تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۰ تير ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۵۷
 
آصفی:

اگر امروز در سوریه هزینه نکنیم به سراغ ما هم می‌آیند/ آمریکا به تعهدات برجامی خود عمل نکرده

Share/Save/Bookmark
اگر امروز در سوریه هزینه نکنیم به سراغ ما هم می‌آیند/ آمریکا به تعهدات برجامی خود عمل نکرده
 
سخنگوی وزارت خارجه دولت اصلاحات با تاکید بر اینکه غربی‌ها یا به صورت طراحی شده یا به شکل اتفاقی موضوع فلسطین را در چارچوب «پان عربیسم» تئوریزه کرده بودند، گفت: تکرار هرساله روز قدس برای اسرائیلی‌ها دردآور است.
پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: - امین صبحی و مریم عاقلی: روزی که حضرت روح‌الله فرمود «اسرائیل باید از نقشه جهان محو شود»؛ مدتی بعد، سربازان حضرت خمینی(ره) راهی میدان مبارزه با صهیونیست‌ها شدند.

سال 61 و پس از آزادسازی خرمشهر، قوای محمد رسول الله راهی سوریه شدند تا در مقابل تجاوز اسرائیل بایستند، لشکری که راه خود را از عملیات آزادسازی خرمشهر معروف به عملیات «الی ‌بیت المقدس» آغاز کرده بود، این بار راهی میدان مبارزه با صهیونیست‌ها شدند. 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نماینده امام (ره) در شورای عالی دفاع، خطاب به سردار احمد متوسلیان فرمانده گروه‌های اعزامی فرمودند: «شما نماینده نظام هستید بروید آنجا و جلوی اسرائیلی‌ها را سد کنید»؛ اعزامی که ثمره ماندگار آن تشکیل حزب‌الله لبنان شد.

اینک و در زمانه‌ای که به وعده رهبرمان، فقط کمتر از 25 سال تا محو اسرائیل زمان باقیست، جغرافیای مقاومت بیش از همیشه، پیشرو است و به تعبیر ولی امر مسلمین در مساله‌ى فلسطین، آنچه که هدف است، استنقاذ فلسطین است؛ یعنى محو دولت اسرائیل.

اگرچه این روزها درگیری کشورهای اسلامی با جریان‌های تکفیری‌ها این حرکت را با فراز و نشیب همراه کرده است، اما رهبر انقلاب همواره تاکید کرده‌اند: «این جریان تکفیر را دشمن به‌صورت مشکل دست‌ساز وارد دنیاى اسلام کرده است و ناچاریم به آن بپردازیم، لکن مسئله‌ى اصلى، مسئله‌ى رژیم صهیونیستى است؛ مسئله‌ى اصلى، مسئله‌ى قدس است؛ مسئله‌ى اصلى، مسئله‌ى قبله‌ى اوّل مسلمین، مسجدالاقصى است؛ اینها مسائل اصلى است.»

در این پرونده به سراغ مسئولان فعلی و سابق جمهوری اسلامی رفته‌ایم، تا ضمن بررسی و بازخوانی اهمیت مساله قدس به عنوان مشکل اصلی جهان اسلام، به بازخوانی موضوع پرونده چهار دیپلمات کشورمان احمد متوسلیان،‌ محسن موسوی، تقی رستگار و کاظم اخوان به عنوان افرادی که اسرائیل باید پاسخگوی سرنوشت آنها باشد، بپردازیم.

حمیدرضا آصفی در هشت سال دولت اصلاحات سخنگویی وزارت خارجه را بر عهده داشت و پس از پایان وزارت کمال خرازی (وزیر خارجه دولت اصلاحات) و با روی کار آمدن منوچهر متکی (وزیر امور خارجه دولت محمود احمدی‌نژاد) مدتی دیگر نیز به سخنگویی خود در وزارت امور خارجه ادامه داد و بعد به عنوان سفیر راهی امارات متحده عربی شد.

ماموریت حمیدرضا آصفی در امارات سومین تجربه وی در قامت سفیر ایران است، نخستین تجربه وى ماموریت خارج از کشور، آلمان شرقی سابق و دومین آن سفیر ایران در پاریس در زمان دولت اکبر هاشمی رفسنجانی بود.

آصفی در این گفت‌و‌گو یادآوری می‌کند که در مذاکرات با طرف آلمانی درباره بحث چهار دیپلمات که در زمان وزارت فلاحیان برگزار شده است، حضور داشته است.

آنچه در ادامه می‌آید مشروح گفت‌وگو با حمیدرضا آصفی است:



 

 آقای آصفی باتوجه به در پیش بودن روز قدس و اهمیت این روز در جهان اسلام، می‌خواهیم اولین سوال را به اهمیت این روز در سطح جهان اختصاص دهیم،‌ لذا با توجه به اینکه شما هم در ایران و هم در خارج از کشور مسئولیت داشتید، تحلیلتان از این حضور مردمی در روز قدس چیست و  فکر می‌کنید این خروش مردمی چه تاثیری در جهان دارد؟

آصفی: روز قدس خیلی مهم است، ابتکار حضرت امام زنده کردن روز قدس بود، غربی‌ها یا به صورت طراحی شده یا به شکل اتفاقی موضوع فلسطین را در چارچوب «پان عربیسم» تئوریزه کرده بودند، تا امکانات کشورهای اسلامی استفاده و به کار گرفته نشود اما حضرت امام این معادله را به هم زدند و روز قدس یک یوم‌الله متعلق به اسلام عنوان کردند، اصولاً یادآوری این روزها نماد می‌شود تا سمبل یک موضوعی باشد و این امر باعث ماندگاری آن موضوع خواهد بود، صهیونیست‌ها به خوبی روی این مسئله کار می‌کنند، هولوکاستی که اصلاً معلوم نبود چیست،  هر سال آن را پاس می‌دارند و بالاترین سیاست‌مداران دنیا را جمع می‌کنند به اسرائیل می‌آورند و برای آنها بزرگداشت می‌گیرند، آنها این کار را می‌کنند تا با مظلوم‌نمایی توی سر فلسطینی‌ها بزنند و به این شکل حقوق آنها را پایمال کنند.

همه جای دنیا این کار را می‌کنند، مثلاً آمریکایی‌ها روز یازده سپتامبر را زنده نگه می‌دارند و در آن روز ادای احترام می‌کنند، ما خودمان هفته دفاع مقدس را تبدیل به یک سمبل و نماد کرده‌ایم تا فراموش نشود چرا که اگر موضوعات برای نسل‌ها تکرار و یادآوری نشود، آن را از خاطر می‌برند.

