثه به من گفت آیا می‌دانستید که پارچه‌ای بر سر ایشان انداخته‌اند و کشیده‌اند داخل آمبولانس؟ همه شهدای جرثقیل یک جراحتی برداشته بودند، یا دست نداشتند، یا سر نداشتند و مشخص بود که اتفاقی برایشان افتاده است، ولی پیکر ایشان کاملاًً سالم بود. ما چندین بار رفتیم شکایت کردیم؛ اما کاری پیش نرفت. کمیته حقیقت‌یاب هیچ کاری در این چند سال انجام نداد چرا رئیس‌جمهور در سازمان ملل حرفی از حوادث مکه نزد؟ در بی‌کفایتی آل‌سعود که شکی نیست. در سال 66 هم مشابه این حادثه را داشتیم، اینکه این قضیه عمدی بوده یا نه باید یک کمیته حقیقت‌یاب تشکیل می‌شد و حضرت آقا هم این را گفتند، 4 سال گذشته و اعضای این کمیته هم مشخص بودند و در آن زمان معاون حقوقی رئیس‌جمهور خانم امین زاده هم عضو همین کمیته بود؛ ولی هیچ قدمی‌در این رابطه برداشته نشد. در جریان حج آن سال ما نزدیک به 500 شهید دادیم، رئیس‌جمهور کشورمان آن زمان در سازمان ملل بودند، اما هیچ صحبتی نکردند و در سکوت برگشتند، روسای جمهور دیگر کشورها اگر یک سیل در کشورشان بیاید و آنها در سازمان ملل باشند، رها می‌کنند و می‌آیند، چنین حادثه‌ای اتفاق افتاد و رئیس‌جمهور ما با هیچ‌کس در این مورد صحبت نکرد، بعد هم آقای ظریف را دیدیم که... اینها یک‌بار هم به ما تسلیت نگفتند، نه تنها من بلکه در مورد سایر شهدا هم همین بود. برداشت اشتباهی از صحبت‌های آقای رکن‌آبادی شده است همسر شهید حاتمی ‌عنوان کرد: حالا شهدای منا را می‌گوییم ما نمی‌دانیم چه بوده و عربستان سعودی نپذیرفت، شهدای مسجدالحرام را که سعودی پذیرفت مقصر است، ایران در این رابطه چکار کرد؟ اینکه آقای رکن آبادی گفتند من سند دارم که چنین معامله‌ای کرده‌اند، فکر می‌کنم در مورد ساعتی بود که ایرانی‌ها رفتند، قرار بوده ساعت 8 بروند و ساعت 10 می‌روند، آنها هم می‌گویند ما گروه گروه اعلام کرده بودیم، شما با دیگر گروه‌ها آمدید و شلوغ شد و آن ازدحام باعث شد این گروه شهید شوند. ایران پذیرفت که سر ساعت نرفته، اما اینکه مقصر حادثه بوده را نپذیرفته و هر که این حرف را می‌زند خیلی حرف بیجایی می‌زند، مگر ایرانی‌ها کسانی هستند که بروند آنجا حاجی بکشند؟ این خیلی اشتباه است، و الان روزنامه‌ها و سایت‌های خارجی و شبکه‌های معاند دارند از این آب گل‌آلود ماهی می‌گیرند. ‌روح‌افزا گفت: ببینید چقدر این شهدا مظلوم هستند که وقتی قرار بر صحبت در موردشان می‌شود چنین مسائلی درست می‌شود. من مطمئنم که اگر ایران در کوچک‌ترین مسئله‌ای کوتاه آمده بود باید همه ما از حج محروم می‌شدیم و دیگر نمی‌گذاشتند ایران در حج شرکت کند، این اشتباه است ولی مسئولان ایران هم بی‌جا می‌گویندکه عربستان سعودی درست عمل کرد، چکار کرد؟ چرا شهید حاتمی ‌در ایران کالبدشکافی نشد چرا نباید همسر من در ایران کالبدشکافی شود؟! من این حرف را باید در کجا فریاد بزنم؟ می‌خواهیم حرف بزنیم می‌گویند چرا؟ می‌گویند که ما مدارک را در اختیار خانواده‌ها می‌گذاریم، چنین خبری نیست. الان در گواهی فوتی که برای همسر من داده‌اند نوشته شده در منا و زیر دست و پا خفه شده است! ایشان را در مسجدالحرام دزدیده‌اند و برده‌اند و جسدش را کیلومترها آن طرف‌تر تحویل داده‌اند، بدون هیچ شکستگی و نقصی. حالا چرا تذکر می‌دهند، مگر ما چه کردیم. در ژنو تنها اپوزیسیون و بهایی‌ها در مقابل ما موضع گرفتند در این مدت فشار روی ما خیلی زیاد بوده و ما هم نتوانستیم قدمی‌در جهت احقاق حق اینها برداریم. من ژنو هم رفتم و صحبت کردم؛ اما نه با تدارکات دولتی، کسی از ما حمایت نکرد. البته بسیج حقوق‌دانان هم به ما کمک مالی کرد و هم اینکه برای تهیه ویزیت به ما کمک کردند. حقوق بشر بین‌الملل در ژنو هر ساله برنامه برگزار می‌کند، با خواهر شهید رکن آبادی رفتیم که بگوییم اینها را زدند و کشتند و کسی چیزی نگفت که دیدیم مسئول حقوق بشر جهان عربستان سعودی شده... در هر صورت ما در آنجا صحبت کردیم، خیلی‌ها پذیرای صحبت‌های ما بودند، حتی خبرگزاری رویترز از ما خبر تهیه کرد، چون که با چادر مشکی هم بودم فکر می‌کردند ما چیزی نمی‌دانیم، من گفتم یک سؤال از شما دارم، بشر کیست؟ حقوق چیست؟ انسان چیست؟ شما حتی 99 درصد وال استریت را انسان حساب نمی‌کنید، سیاه پوست آمریکایی هم انسان نیست، نزدیک به هفت هزار نفر را در عربستان کشته‌اند و هیچ‌کس صدایش درنمی‌آید چه اتفاقی افتاده، یک مراسم کاملاًً مذهبی بوده و مردم داشتند خدا را ستایش می‌کردند، حقوق بشر شما کجاست، بچه‌های ما که بی‌پدر شدند حقوقشان کجا باید تعریف شود، آنجا خیلی‌ها استقبال کردند، تنها کسانی که راجع به ما موضع گرفتند اپوزیسیون‌های ایرانی بودند و بهایی‌ها که برای ما خیلی هم مهم نبودند؛ ولی در هر صورت حرف ما به جایی نرسید. حاضر نبود اختراعاتش را به خارج از کشور بدهد همسرم اختراعات زیادی داشت که با خودش دفن شد، مقاله آی‌اس‌آی نمی‌نوشت می‌گفت من مقاله خارج از کشور نمی‌دهم، اختراعاتی داشت در مورد هواپیما که خیلی مهم بود، ناسا خیلی دنبال این اختراع بود، ثبت شده بود؛ اما اطلاعات را نداده بود، آنها هم نمی‌دانستند اختراع چیست. حتی سوپروایزر آن در آمریکا خیلی ایشان را اذیت کرده بود، گفته بود باید این را به نام من ثبت کنی، خلاصه اینکه این کار را ارائه نکرد و با خودش دفن شد. من از مسئولان سؤال دارم در رابطه با این بحث‌های اخیر که می‌گویند عربستان سعودی بی‌تقصیر بوده و هیچ اتفاقی نیفتاده، باید بگویم این حقیقت قضیه نیست، یادتان است وقتی ندا آقا سلطان کشته شد چه اتفاقی افتاد، ما آن زمان مسئولیت داشتیم و این طرف و آن طرف می‌رفتیم، جلسات بین‌المللی شرکت می‌کردیم، پوست ما را کندند که چرا این خانم در ایران کشته شده است، حالا نزدیک به هفت هزار نفر به گفته سایت بهداشت عربستان سعودی که حالا می‌گویند دو هزار نفر، که لااقل 500 نفر آنها ایرانی بودند کشته شده‌اند. عربستان در جهت احقاق حق اینها چه کرد، آقای قاضی عسگر گفتند ما وکیل گرفتیم، خب چه شد؟ من این سؤالات را از مسئولان دارم. به این باور رسیدیم که شهید زنده است فاطمه حاتمی ‌فرزند بزرگ‌تر شهید نیز اظهار داشت: شهادت پدر برای ما خیلی سخت بود، چون اصلا قابل پیش‌بینی نبود، شهدا، خانواده‌هایشان را آماده می‌کنند، خداحافظی می‌کنند و می‌دانند که شخص برای جنگ می‌رود؛ اما شرایط در مورد پدرم کاملاًً متفاوت بود. در این چند سالی که گذشت به این باور رسیدیم که شهدا زنده‌اند، یعنی در همه برهه‌های سختی که داشتیم ما را تنها نمی‌گذاشتند و کمکمان می‌کردند، در مشکلات مختلف به خوابمان می‌آمدند یا نشانه‌ای می‌فرستادند. وقتی شهید شدم بیا و بالای سرم قرآن بخوان وی تصریح کرد: روز قبل از اینکه بروند رفته بودیم بهشت زهرا، در خانه ما خیلی حرف شهادت بود، من با شوخی و خنده می‌گفتم اگر شهید شدم، این‌طور رفتار کنید و این کارها را بکنید. در آن روز یادم است که یکی دوستانمان که جوان هم بود تصادف کرده بود، بعد از اینکه او را به خاک سپردند همه گذاشتند و رفتند و هیچ‌کس نماند که بالای سرش قرآن و دعا بخواند، من یادم است که شب که برگشتیم خانه، من به شوخی گفتم: اگر من شهید شدم من را تنها نگذارید، من می‌ترسم، بالاسر من بایستید و قرآن بخوانید. پدرم گفتند قبول، من می‌آیم و بالای سرت قرآن می‌خوانم، به شرطی که وقتی که من هم شهید شدم، تو بیایی بالای سرم و تا صبح قرآن بخوانی. یک جوری روزهای آخر داشتند در ما آمادگی ایجاد می‌کردند؛ اما ما نمی‌فهمیدیم، پدر هیچ وقت نمی‌گفتند که من بروم و شهید شوم؛ اما آن روز گفتند اگر من رفتم و شهید شدم این کار را بکنید. زمانی که کنار یادمان شهدای حج بودیم گفتند خدا را چه دیدی، شاید امسال هم یک چنین حج خونینی اتفاق افتاد که مادرم گفتند نه در حج که کسی شهید نمی‌شود. داشت ما را برای شهادتش آماده می‌کرد دختر شهید حاتمی ‌گفت: آخرین نماز جمعه‌ای که با هم رفتیم تمام مسیرهایی که از منزل می‌توانستیم به نماز جمعه برویم، را برایمان توضیح دادند، تنها، بدون ماشین، با ماشین. من به ایشان گفتم حالا دو ماه است، می‌روی و برمی‌گردی، نهایتا این دو ماه را نمی‌رویم نماز جمعه. گفتند: لازمتان می‌شود. ما آخرین بار از طریق تلگرام با هم صحبت کردیم، فکر می‌کنم چهارشنبه یا پنج‌شنبه بود، عکس فرستادند، گفتند که اینجا خیلی شلوغ است، از آنجا تعریف کردند، گفتند که به نیت امام زمان (عج) زیارت رفتم، شماها را یاد کردم، دعایتان کردم. فاطمه حاتمی ‌عنوان کرد: وقتی آن اتفاق در مسجد الحرام افتاد، همه آمده بودند خانه ما و هیچ‌کس چیزی به ما نمی‌گفت، همه می‌گفتند ما خبر نداریم. گوشی پدر هم خاموش بود. از جمعه ظهر مدام زنگ می‌زدیم و مفقود بودند تا اینکه یک‌شنبه پیکرشان پیدا شد. ما اخبار مختلف را چک می‌کردیم، در اخبار 20:30 نام پدرم را خواندند و حالمان خیلی بد شد، البته اطرافیان و دایی‌ها از این قضیه مطلع شده بودند؛ ولی چیزی به ما نمی‌گفتند. ارادت عجیبی به حضرت علی اصغر داشت وی تصریح کرد: ما با هم خیلی هیئت می‌رفتیم، آخرین ماه رمضان با هم می‌رفتیم مسجد ارگ مراسم حاج منصور، ماه محرم هم می‌رفتیم دانشگاه امام صادق(ع)، در مسیر با هم تنها بودیم و ایشان خیلی راجع به امام حسین(ع) و اصحابشان صحبت می‌کردند و ارادت عجیبی به حضرت علی اصغر(ع) داشتند، یادم است روز تشییع خیلی تأکید داشتم که روضه حضرت عباس(ع) را بخوانند، چرا که می‌گویند امام زمان (عج) حاضر می‌شوند و دیگر اینکه می‌گفتم روضه حضرت علی اصغر(ع) را بخوانند. هر کس که می‌آمد می‌گفتم برای پدرم‌گریه نکنید برای امام حسین(ع) و حضرت رقیه (س)‌گریه کنید. سفرهای اربعین به همراه پدر دختر شهید حاتمی ‌عنوان کرد: پدر بعد از اولین باری که رفت کربلا خیلی بیشتر از قبل امام حسینی شده بودند، نسبت به مراسم‌ها حساسیت بیشتری پیدا کرده بودند، با وجود اینکه سرشان خیلی شلوغ بود اما؛ حتما می‌رفتند و ما را هم با خودشان می‌بردند و اگر روضه‌ای می‌شنیدند ‌اشک در چشمانشان جمع می‌شد. هر سال اربعین پیاده‌روی می‌رفتند، اولین سالی که رفتند هنوز این‌قدر جمعیت زیادی نمی‌رفت، یک سال رفتند و سال بعد من را هم همراه خودشان بردند، آخرین سالی هم که اربعین به همراه پدر رفتم، سه روز پدر را گم کردم، هوا هم خیلی سرد بود و همه وسایلم از جمله کوله و لباس‌ها و پاسپورتم هم همراه ایشان بود، پدرم می‌گفتند من خیلی به حضرت رقیه (س) توسل کردم که همدیگر را پیدا کنیم. آقا آمد و غسلم داد... وی خاطرنشان کرد: من یک‌بار خواب دیدم در حرم امام رضا(ع) هستیم و من به ایشان گفتم مرگ خیلی سخت نبود؟ مرگ برای مومنین هم خیلی سخت است، شنیدم غسل دادنشان هم برایشان سخت است، شما درد نداشتید؟ گفتند نه من خیلی اهل مراعات بودم، حواسم به اعمالم بود، دوشنبه صبح خود آقا (که فکر می‌کنم منظورشان امام زمان (عج) بود،) آمد غسلم داد و برایم نماز خواند و غسلم خیلی آسان و خوب بود. علیرضا حاتمی ‌فرزند دوم شهید که اکنون دانشجوی رشته مکانیک دانشگاه صنعتی شریف است در رابطه با پدرش اظهار داشت: پدر همیشه پیگیر مسائل و کارهای ما بود، ما با هم می‌رفتیم پاساژها را می‌گشتیم و گوشی‌های جدید را می‌دیدیم، با هم پارک می‌رفتیم. این اواخر چون بیشتر مشغول درس شده بودم کمتر با هم فوتبال بازی می‌کردیم. روزهای تولدم با هم می‌رفتیم پارک نزدیک محل. در مورد ماشین توضیح می‌داد که چطور آن را چک کنم، چطور بنزین بزنم، در مورد مادربزرگ هم سفارش می‌کرد. در دبیرستان وقتی که از مسجد برمی‌گشتیم سعی می‌کرد با پیش کشیدن برخی صحبت‌ها علاقه من را به درس بسنجد یا اگر در درسی نمراتم کم بود می‌خواست ببیند مشکل کجاست. یک‌بار که لپ تاپ روی پایش بود، گفتم چرا این‌قدر کار می‌کنی، خسته نمی‌شوی؟ گفتند که کار مهم‌تر است، حتی اگر یک پروژه هم جلو بیفتد یک پروژه است. بیشتر فکر می‌کنم شهادت پدر مسئله اجتناب‌ناپذیری بوده و از لحاظ آخرتی برای پدر بهتر بوده و با این فکر خودم را آرام می‌کنم. م ]]> سیاسی Sun, 25 Aug 2019 11:22:47 GMT http://www.hamandishi.ir/news/407848/ دم خروس بیرون زد/ نفوذی‌های وزارت نفت عامل توقیف «گریس 1» بودند http://www.hamandishi.ir/news/407850/ پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: ابوالفضل ابوترابی در مورد آخرین وضعیت لیست دوتابعیتی‌ها اظهار کرد: هیأت تحقیق و تفحص دوتابعیتی‌ها 15 نفر بودند که از این تعداد 5 نفر جز هیأت رئیسه بودند و بنده هم عضو این هیأت بودم؛ از آن جایی که مجلس محکمه سیاسی است از طریق اختیاراتی که داریم، حکم می‌دهیم؛ محکمه قضایی قوه قضاییه است و نتایج تحقیق و تفحص مبنای کار این قوه خواهد بود. نماینده مردم نجف‌آباد و تیران و کرون در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: در این تحقیق و تفحص به لیست 100 نفره رسیدیم که از هر جناحی در این گروه هستند و موضوع دیگری که خلا قانونی است، گرین