تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۱ ساعت ۱۳:۱۳
 
مرتضی روحانی(پایه‌گذار مؤسسه فرهنگی ترجمان):

مسأله حجاب نیست، دعوا سر ربوبیت خداست

نقد سخنان ضرغامی در مورد کشف حجاب دختران
Share/Save/Bookmark
مسأله حجاب نیست، دعوا سر ربوبیت خداست
 
مرتضی روحانی در صفحه شخصی‌اش نوشت: رخداد کشف حجاب تنها یک کشف حجاب نیست، بلکه جابجا شدن نقطه کانونی حق بر تقنین و ملاک مشروعیت بایدها و نبایدها در نظام معرفت دینی و دست‌اندازی به وجه ربوبی حضرت حق است.
پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: مرتضی روحانی، پایه‌گذار مؤسسه فرهنگی ترجمان و مدیر گروه غرب‌شناسی پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی درباره اظهارات سیدعزت‌الله ضرغامی، وزیر میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در تاریخ پانزدهم آبان ماه در دانشگاه صنعتی شریف یادداشتی را نوشت که در ادامه آن را می‌خوانید:
آقای ضرغامی گفت: «دیدید که چند نوجوان روسری را برداشتند و اتفاقی نیفتاد و نظام فرو نریخت! نظام درخت تناوری است که شاخ و برگ و میوه آن تمام دنیا را فرا گرفته است.» البته این سخن حرف دل بسیاری از سیاستمداران دیگر هم است و چه بسا در خلوت هم آن را بیان و توصیه کنند؛ اما مگر کسی گفته بود که اگر نوجوان و حتی جوانان و میان‌سالان کشف حجاب کنند نظام فرو می‌ریزد؟ مگر دیگران نمی‌دانستند که یکی از راه‌های کسب محبوبیت کوتاه آمدن از مواضع سفت و سخت نظام است؟ آیا ایشان تنها شخصی بوده است که این نکته را متوجه شده است؟ نخیر ما همه می‌دانستیم که نه تنها حجاب بلکه اگر تمام شریعت هم به یکباره برداشته شود نظام فرو نمی‌ریزد. اصلاً مگر وقتی حق علی بن ابیطالب غصب شد عالم فروریخت؟ مگر وقتی خون سیدالشهدا به جور و جفا بر زمین کربلا ریخت آسمان به زمین آمد؟ نخیر قرار نیست با انجام منکرات زمین و آسمان به هم دوخته شوند.
شراب‌خواری چنگیز مغول در مسجد جامع بخارا
اصلاً به سراغ تاریخ برویم. جوینی در تاریخ جهانگشا از زمانی سخن می‌گوید که در محرم سال ۶۱۷ چنگیز خان وارد بخارا شد. وارد مسجد جامع شد، صندوق‌های قرآن را خالی کرد و در آ‌نها به اسب‌هایشان غذا داد، قران را به زیر دست و پا انداخت آنگونه که با فضولات چهارپایان آلوده شدند و مطربان و رقاصان را به مسجد جامع آورد و آنها نواختند و رقصیدند و او پی در پی شراب نوشید.
جوینی در ادامه می‌گوید در این حالت امیر امام جلال الدین علی ابن الحسن الرندی چه مقام و مقتدای سادات ماوراءالنهر بود و در ظهر و ورع مشارالیه روی به امام رکن الدین امام زاده که از افاضل علمای عالم بود آورد و گفت: «مولانا چه حالت است این که می‌بینیم به بیداری است یا رب یا به خواب؟» مولانا امامزاده گفت: «خاموش باش! باد بی‌نیازی خداوند است که می‌وزد. سامان سخن گفتن نیست.» آری آن موقع نیز آسمان به زمین نیامد، امروز هم نخواهد آمد، اما مسأله کجاست؛ مسأله در آیه است که می‌فرماید: «وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ ۗ وَمَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِینًا؛ یعنی و هیچ مرد و زن مؤمنی را نرسد هنگامی که خدا و پیامبرش کاری را حکم کنند برای آنان در کار خودشان اختیار باشد؛ و هرکس خدا و پیامبرش را نافرمانی کند یقیناً به صورتی آشکار گمراه شده است.»
نقص او در ظاهر است و نقص من در باطن