*تکرار هرساله روز قدس برای اسرائیلی‌ها دردآور است

روز قدس از چند جهت حائز اهمیت است، یکی از ابعاد اهمیت روز قدس برای این است که این روز باید به عنوان یک نماد باقی بماند تا همه به خاطر داشته باشند قدس قبله اول مسلمانان بوده و مسئله فلسطین یک موضوع فراملیتی و اسلامی است، اتفاقاً چیزی که باعث عصبانیت آمریکا و اسرائیل می‌شود همین بزرگداشت روز قدس است، به ویژه تکرار آن در هر سال برای اسرائیلی‌‌ها دردآور است.

وقتی که ابتکار روز قدس از روی حضرت امام تعیین شد، ابتدا فقط در ایران این مراسم برگزار می‌شود اما خوشبختانه در حال حاضر خیلی از کشورها و حتی کشورهای غیر اسلامی، روز قدس را برپا می‌کنند؛ این مسئله خاری در چشم رژیم صهیونیستی است و هرچه روز قدس پرشکوه‌تر برگزار شود ارکان سیاست‌های ظالمانه رژیم صهیونیستی بیش از گذشته متزلزل خواهد شد.

*اگر ظلم از یک حدی بگذرد به ضد خودش تبدیل خواهد شد

  مقام معظم رهبری چندی پیش فرمایشی مبنی برنابودی اسرائیل در 25 سال آینده را مطرح کردند، نشانه‌های این اضمحلال و راهکارهای عملیاتی و عملی تحقق نابود رژیم صهیونیستی در کمتر از 25 سال آینده چه مسائلی خواهد بود؟

آصفی: بدون تردید فرمایش رهبری ناظر بر این بود که سیاست‌های رژیم اسرائیل موجب فروپاشی این رژیم خواهد شد، اگر ظلم از یک حدی بگذرد، به ضد خودش تبدیل خواهد شد، در زمان رژیم گذشته برخی می‌گویند ما قدرتمندترین کشور خاورمیانه بودیم و برخی ژاندارم بودن ایران را مطرح می‌کنند یا حتی کارتر در آن مقطع گفت که ایران جزیره ثبات است، اما در همین مجموعه وقتی ظلم به حداکثر خود رسید به ضد خودش تبدیل شد، لذا هرچه دست‌اندازی و تعدی صهیونیست‌ها به فلسطینی‌ها بیشتر شود، مرگ خودش را بیشتر و زودتر جلو می‌اندازد، دقیقاً مانند کاری که بحرینی‌ها انجام می‌دهند. ظلم و فشار بیش از حد باعث سقوط حکومت‌ها می‌شود. البته این در کنار مقاومت و افشاگری بود؛ در واقع فرمایش رهبری ناظر بر این امر نبود که جمهوری اسلامی باید در این زمینه مداخله نظامی انجام دهد بلکه ناظر به این بود که رژیم صهیونیستی با این ظلم‌ها مرگ خود را جلو می‌اندازد و پایداری و مقاومت و دست نکشیدن از آرمان‌ها و نیز روشنگری کشورهای اسلامی علیه رژیم صهیونیستی کمک می‌کند تا آن مرگ و اسقاط جلو بیفتد.

ما داریم سال‌های عجیب و قریبی را می‌گذاریم و در مرحله گذار قرار داریم، مثلاً همین خروج انگلیس از اتحادیه اروپا را خیلی‌ها باور نمی‌کردند اما اتفاقات عجیب‌تری هم حتماً به وجود خواهد آمد و امیدواریم یکی از این موارد سقوط رژیم صهیونیستی باشد.

*تسلیح کرانه باختری ناظر به مقاومت مشروع مردم فلسطین است

رهبر انقلاب بیش از آن اشاره‌ای به لزوم تسلیح کرانه باختری داشتند، آیا این مسئله را نیز شما ناظر به همین بحث مقاومت می‌دانید؟

آصفی: بله، این ناظر به مقاومت مشروع مردم فلسطین است، نه اینکه اقدام نظامی علیه رژیم صهیونیستی باشد بلکه تقویت یک گروه مبارز است که از حق خود دفاع می‌کنند اما توسط رژیم صهیونیستی از سرزمین‌شان رانده شده‌اند، این مسئله در واقع یک نوع اقدام دفاعی بازدارنده در مقابل تجاوز رژیم صهیونیستی محسوب می‌شود.

برخی شبهه می‌کنند چه لزومی دارد که ما برای حمایت از مقاومت و فلسطین هزینه بدهیم و تهدیدات و تحریم‌ها را به جان بخریم وقتی که کشور خودمان دچار مشکلات اقتصادی است.

آصفی: به نظر من این هزینه کردن نیست شما اگر این کار را نکنید باید در کشور خود با آنها بجنگید، برخی مسائل را که شالوده‌های انقلاب‌مان است و اگر آنها را کنار بگذاریم دیگر انقلاب اسلامی نخواهیم داشت. آمریکا برای فلان کشور هزینه می‌کند آنها در توجیه این کار خود می‌گویند اگر هزینه می‌دهیم در واقع منافع کشورمان را حفظ می‌کنیم. بنابراین این مسئله درباره همه کشورها صدق می‌کند. مسئله دیگر این است که اگر ما امروز این کار را نکنیم و رژیم صهیونیستی به لبنان و سوریه تسلط پیدا کند مگر دست از سر ما برمی‌دارد، سراغ شما هم خواهد آمد.



* اگر در سوریه با داعش نجنگیم باید در تهران جنگ می‌کردیم

بنابراین ما در بیرون از مرزها از منافع خود دفاع می‌کنیم و اگر آنجا هم دفاع نکنیم ناچار خواهیم بود که در داخل کشور کار را انجام دهیم. امروز عامل شکست داعش جمهوری اسلامی است، آیا هیچ عقلی می‌پذیرفت که ما با داعشی که در حال جنگ با سوریه و عراق است مقابله نکنیم تا آنها داخل کشور بیایند، اصلاً داعش را به وجود آورده بودند که علیه جمهوری اسلامی کار کند لذا ما اگر در عراق و سوریه با داعش نمی‌جنگیدیم باید در تهران با داعش می‌جنگیدیم. بنابراین همین امر در معنای دیگر درباره اسرائیلی‌ها وجود دارد چرا که آنها دست از سر ما بر نخواهند داشت مگر اینکه ما از آرمان‌های انقلاب خود دست برداریم که این نیز هیچ عقل سلیمی نمی‌پذیرد.

