تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۱ ساعت ۱۴:۰۹
 

کتاب «از حاج ابراهیم تا خان‌طومان» تجدید چاپ شد

Share/Save/Bookmark
کتاب «از حاج ابراهیم تا خان‌طومان» تجدید چاپ شد
 
چاپ ششم کتاب «از حاج ابراهیم تا خان‌طومان» روایتی منحصربه‌فرد و جذاب از رشادت و شهادت فرزندان انقلاب اسامی در دفاع از حرم حضرت زینب کبری(س) منتشر شد.
پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: چاپ ششم کتاب «از حاج ابراهیم تا خان‌طومان» روایتی منحصربه‌فرد و جذاب از رشادت و شهادت فرزندان انقلاب اسلامی در دفاع از حرم حضرت زینب(س) همزمان با بازگشت پیکر چند شهید خان طومان روانه بازار شد. 
«از حاج ابراهیم تا خان‌طومان» حاوی خاطرات جذابی است که  بصورت داستان روایی از رشادت شهدای لشکر ۲۵ کربلا در ارتفاعات حاج ابراهیم و مبارزه با ضد انقلاب و سپس شرکت در جنگ سوریه و دفاع از حرم اهل بیت است. این شهدا را فقط یک کلمه و آن هم دفاع از اسلام گرد هم آورد و با این صمیمیت و قول و قرار‌هایی که با هم گذاشتند پس از ماه‌ها دفاع در ارتفاعات سخت حاج ابراهیم همگی با هم عزم سفر کردند و در جنگ سوریه شرکت و همگی در کنار هم به فیض شهادت نائل شدند. 
شهدایی که وقتی خاطرات و زندگی آن‌ها را مرور می‌کنی به این نتیجه می‌رسی که مقامی شایسته‌تر از شهادت برازنده این مجاهدان نبوده و نیست. 
خاطراتی از مجاهدت شهدایی همچون شهید کابلی، مرداخانی، حبیب‌پور، خلیلی، قنبری، بواس، شالیکار، خانزاد، رجایی‌فر، مشتاقی، سلطانی، حاجی‌زاده، کمالی، صحرایی، طاهر، عابدینی، جمشیدی، بریری، سالخورده، رادمهر، بلباسی، شیخ السلامی و.... 

در قستی از کتاب می‌خوانیم: 
 نفربر زیر آتش سنگین برگشت. درِ نفربر را که باز کردم خشکم زد. رو به کاوه گفتم: پس سالخورده کو؟ ! گفت: نیامد، بین زخمی‌ها ماند. توی بیسیم با حرص گفتم: چرا برنگشتی؟ مرد حسابی، شرطم که نشنیدی و رفتی همین بود که حتماً برگردی. خیلی خونسرد گفت: یعنی من برگردم، ولی نیرو‌هایم برنگردند؟ ! اگر این کار را بکنیم، از این پس چگونه باید توقع داشت به ایرانی بودنمان شک نکنند؟ زبانم بند آمد. باید کاری می‌کردم. از میان تیر و ترکش‌هایی که از بیخ گوشمان زوزه می‌کشیدند می‌دویدیم و تنها آرزویمان رسیدن به یک سنگر بود، همین. هر چه می‌دویدیم نمی‌رسیدیم. لامصب انگار راه را کش می‌دادند. یک لحظه با دیدن راهی که هر چه قدم‌هایمان را بلندتر می‌کردیم طولانی‌تر می‌شد، فریاد زدم: یا حضرت زینب(س)، یک سنگر نشانمان بده. 
پشت سنگر‌هایشان موضع گرفته بودند. تنها احتمال این بود که لو رفته‌ایم. ولی اگر لو رفته بودیم آن‌ها باید به سمت‌مان شلیک می‌کردند که نکردند. حسابی گیج شده بودم. هر ثانیه‌ی آن شب لعنتی برابر یک عمر می‌گذشت. نه یک عمر معمولی‌ها، عمر نوح! محمد تقی، در یک حرکت غیر منتظره، با گروهان دیگر ارتباط برقرار کرد و گفت: دشمن نیامده، عملیات لغو شد. در حالی که از ترس می‌خواستم قالب تهی کنم گفتم: چه می‌گویی دشمن دو قدمی ماست. 
خمپاره باران دشمن شروع شد. هر آن، منتظر بودیم ترکش‌ها سر و صورتمان را سوراخ‌سوراخ کنند. با شنیدن صدای سوت خمپاره‌ها صورتمان را می‌گذاشتیم روی زمین. یک خمپاره درست وسط ما و سرگرد فرود آمد. داد زدم اسماعیل مغزت را به کار بینداز نجاتمان بده. دست روی دست بگذاری تا چند دقیقه دیگر، تکه بزرگمان گوشمان است. 
چاپ ششم کتاب «از حاج ابراهیم تا خان‌طومان» روایتی منحصربه‌فرد و جذاب از رشادت و شهادت فرزندان مقتدر انقلاب اسلامی در دفاع از حرم عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری(س) در قطع رقعی و ۵۸۳ صفحه و به قلم سید عبدالرضا هاشمی ارسنجانی همزمان با بازگشت پیکر چند شهید خان طومان از جمله شهید رحیم کابلی روانه بازار شد. 
علاقه‌مندان برای تهیه کتاب می‌توانند از طریق ارسال نام کتاب به سامانه پیام کوتاه ۳۰۰۰۱۴۱۴۴۱ کتاب را تهیه کنند.
 
کد مطلب: 445124