کارت، اقامت دائم و خرید املاک در کشورهای دیگر است که در قانون نیامده است؛ این لیست 100 نفره شامل افرادی است که گرین کارت و اقامت دائم دارند هم می‌شود و بین آن‌ها افرادی وجود دارد که فرزندانشان این مساله را هم دارند. وی عنوان کرد: در محکمه مجلس به لحاظ قرائن به این لیست 100 نفره رسیدیم و با علمی که پیدا کردیم، این افراد مشخص شدند و ما محکمه سیاسی هستیم و رای مان در این محکمه در همین حد اعلام این لیست است و باید به قوه قضائیه برود تا در آنجا حکم صادر شود که پرونده این افراد در این قوه هم ایجاد شده است. دوتابعیتی‌ها کشور را به لبه پرتگاه بردند عضو کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی مطرح کرد: از 17 نفری که اداره اطلاعات در بحث جاسوسی اخیرا دستگیر کرد، 5 نفر از آن‌ها در وزارت‌خانه مهمی مشغول فعالیت بودند که این‌ها هم از مسیر دوتابعیتی و قولی که در مورد تابعیت داده، جذب شدند. وی در ادامه تاکید کرد: در این شرایط حساس وزارت نفت پاشنه آشیل کشور است و دشمن روی این وزارت‌خانه سرمایه‌گذاری زیادی انجام داده است؛ در این 17 نفری هم که وزارت اطلاعات دستگیر کرده، برخی از جاسوسان، اطلاعات مشتری‌ها و فروش نفت ما را به دشمن می‌دادند.  جاسوسان نفتی زمینه‌ساز توقیف «گریس1» بودند ابوترابی افزود: دو پرونده‌ای که اخیرا برای این وزارت‌خانه باز شد یکی همان دستگاه کارتخوانی بود که در دفتر وزیر پیدا شد و پرونده دیگری که نهاد‌های امنیتی آن را مطرح کردند، دستگیری خانمی بود که در پرونده ابتدایی با 15 نفر مرتبط بود و برای 4 نفر از این افراد قرار قضایی صادر شد؛ این‌ها اطلاعات مشتریان ما در این شرایط تحریمی به دشمن می‌فروختند. عضو فراکسیون ولایی مجلس دهم عنوان داشت: نفتکش گریس1 (آدریان دریا) هم که در جبل‌الطارق توقیف شد نیز از طریق لو رفتن اطلاعات آن از سوی نفوذی‌های وزارت نفت بود و از همین رو دشمن اشراف کامل بر روی این وزارت‌خانه پیدا کرده است. وی ادامه داد: محکومیت چند تن از معاونین در پرونده کرسنت و بازگشت برخی از بازنشستگان که با عنوان مشاور به کار بازگشته‌اند و برخی از آن‌ها هم جز محکومان پرونده کرسنت هستند، از دیگر تخلفات وزارت نفت است. ضرر 200 میلیارد تومانی روزانه از محل قاچاق سوخت ابوترابی در ادامه گفت: نکته دیگر اسناد بسیار مهمی بود که در پروژه پارس جنوبی فاز 11 به شرکت توتال داده شد و این شرکت اسناد بسیار مهم و زیاد ما را با خود برد؛ جمیع این اتفاقات عاملی شد تا انتقاد تندی را به وزارت خانه داشته باشیم. نماینده مردم نجف‌آباد و تیران و کرون در مجلس شورای اسلامی در ادامه بیان داشت: در بحث حذف کارت سوخت چقدر مصرف بی‌رویه داشتیم و پیش‌بینی می‌شود در روز 200 میلیارد تومان بابت قاچاق سوخت ضرر می‌بینیم؛ حذف کارت سوخت عاملی شد تا هم مصرف سوخت بی‌رویه بالا برود و هم قاچاق آن زیاد شود. وی ابراز داشت: در بحث حقوق بین‌المللی موضوعی به عنوان کاملة الوداد داریم به این معنا که در پرونده‌های نفتی آن چه را که برای دوستت می‌خواهی برای من هم بخواهی و از آن‌جایی که در پرونده کرسنت ما گاز را به قیمت کم فروخته بودیم، ترکیه طبق همین اصل شکایت کرد و از