*اسرائیل درباره چهار دیپلمات فقط مزخرفات تحویل ایران می‌داد

 اخیراً وزیر دفاع اعلام کرده سردار متوسلیان زنده است و ایران مدارکی درباره زنده‌ بودن آنها در اختیار دارد، در دوران اصلاحات و زمانی که شما سخنگوی وزارت امورخارجه بودید کمیته ملی پیگیری چهار دیپلمات خروجی آن مجموعه چه بود؟

آصفی: پیگیری‌های زیادی در این زمینه صورت گرفت، ما از طریق گروه‌های لبنانی و آقای نبی برّی و گروه‌هایی که احتمال داده می‌شود بتوان از طریق آنها به جایی رسید، پیگیری‌های زیادی انجام دادیم،‌ مشکلی که وجود داشت و هنوز هم هست این بود که رژیم صهیونیستی مکرراً می‌گفت که این چهار دیپلمات کشته شده‌اند و به هیچ عنوان همکاری نمی‌کرد و می‌گفت در جایی که آنها کشته شده‌اند یک ستون یا ساختمانی قرار گرفته، در واقع مزخرفاتی از این دست تحویل ما می‌دادند و از طرف دیگر رابطه ما با اسرائیل نیز مشخص است.

*پیگیری از طریق وزارت خارجه و سفارت‌مان در لبنان هم بی‌نتیجه بود

ما در آن مقطع هم از طریق وزارت خارجه و هم از طریق سفارت‌مان در لبنان و هم از طریق نیروهای لبنانی پیگیری زیادی برای این مسئله انجام دادیم، اما هیچ‌کدام به نتیجه نرسید به این دلیل که رژیم صهیونیستی همکاری نمی‌کرد و نمی‌خواست این کار صورت بگیرد.

*ایران مسأله شهادت چهار دیپلمات را نمی‌پذیرد

اما در همان سال 82 ایران اقداماتی در این خصوص انجام داد.

آصفی: در جریان این موضوع هستم، در آن زمان فردی به نام آقای «اشمیت باوئر»، با ما همکاری می‌کرد اما به جایی نرسید. او یک واسطه بود حتی آن موقع آقای فلاحیان به آلمان رفت البته این موضوع به قبل از دوران اصلاحات باز می‌‌گردد. قرار بود برود نتیجه بیاورد اما آمد گفت که اسرائیلی‌ها گفته‌اند چهار دیپلمات کشته‌ شده‌اند. یعنی می‌خواهم بگویم ایشان (واسطه آلمانی) هم به ما سرنخی نداد، من در جزئیات این قضیه حضور داشتم و به همین دلیل اینجا می‌گویم، اینجور نبود که این فرد بیاید بگوید بله این چهار دیپلمات هستند اما درخواست آنها مثلاً این موضوع است، آن را محقق کنید تا ما آنها را تحویل دهیم، لذا هرچه زدیم به این در خورد که گفتند چهار دیپلمات شهید شده‌اند، ما همان موقع هم این مسئله را نپذیرفتیم و الان هم نمی‌پذیریم.



ما اعتقاد داریم تا زمانی که قرینه و نشانه‌‌ جدی مبنی بر شهید شدن این چهار دیپلمات دریافت نکنیم ما آنها را زنده می‌دانیم، در واقع ما تا بیّنه روشن درباره شهادت اینها نداشته باشیم، اعتقاد داریم این چهار دیپلمات زنده هستند.

 در همان زمان سخنگویی شما در وزارت خارجه سمیر جعجع یکی از رهبران فالانژها هم این موضوع را تکرار کرد و گفت که چهار دیپلمات کشته شده‌‌اند.

آصفی: ما این موضوع را هم از جانب او نپذیرفتیم.

کمیته سه جانبه ایرانی، سوری و لبنانی که برای این قضیه تشکیل شد به چه نتیجه‌ و دستاوردی رسید؟

آصفی: به هیچ‌جا نرسید چون اسرائیلی‌ها به هیچ صراطی مستقیم نبودند.

*موضوع «رون آراد» به ما ارتباطی نداشته و ندارد

مگر بحث اسرائیل خبر گرفتن از رون آراد نبود؟

آصفی: بله، اما موضوع رون آراد به ما ارتباطی نداشت، او یک خلبانی بود که در جایی دیگر بوده است اما اسرائیل می‌خواست با شیطنت و رذالت پای جمهوری اسلامی را به این داستان باز کنند که موفق نشدند.

*چهار دیپلمات از اسرائیل مطالبه‌ می‌کنیم

بعد هم در ازای بحث رون‌ آراد که هیچ ارتباطی به ما نداشت، و آنها فقط می‌خواستند اطلاعات بگیرند و بعد هم بگویند در فلان‌جا شهید شده‌اند. ما باید درباره این چهار دیپلمات از اسرائیل مطالبه‌گری کنیم.

 آیا شکایتی هم از اسرائیل در سازمان ملل در این زمینه صورت گرفت؟

آصفی: بله، ما در سازمان ملل و جاهای دیگر در این زمینه اقدام کردیم اما در محافل بین‌المللی نمی‌توانستیم شکایت کنیم از این‌رو یک کمیته حقیقت‌یاب تشکیل دادیم که البته به نتیجه نرسید. اما این به این معنا نیست که دولت اصلاحات در قضیه چهار دیپلمات کوتاهی کرد بلکه نهایت تلاش خود را انجام داد اما طرف ما کسی نبود که به راه باشد.

شما معقتدید در دولت اصلاحات در این خصوص کوتاهی صورت نگرفت، اما این در حالی است که 7 سال طول کشید تا دولت اصلاحات نماینده خود را در این قضیه به سوریه معرفی کند و خانواده‌های دیپلمات‌ها نیز نسبت به این مسئله معترض بودند و گفتند در این 7 سال ایلی حبیقه کشته شد و سمیر جعجع هم از زندان آزاد شد و عملاً موقعیت‌های خوبی از دست رفت.

آصفی: نمی‌شود امروز و آن هم در مصاحبه اطلاعات 30 سال مطرح کرد، باید این مسئله را از وزارت خارجه یا خود وزیر دفاع پیگیری کرد اما در یک جمله بخواهم بگویم، نهایت تلاش در این زمینه صورت گرفت اما رژیم صهیونیستی با هیچ صراطی مستقیم نشد، چرا که ما قبل از دولت اصلاحات و در زمان آقای «اشمیت باوئر» این موضوع را پیگیری کردیم. این مسئله مربوط به زمانی است که آقای هاشمی رئیس جمهور بودند، آقای فلاحیان وزیر دولت هاشمی بود که به آلمان رفت و من خودم نیز در آن سفر و در مذاکرات حضور داشتم. آقای «اشمیت باوئر» به ما هیچ چیز نداد و جمهوری اسلامی همانجا فهمید که کشورهای دیگر صرفاً طرف اسرائیل را می‌گیرند.

* پرونده چهار دیپلمات باید در شورای عالی امنیت ملی مطرح شود

آیا این بی‌خبری 34 ساله درباره سرنوشت چهار دیپلمات نوعی تغافل دیپلماسی نیست و به نظر شما وزارت خارجه در حال حاضر باید چه موضعی داشته باشد؟ چون آمریکا برای آمریکایی‌هایی که 30 سال پیش کشته شده‌اند دست به غارت 2 میلیاردی از اموال بلوکه شده برای پرداخت غرامت زد اما ما در عمل هیچ کاری انجام نداده‌‌ایم.

آصفی: حتماً تلاش می‌کنند، سطح این پرونده بالاتر از وزارت خارجه است و باید در شورای عالی امنیت ملی مطرح و بحث شود و برای آن راهکار ارائه شود، وزارت خارجه نیز به عنوان عامل اجرایی باید کار را دنبال کند اما اگر کسی فکر کند ما نسبت به دیپلمات‌ها بی‌تفاوت بوده‌ایم را قبول ندارم.



*می‌توانستیم محکم‌تر برخورد کنیم

یکی از مواردی که مورد بحث قرار دارد موضع دستگاه دیپلماسی ما در قبال سرنوشت دیپلمات‌هایی است که دچار مشکل شده‌اند از جمله دیپلمات‌هایی که در مزارشریف کشته شدند یا همین چهار دیپلمات یا حتی قضیه منا، آیا آن طور که باید این مسائل حساس پیگیری شده است؟

آصفی: بله، ما در برخی مقاطع می‌توانستیم محکم‌تر برخورد کنیم، برخی از مقاطع می‌توانستیم جویده جویده حرف نزدیم و موضع خود را محکم و قاطع مطرح کنیم اما نمی‌توان این مسئله را تعمیم داد و گفت که دستگاه دیپلماسی نخواسته یا وظیفه خود را انجام نداده است.

*عربستان در قضیه منا سر دعوا داشت

 درباره پیگیری حادثه منا ارزیابی شما از نحوه کار وزارت خارجه و دستگاه دیپلماسی‌ چیست؟

آصفی: دیپلماسی ما دو مرحله داشت مرحله اول مماشات بود شاید چون احساس می‌شود با زبان گفت‌وگو و زبان منطق، احتجاج و حجت به سرانجام برسد، این‌طور نشد و منجر به نهیب رهبری شد. بعداز آن وزارت خارجه ادبیات و سازوکار انقلابی را در دستور کار خود قرار داد، الان که به موضوع نگاه می‌کنیم می‌بینیم عربستانی‌ها کلاً سر دعوا داشتند، هم در مسئله تعرض فرودگاه جده و هم در قضیه منا و هم بیانیه‌ سازمان کنفرانس اسلامی و حتی مسئله فوتبال عربستان نشان داد که دعوا دارد و علت آن نیز شکست‌هایی بود که در یمن و سوریه و جاهای دیگر خورده بودند. بنابراین مرحله اول تعامل ما با عربستان در این قضیه ادبیات لیّن و نرم بود و در مرحله دوم ادبیات محکم و انقلابی بود، دوستان در وزارت خارجه این طور ارزیابی داشتند البته ممکن است برخی بگویند باید از اول انقلابی رفتار می‌کردیم و برخی هم بگویند این روش بهتر بود.

*عربستان سناریوی آمریکا را پیاده می‌کند

 اخیراً اسرائیل به عنوان رئیس کمیته حقوقی سازمان ملل انتخاب شد و برخی با توجه به پیوند امنیتی عربستان و اسرائیل اشاره‌ای به رو بازی کردن رژیم آل سعود دارد. نظر شما در این باره چیست؟

آصفی: عربستان خیلی وقت است دارد رو باز می‌کند، در جنگ 33 روزه این عربستان بود که گرا داد، پول داد و به اسرائیل کمک کرد، این مسئله هم در صحبت‌‌های سیدحسن نصرالله بود که گفت برخی کشورها از پشت به ما خنجر زدند و هم در موضوع فلسطین مسئولان فلسطینی جهاد و حماس به این مسئله اشاره داشته‌اند، عربستان یک سناریوی کاملاً روشنی را که آمریکا برای آنها تعریف کرده پیاده می‌کند.

اخیراً گزارشی بود که محمد سلمان وزیر دفاع عربستان به آمریکا رفته و آمریکایی‌ها او را ارزیابی و ورانداز کرده‌اند تا ببینند او می‌تواند پادشاه بشود یا خیر و ظاهراً هم او را پسندیده‌اند، جوانگرایی و ماجراجویی در عربستان یک طراحی و سناریوی جدی از سوی آمریکایی بود که مثلث آمریکا، عربستان و رژیم صهیونیستی جا بیفتد و اجرایی شود.

* دو کشور باید رابطه بسیار حسنه‌ای داشته باشند تا وارد همکاری امنیتی شوند

بنده سال گذشته در یکی از مصاحبه‌ها گفتم من اصلاً تعجب نمی‌کنم که شاهد عادی‌سازی روابط کشورهای عربی را رژیم صهیونیستی باشیم اما فکر نمی‌کردم به سرعت این قدر رو بازی کنند چرا که همکاری‌های امنیتی اوج همکاری کشورها است. چرا که دو کشور باید رابطه بسیار حسنه‌ای با یکدیگر داشته باشند تا وارد همکاری امنیتی شوند. بالاخره عربستان چون در داخل پایگاه ندارد و وضعیت داخلی این کشور متزلزل است رژیم صهیونیستی هم همین مشکل را دارد و به همین دلیل وارد یک پیمان نانوشته شده‌‌اند.