همین رو در موضوع فروش گاز به ترکیه محکوم شدیم و وزارت نفت هم بدون سر و صدا این محکومیت را به ترکیه پرداخت می‌کند که منشا آن کرسنت است. فاز 4 ستاره خلیج فارس روی هوا ابوترابی بیان کرد: در اقدام دیگر در حالی که فازهای یک تا 3 پالایشگاه ستاره خلیج فارس توسط قرارگاه خاتم الانبیا احداث و به افتخاری تبدیل شده بود، ساخت فاز 4 را با صحبت‌های کاملا واهی متوقف کردند؛ فاز چهاری که میعانات گازی بسیاری دارد که سوزاندن آن بسیار سمی است و تا زمانی که میعانات آن استخراج نشود، امکان استخراج نفت از آن وجود ندارد. عضو فراکسیون ولایی مجلس دهم تصریح کرد: فاز چهار پالایشگاه ستاره خلیج فارس می‌توانست برای کشور درآمد بسیاری داشته باشد ولی به بهانه توسعه فازهای قبلی این کار را متوقف کردند در حالی که خاتم الانبیا اعلام کرد در کنار توسعه فازهای قبلی اجازه ساخت این فاز را هم بدهید. وی در ادامه مطرح کرد: در ابتدای تحریم‌ها، ایران اعلام کرد که اگر نیاز باشد تنگه هرمز را می‌بندد و امروز به نحوی این کار را انجام داد تا دنیا بداند این شعار نبود و حتی اگر کشتی‌ها با اسکورت نظامی هم به منطقه بیایند، ایران توانایی بستن تنگه را دارد و این که بصورت آشکار و پنهان پیغام می‌فرستند و امارات به طرف ما می‌آید به این دلیل است که متوجه شدند جمهوری اسلامی حرفش را عملیاتی کرد. دیپلماسی کشور به قبل و بعد از منهدم کردن پهپاد تقسیم می‌شود ابوترابی به موضوع پهپاد آمریکایی اشاره کرد و گفت: باید دیپلماسی جمهوری اسلامی را به قبل و بعد از زدن پهپاد آمریکا تفکیک کنیم، امروز دنیا ایمان پیدا کرد که تنگه هرمز بسته شده است. نماینده مردم نجف‌آباد و تیران و کرون در مجلس شورای اسلامی افزود: بحث آمریکا برای تشکیل یک جبهه متحد در تنگه هرمز یک شعار است و آن‌ها نه در موضوع معامله قرن و نه در موضوع ناتوی عربی با همه هزینه‌هایی که انجام شد، به گفته امام خامنه‌ای هیچ غلطی نتوانستند بکنند و در این اتحاد هم مجددا هم هیچ غلطی نخواهند کرد و تنگه هرمز در اراده ایران خواهد بود، اصالتا تامین امنیت در خلیج فارس بدون ایران معنا نمی‌دهد. وی اذعان کرد: بارها گفته‌ایم و بازهم تاکید می‌کنیم اگر هرگونه امکانات و تجهیزات رژیم صهیونیستی به خلیج فارس بیاید، این موضوع را به عنوان جنگ علنی تلقی خواهیم کرد و آن را در اولین فرصت مورد هدف قرار خواهیم داد؛ این یک اراده‌ای است که جمهوری اسلامی بر آن پافشاری می‌کند که این موضع به صورت رسمی هم در ستاد کل نیروهای مسلح هم مطرح شد.  آپارتمان 287 متری در الهیه مقابل لغو استیضاح ابوترابی در پایان درباره موضوع اخیر درباره برخی از نمایندگان مجلس هم اظهار کرد: در مورد دریافت ساختمان در قبال انصراف از استیضاح باید گفت که این موضوع هم در مجلس نهم و هم مجلس دهم وجود داشته است و مستندات آن را به زودی در اختیار مردم قرار می‌دهم؛ این افراد همگی جزیی از یک طیف خاص هستند و بلافاصله طرح استیضاح بنده از مجلس را کلید زدند؛ برای مثل بزرگترین آپارتمانی که از آقای وزیر دریافت شده 287 متر در خیابان الهیه تهران است. م ]]> سیاسی Sun, 25 Aug 2019 11:25:43 GMT http://www.hamandishi.ir/news/407850/