*در دیپلماسی عمومی ضعیف بوده‌ایم

با توجه به سابقه دیپلماتیک شما آیا تغییر محسوسی در دیپلماسی عمومی ایران رخ داده و سطح دیپلماسی عمومی ایران بهبود یافته است؟

آصفی: باید دیپلماسی عمومی را تعریف کنیم. این دیپلماسی وجوه مختلفی دارد، اگر منظورمان از این دیپلماسی این باشد که این نوع دیپلماسی را فقط دولت و وزارت خارجه باید انجام دهند، برداشت درستی از دیپلماسی عمومی نیست ولی اگر دیپلماسی عمومی را متشکل از همه بازیگران دولتی و غیر دولتی بدانیم بهتر می‌توان آن را تعریف کرد. بعضی افرادی که به نوعی به وزارت خارجه یا به دولت چسبندگی دارند در عرصه دیپلماسی عمومی ظاهر می‌شوند و خود را نشان می‌دهند، دیپلماسی عمومی ما بسیار ضعیف بوده است. ما در عرصه هنر و سینما، ورزش و رسانه‌ها و عرصه نخبگان ضعیف بوده‌ایم و در مجموع در حد و شان انقلاب نبوده‌ایم، وقتی می‌گویم ضعیف بوده‌ایم یعنی متناسب با آن چیزی که باید باشیم نبوده‌ایم.



*چرا مجلس به دیپلماسی عمومی بی‌توجه است

در خصوص ارتباط با ایرانیان خارج از کشور،‌فکر می‌کنید که ‌آیا دولت در این زمینه موفق عمل کرده و چرا عزم جدی برای استفاده از این ظرفیت وجود ندارد؟

آصفی: دیپلماسی عمومی مقوله و صرفا موضوع دولت نیست، چقدر به دیپلماسی عمومی در مصوبات مجلس دقت می‌شود؟ آنها باید بودجه بگذارند و درباره دیپلماسی عمومی حرف بزنند. قوه مجریه بخشی از کار را به دست دارد البته من قوه قضائیه را نمی‌گویم چون خیلی به آن حوزه مربوط نمی‌شود. اما مجلس که یک نهاد قانون گذاری است کجا به دیپلماسی عمومی پرداخته است. اگر هم بوده ذیل موضوعات کلان مطرح شده است.

حالا به سوال ایرانیان خارج از کشور بپردازیم، این مسئله قطعا مهم است اما ما باید اول به ایرانیان داخل کشور توجه کنیم که ببینیم که آیا در حد و شان نیروهای جوانمان به ‌آنها توجه می‌شود. به نظر من ظرفیت جوانان هم در داخل و هم در خارج زیاد است، یکی از مشکلاتی که در کشور داریم و ربطی به دولت‌ها هم ندارد موضوع تبلیغات است؛ تبلیغات خودش برای ما موضوعیت دارد، یعنی تبلیغات به ماهو تبلیغات دارای اصالت است، گاهی فضایی در کشور درست می‌شود و در کمتر کشوری هم مانند ما این طور است که پیرامون یک موضوعی این طور بحث شود، گاهی فضاسازی‌های مهیجی درست می‌شود اما در نهایت مشخص نمی‌شود که موضوع چیست.

*آمریکا به تعهدات برجامی خود عمل نکرده است

چرا ما بعد از بحث برجام با موضوع برجام 2 و 3 مواجه شدیم؟

آصفی: بحث برجام در ارتباط با موضوع هسته‌ای بود، آمریکایی‌ها در واقع مشکل‌شان با جمهوری اسلامی بحث هسته‌ای نبود که بعد از مذاکرات هسته‌ای بخواهند همانجا متوقف شوند؛ آمریکا موضوعات جدی‌تر را در دستور کار دارد و به زعم آنان موضوعاتی همچون حقوق بشر و بحث رژیم صهیونیستی و تروریسم درباره ایران مطرح است. آنها موضوع هسته‌ای را به نوعی حل و فصل کردند و قدم‌های دیگر را جلو گذاشتند، روشن است اگر منافع هسته‌ای ما آن طور که باید تامین نشود و آمریکا متعهد نشود و عملا به قول‌های خود عمل نکند که تاکنون نیز عمل نکرده است، موضوعیت ندارد که ما به موضوع دیگری بپردازیم. چه دلیلی وجود دارد که داستان بدقولی‌های آمریکا در برجام نسبت به موضوعات دیگر تکرار نشود. چه تضمینی برای این امر وجود دارد. از این رو برجام های دیگر و گفت‌وگو درباره موضوعات دیگر کاملا منتفی است. ما در موضوع هسته‌ای یک نقطه عزیمت مشترک داشتیم و آن، این بود که امتیازهایی را در جایی بدهیم و امتیازهایی را بگیریم که مثلا آنها تحریم‌ها را بردارند اما در موضوعات دیگر به طور مثال سوریه نقطه مشترک ما نیست و موضع آمریکا تضعیف دولت قانونی سوریه و تقویت گروه‌های تروریستی است یعنی آمریکا در این زمینه عکس نظرات جمهوری اسلامی را دارد و بنابراین نقطه عزیمت مشترکی نداریم؛ ضمن اینکه ‌آمریکا در برجام بداخلاقی و بدعهدی کرده و این ما را نگران می‌کند که وارد موضوعات دیگری بشویم، ملاحظات و نگرانی‌های ما منطبق با نگرانی و ملاحظات آمریکا نیست بلکه متنافر و کاملا از یکدیگر دور است.

*اظهارات سید حسن نصرالله درباره حمایت ایران از حزب‌الله جنبه بازدارندگی داشت

تحلیل شما از اظهارات صریح سید حسن نصرالله درخصوص حمایت همه جانبه ایران از حزب‌الله لبنان چیست؟

آصفی: برخی مسائل را اگر بپوشانید مشکلی حل نمی‌شود بلکه فقط به ریاکاری و سالوسی متهم می‌شوید، اگر سید حسن نصرالله این مطلب را نمی‌گفت آیا کسی نمی‌دانست که جمهوری اسلامی همه‌جوره از حزب الله حمایت می‌کند، این را که همه می‌دانند و اصلا به همین دلیل به جمهوری اسلامی فشار می‌آورند، تصور من این است که چون حزب الله تحت فشار زیادی قرار گرفت و حساب‌های آنها بسته شد و از طرفی دولت لبنان آنچنان که باید با حزب الله منطقی عمل نکرد و زیر فشار نهادهای بین‌المللی و آمریکا سخت گیری‌هایی را بر حزب الله اعمال کرد، سید حسن نصرالله خواست که به آنها بگوید که این اقدامات به جایی نمی‌رسد و عملا به دولت لبنان این مسئله را تفهیم کرد که شما باید رفتار خود را عوض کنید، بنابراین اظهارات سید حسن نصرالله کاملا جنبه بازدارندگی داشت.



درباره سیاست تنش‌زدایی آیا به نظر شما این مسئله جواب می‌دهد چرا که ما در دهه 70 نیز این رویکرد را در پیش گرفتیم اما در نهایت به عنوان محور شرارت نامیده شدیم.

آصفی: سیاست تنش‌زدایی سیاست بدی نیست چرا که کشورها در دنیای کنونی لازم دارند که ارتباط خوبی با یکدیگر داشته باشند، در حال حاضر انگلیس را ببینید که از اتحادیه اروپا خارج شد در حالی که دیروز داغ بودند و امروز که کمی سرد شده‌اند متوجه می‌شوند چه اشتباهی کرده‌اند. اینکه شما سیاست تنش‌زدایی داشته باشید نکته خوبی است و نمی‌شود یک کشور همیشه حالت دعوا، مرافعه و جنگ و جدل داشته باشد، سیاست تنش‌زدایی یک سیاست ماهوی انقلاب است، وقتی انقلاب پیروز شد حضرت امام نماینده‌هایی را به کشورهای مختلف فرستادند تا انقلاب اسلامی را تبیین کنند، خود رهبری زمانی که رئیس جمهور بودند به دنبال این سیاست بودند لذا نباید تنش‌زدایی را بد معنا کرد.

* اقتدار روی دیگر سکه تنش‌زدایی

منظورم از سیاست تنش‌زدایی امتیاز دادن و سر آخر متهم شدن است.

آصفی: تنش‌زدایی یعنی ما با کشورها رابطه خوب داشته باشیم و با ادبیات مناسب صحبت کنیم، تنش‌زدایی یعنی با کشورها براساس احترام متقابل رفتار کنیم ،‌ کار آنجا مشکل می‌شود که از تنش‌زدایی امتیاز دادن استنباط شود،‌ اگر اینگونه باشد این مورد تائید نیست و حتی از دید من این به معنای تنش‌زدایی نیست؛ تنش‌زدایی یک سیاست لازم برای کشورهاست اما به تنهایی کافی نیست؛ اگر ما سیاست تنش‌زدایی داشته باشیم اما مقتدر نباشیم توی سرمان می‌زنند،‌ در واقع روی دیگر سکه تنش‌زدایی اقتدار است؛ اقتدار ، توان اقتصادی، نظامی ،فرهنگی،‌همه از مولفه‌های اقتدار است و در این صورت اگر همه مولفه‌های اقتدار را داشته باشیم بعد می‌توانیم لبخند بزنیم و تنش‌زدایی داشته باشیم،‌این رویکرد جواب می‌دهد اما اگر ،‌فقط یک سویه بخواهید با تنش‌زدایی جلو بروید بدون اینکه در داخل اسباب بزرگی را فراهم کرده باشید، جواب نخواهد داد.

* برجام حاصل شد چون اقتدار داخلی پشت آن بود

اصحاب دعوا و تنش‌زدایی دو معنای متفاوت را افاده می‌کنند و ممکن است برخی تنش‌زدایی را بدون توجه به اقتدار داخلی ببینند اما باید بدانند که تنش‌زدایی وقتی معنا پیدا می‌کند که اقتدار داخلی پشت آن باشد. نمونه آن برجام است، برجام یک سیاست تعاملی با دنیا بر مبنای گفت‌وگو و مذاکره بود، ما چرا به این توافق رسیدیم، البته من کاری به خوب بودن و یا بد بودن آن ندارم و به تعبیر من همان طور که رهبری فرمودند درست است یعنی برجام نه سیاه سیاه و نه سفید سفید بود. بلکه از نقاط ضعف و قوتی برخوردار بود، رهبری فصل‌الخطاب را در این زمینه فرمودند اما نکته مهم این است که برجام حاصل شد چون اقتدار داخلی پشت آن بود، ما سانتریفیوژ یک مقدار از اورانیوم غنی شده و دست بالاتر را در سوریه و عراق داشتیم  داشتیم که برویم و آنجا صحبت کنیم و طرف مقابل هم مجبور بود کرنش کند و حدود 20 روز با پای شکسته به مذاکرات وین بیاید. تنش‌زدایی بدون اقتدار داخلی موضوع بدی است اما اگر با اقتدار داخلی همراه باشد بسیار خوب است.

*انگلیس در اتحادیه اروپا یک عضو ناسازگار بود

شما اشاره‌ای به خروج انگلیس از اتحادیه اروپا داشتید آیا این مسئله به ضرر ایران است یا به نفع ما و چرا اروپایی‌ها به فروپاشی نزدیک شده‌اند؟

آصفی: بعید می‌دانم اروپا به فروپاشی نزدیک شود، انگلیس در اتحادیه اروپا یک عضو ناسازگار بود و جزو بنیانگذاران و 6 موسس اول نبود و بعدا به اتحادیه اروپا ملحق شد، آنها به شنگن وصل نشدند و به منطقه یورو نیامدند و پول واحد اروپا را نپذیرفتند، یعنی به جای یورو همان پوند را داشت، آقای کامرون یک اشتباه مهلک و قمار بدی انجام داد.

*کامرون اشتباه بزرگی کرد

بی جهت نیست که می‌گویند انسان‌های بزرگ اشتباهات بزرگ می‌کنند، او اشتباه بزرگی کرد که موضوع به این مهمی را حدنصاب نگذاشت و آن را به رفراندوم گذاشت چه نسبت به شرکت کنندگان و چه نسبت به میزان آرا حدنصابی قرار نداد، انگلیس تازه فهمیده که چه اتفاقی افتاده، من انگلیس را به فروپاشی نزدیک می‌بینم چرا که اسکاتلندی‌ها و ایرلندی‌ها معترض هستند و آنها خواستار باقی ماندن در اتحادیه اروپا بودند و در واقع می‌گویند ما زمانی می‌خواستیم با انگلیس یکجا باشیم که بریتانیا در اتحادیه اروپا باشد، پس موضوع رفراندوم به قول نخست وزیر اسکاتلند روی میز است،‌ تفکر اروپایی‌های دیگر اروپا محور است چون زندگی برای آنها راحت‌تر است و با وجود حضور در اتحادیه اروپا زندگی برای آنان بدون دردسر است، مثلا با حضور آنان در اتحادیه اروپا برای سفر در اروپا نیازی به ویزا ندارند و می‌توانند به 20 کشور بدون اینکه پول خود را تبدیل کند، سفر کند، تعرفه و بانک‌های اروپا نیز در این صورت با یکدیگر هماهنگ هستند و در این صورت زندگی در پرتو اتحادیه اروپا بسیار راحت است.

*انگلیسی‌های سنتی به دنبال انگلیس قرن نوزدهم هستند

پس چرا مردم انگلیس به خروج از اتحادیه اروپا رای مثبت دادند؟

آصفی: کشورهای دیگر از اتحادیه اروپا خارج نمی‌شوند البته از برخی کشورها همچون هلند، ایتالیا و فرانسه صداهایی برای خروج از اتحادیه اروپا شنیده می‌شود اما آنها در اقلیت هستند. ضمن اینکه بعید است اگر جای دیگری رفراندوم باشد اینگونه رفراندوم بگذارند. انگلیس داستانش با اروپا متفاوت است و از اول با این مجموعه ناسازگار بود،‌در رای گیری انگلیس افراد بالای 50 سال بیشتر رای دادند و آنها کسانی بودند که انگلیسی سنتی فکر می‌کردند و به دنبال انگلیس قرن نوزدهم هستند و در واقع همان رویاهای عجیب و غریب و محافظه‌کاری‌های در داخل خود را دنبال می‌کنند،‌اما جوانان انگلیسی از این اتفاق ناراحت هستند چون آنها اهل حساب و کتاب هستند و می‌دانند بیرون آمدن از اتحادیه اروپا خیلی برای آنها ضرر دارد از این رو انگلیس خودش به فروپاشی نزدیک تر است تا اتحادیه اروپا.

*خروج انگلیس از اتحادیه اروپا باعث تقویت ترامپ می‌شود

خروج انگلیس،‌تقویت ترامپ، نامزد جمهوری خواه آمریکا را به دنبال داشته است و باید دید که آیا ترامپ به پیروزی خواهد رسید یا خیر. اگر او به پیروزی برسد یک پیوند بسیار مستحکم با انگلیس به وجود می‌آورد و در این صورت این به ضرر ایران خواهد بود اما از طرف دیگر سیاست‌های انگلیس نسبت به ایران در اتحادیه اروپا رقیق میشد بنابراین باید دید که در آمریکا یا کلینتون جلو می‌آید یا ترامپ، اگر کلینتون به پیروزی برسد چون او اروپایی محور است رابطه‌اش با انگلیس بدتر خواهد شد؛ به قول آقای اوباما گفت اگر انگلیس از اتحادیه اروپا بیرون بیاید برای همکاری با آمریکا باید به ته صف برود. از این رو باید منتظر باشیم که در آمریکا چه کسی به قدرت می‌رسد و این مسئله در تقویت و یا تضعیف انگلیس تاثیر خواهد داشت.

حزب محافظه کار تا سه ماه دیگر باید تشکیل جلسه بدهد و نخست وزیر تعیین شود و باید دید که نخست وزیر جدید چه خط مشیی را خواهد داشت. خروج انگلیس از اتحادیه اروپا یک معادله دو مجهولی نیست بلکه یک معادله 10 یا 20 مجهولی است و از الان نمی‌توان گفت که به ضرر ماست و یا به نفع ماست. یک نکته در این بین مشخص است و آن هم اینکه انگلیس بیرون از اتحادیه اروپا یک کشور ضعیف‌تری است و اتحادیه بدون انگلیس نیز اتحادیه ضعیف‌تری خواهد بود. انگلیس سنتی نسبت به منطقه اگرچه تفکر انگلیس قرن نوزدهمی دیگر در این جهان قابل تحقق نیست اما به هر حال این مسئله به ضرر ماست. لذا باید منتظر رئیس جمهور آینده آمریکا و نخست وزیر آینده انگلیس باشیم.

آقای آصفی به مساله سیاست داخلی بپردازیم، یک صحبتی از سوی اصلاح‌طلبان مطرح می‌شود مبنی بر اینکه دولت از رحم اجاره‌ای اصلاح طلبان استفاده می‌کند و مستاجر 4 ساله است و در حال حاضر نیز می‌گویند اگر برجام به ثمر نرسد بهتر است که آقای روحانی نامزد نشود.

آصفی: من اصلا معنای رحم اجاره‌ای و این مسائل را متوجه نمی‌شوم.

منظورشان این است که دولت باید کابینه را تغییر دهد و اگر این کار را نکند اصلاح‌طلبان از روحانی عبور خواهند کرد.

آصفی: من نمی‌دانم.



*همه جور عنصری در دولت وجود دارد

باتوجه به اینکه خاستگاه شما اصلاح‌طلبی است، بالاخره شما دولت را متعلق به کدام طیف می‌دانید؟

آصفی: به نظر من دولت فعلی به معنای اصلاح طلبی نیست، همه جور عنصری در دولت وجود دارد، از اصولگرای نرم تا اصلاح طلب و کارگزارانی در دولت وجود دارد اما اینکه تعریف دولت چیست را باید از آقای نوبخت که سخنگوست سوال کرد.

اینکه دولت یک دوره خواهد بود یا دو دوره به نظرم می‌رسد که دولت در زمینه سیاست خارجی رضایت مردم را فراهم کرده است و کسی نمی‌تواند این مسئله را کتمان کند، ممکن است برخی به سیاست خارجی دولت نقد داشته باشند اما اینکه مردم به صورت عینی از سیاست خارجی دولت راضی هستند شکی نیست،اما اگر اقتصاد، معیشت ، کار و تولید همپایه سیاست خارجی جلو برود، فکر نمی‌کنم دولت آقای روحانی با مشکلی مواجه باشد مگر اینکه در زمینه داخلی نتواند پیشرفتی داشته باشد.

*وعده‌های دولت با تحقق فاصله دارد

در حال حاضر ارزیابی شما چیست و آیا وعده‌های دولت عملی شده است؟

آصفی: به نظرم در زمینه تولید، بیکاری و رونق اقتصادی با چیزی که باید تحقق می‌یافت دچار فاصله هستند.

*باید برخی در کابینه تغییراتی صورت بگیرد

شما برای تغییر کابینه پیشنهاد خاصی ندارید؟

آصفی: به نظر من باید برخی تغییرات صورت بگیرد و ما موافق تغییر هستیم، ما باید زودتر از این ها چند فرد را در کابینه تغییر می‌دادیم، ما در 4 یا 5 حوزه مشکل جدی داریم.

*وام‌های نجومی از آن حقوق‌ها دردآورتر است

یک موضوع روز اجتماعی بحث حقوق‌های نجومی است و این گلایه از سوی مردم وجود دارد که چرا دولت کسانی را که با دریافت حقوق‌های نجومی تخلف کرده‌اند برکنار نمی‌کند؟ علیرغم دستور قاطع روحانی و پیگیری‌هایی جهانگیری.

آصفی: رهبری و رئیس‌جمهور گفتند که باید درباره حقوق‌های نجومی برخورد شود لذا حتما برخورد خواهد شد چون حقوق‌های این طور امکان پذیر نیست، به نظرم این مسئله دو وجه داشت هم بحث حقوق‌ها و هم وام‌ها و این وام‌ها دردآورتر از حقوق‌های نجومی است، حقوق را می‌گفتند که بحث ضابطه است اگرچه حقوق 50-60 میلیون خیلی منطق ندارد اما موضوع وام‌های نجومی از حقوق‌های نجومی دردآورتر و ناراحت کننده بود، البته ما خودمان هم چنین حقوق‌هایی نمی‌گیریم.

ما در هفته حقوق بشر آمریکایی‌ قرار داریم چرا آمریکایی‌ها هیچ گاه به خاطر خسارت‌هایی که به ما زده‌اند از جمله ساقط کردن هواپیمای مسافربری هیچ گاه عذرخواهی و یا غرامتی به ما پرداخت نکردند!

آصفی: برای اینکه آنها گردن کلفت و قلدر هستند، متاسفانه دنیای کنونی و روابط بین‌الملل اخلاق محور نیست، عربستان در دو حوزه در جنایت علیه کودکان دهان دبیرکل را می‌بندد طوری که خود دبیرکل می‌گوید این سخت‌ترین تصمیمی بود که گرفتم.

*روابط بین‌الملل اخلاق محور نیست

چرا سازمان ملل به چنین نقطه‌ای رسیده است؟

آصفی: به خاطر اینکه روابط بین‌الملل اخلاق محور نیست، شورای امنیت عملا منافع کشورهای صاحب حق وتو را تامین می‌کنند و این یک بدعت اشتباه است که نتیجه آنرا می‌بینیم، عربستان سعودی هم در زمینه جنایت کودکان توانست سازمان ملل را بخرد و هم در زمینه حادثه انفجار حادثه 11 سپتامبر که آمریکایی‌ها با پول و تهدید پا پس کشیدند، متاسفانه آمریکایی‌ها که خودشان مقتدای سعودی‌ها هستند و از این رو آمریکا به طریق اولا اقدامات غیر اخلاقی انجام می‌دهد و در عین حال نه غرامتی می‌دهد و ن عذرخواهی می‌کند و در مقابل هر طور که بتواند دست به زورگویی می‌زند بنابراین باید مقتدر باشیم تا اگر آمریکای در جایی به ما زور گفت در جایی دیگر او را عقب بزنیم.

*باید حوزه‌های همکاری خود با آمریکا را به حداقل برسانیم

در موضوع برجام فکر می‌کنید که بدعهدی‌های آمریکا تا کجا می‌تواند ادامه داشته باشد؟ چراکه اخیراً شاهد غارت 2 میلیارد از اموال بلوکه شده کشورمان از سوی آمریکا هم بودیم.

آصفی: این قضیه تقصیر آمریکا بود اما در داخل یکی گفت پول را تو گذاشتی دیگری گفت شما پول را نیاوردی ولی باید بدانیم که این فرع قضیه است و یک اتفاقی افتاده و 2 میلیارد از اموال ایران برداشت شده است، اما اینکه در داخل کسانی رفتند و این کار را کردند از روی دلسوزی بوده، چرا که کسی فکر نمی‌کرد آمریکا این طور پول ما را توقیف کند و بردارد. کانادایی‌ها نیز همین کار را کردند، کانادا یک مبلغ پول و یک ملک ایران را توقیف کرد،‌ وقتی آمریکا این 2 میلیارد را برداشت، ما باید با زبان خود آمریکایی‌ها با آنها صحبت کنیم و حوزه‌های همکاری های دیگر با آمریکا را باید به حداقل برسانیم و این پول ما را پس بدهند. همان طور که آمریکا‌یی‌ها در موارد مختلف از جمله برجام گروکشی می‌کنند.

ما در چه حوزه‌هایی باید همکاری خود را با ‌آمریکا به حداقل برسانیم.

آصفی: ما در حوزه‌های بین‌المللی امکانات زیادی داریم در سوریه،‌عراق‌، افغانستان ما امکانات زیادی داریم که می‌توانیم ‌آنها را فعال کنیم، لذا باید ابتدا پیش شرط بگذاریم و بگوییم ابتدا پول ایران پس بدهید تا ما با شما در حوزه‌های دیگر درخواست شما را بررسی کنیم.

ما باید اهرم سازی و ابزارسازی کنیم، آمریکا هم همین کار را می‌کند، آنها از یک مسئله کم ارزش یک اهرم پر ارزش برای خود درست می‌کنند بنابراین در موضوع 2 میلیارد برداشت از اموال ایران ‌آمریکا زورگویی کرده و غیر اخلاقی بود ضمن اینکه ما باید از همه ابزار استفاده کنیم و به دنیا بگوییم که آمریکا کشور امنی نیست و لیاقت اینکه نهادهای بین‌المللی آنجا باشند را ندارد، کسی که پول‌های یک کشور را می‌دزدد چگونه می‌تواند در صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی در آمریکا باشد، می‌دانم این موضوع کار سختی است و ممکن است این اظهارات به دل برخی ننشینند و بگویند انقلابی است. ولی باید این مسائل را زمزمه کرد و گفت: ضمن اینکه باید همکاری‌های دو جانبه را در حوزه‌های بین‌المللی مورد توجه قرار دهد و تا آن حل نشود آنها نمی‌توانند در این زمینه انتظاری داشته باشند.


م
کد مطلب: 338089
مرجع : فارس