مسأله آن است که خدا و رسول به حجاب حکم کرده‌اند و حالا بخشی از افراد جامعه که اتفاقاً ما هم به مسلمان بودنشان باور داریم، نظری خلاف آن را می‌گویند؛ نه آنکه خلاف آن را عمل می‌کنند و به گمان من مسأله در همین سخن معارض با فرمایش خدا و رسول است و نه در عمل به چیزی غیر از آن که ایشان فرمودند همه ما و غالب انسان‌های غیرمعصوم درگیر معاصی بوده و هستند حال یا به جهل یا ضعف اراده یا فشار محیط زندگی و ... رهبر انقلاب نیز درباره مسأله حجاب در تاریخ نوزدهم مهر سال ۱۳۹۱ فرمودند: «خانم‌هایی بودند که در عرف معمولی به آنها می‌گویند خانم بدحجاب؛ اشک هم از چشمش دارد می‌ریزد. حالا چه کار کنیم ؟ردش کنیم؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه دل متعلق به این جبهه است، جان دلباخته به این اهداف و آرمان‌هاست. او یک نقصی دارد. مگر من نفس ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقص‌های این حقیر باطن است، نمی‌بینند.»
 اصلا چه کسی گفته حجاب پسندیده است، مسأله این است!
اما مسأله در این نیست که این معصیت هست یا نیست. مسأله این است که شخص می‌گوید اصلا چه کسی گفته حجاب پسندیده است و کشف حجاب نقص است و بد است؟ پوشش، حق من است و من حق انتخاب دارم و تنها کسی هستم که حق دارم درباره پوششم تصمیم بگیرم و اینجاست که مسأله تازه آغاز می‌شود! به نظر من در سه گانه «زن، زندگی، آزادی» اصل اشعار بر محور آزادی می‌چرخد. آزادی است که باید محور زندگی ما قرار بگیرد و زن خاصتاً در مورد مسأله پوشش تنها یک مصداق از آن چیزی است که در مسأله آزادی طلب می‌کنیم.
باید و نباید الهی و مدرن
در این شعار مسأله این نیست که برخی از نوجوانان یا جوانان ما بر اثر تبلیغات یا غلبه فرهنگ و اندیشه غربی به قول آقای لاریجانی دچار شل‌دینی شده‌اند، بلکه این یکی از بنیادهای نظام اندیشه مدرن است که هیچ کس غیر از خود انسان حق ندارد برای انسان قانون بگذارد این آموزش که از آن به اصل اتونومی تعبیر می‌کنند مهم‌ترین قانون در نگاه اخلاق مدرن در ساحت تقنین شخصی و جمعی است. خدا در نگاه دینی ما علاوه بر اینکه خالق و رازق و غفار و رحمان و رحیم است، رب هم است، یعنی اوست که باید ما را تربیت کند و به همین دلیل است که او امر و نهی می‌کند و معروف و منکر را معین می‌کند. اوست که باید و نبایدها را در راستای تربیت انسان بیان می‌کند.
اما در نگاه مدرن این انسان است که برای خود تعیین معروف و منکر می‌کند و هیچ کس نه تنها نمی‌تواند برای او باید و نباید کند بلکه اصولاً حق و جایگاه چنین کاری را ندارد اینجاست که انسان مدرن به وجه ربوبی الهی دست اندازه می‌کند
وقتی ایمان جایش را به دانش داد
آلبرت کلر نویسنده مدخل سکولاریزاسیون در دایره المعارف الهیات می‌گوید سکولاریزاسیون تقابل دانش با ایمان است، دولت با کلیسا و دنیا با آخرت است و انسان مدرن و سکولار شده کسی است که با تکیه بر دانش و دستاوردهای بشری با محوریت دولت، قوانینی برای حیات بهتر انسان در این دنیا وضع می‌کند و از این قوانین تبعیت می‌کند. اصولاً ایمان، کلیسا و امر اخروی از نگرش انسان مدرن خارج شده و تمامی شئون آنها به جایگزینهایشان که دانش دولت و دنیا باشد تحویل داده شده است.
دعوا سر چیز دیگری است
با این احتساب می‌خواهم به آقای ضرغامی بگویم که بله با بی‌حجابی چند نوجوان نظام فرو نمی‌ریزد البته اگر منظورتان از نظام دستگاه سیاسی مستقر باشد، ولی اگر نظام را کمی عمیق‌تر بفهمیم متوجه می‌شویم که نظام معرفت دینی با این تفسیر از آزادی و زندگی فرو می‌ریزد. در این رخداد کشف حجاب تنها یک کشف حجاب نیست بلکه جابجا شدن نقطه کانونی حق بر تقنین و ملاک مشروعیت بایدها و نبایدها در نظام معرفت دینی و دست‌اندازی به وجه ربوبی حضرت حق است. به عبارت دقیق‌تر دعوا اصلاً بر سر رعایت یا عدم رعایت یک حکم شرعی نیست که با تساهل از کنار عدم رعایت آن توسط ادعای عبور کنیم بلکه دعوا بر سر خدایی زمین و حق قانونگذاری در آن است.
مسأله این است که انسان باید برای این زمین قانون بگذارد یا خدا در این نظام جدید دیگر قرار نیست این برای ما تقدیم کند و اصولاً چنین حقی ندارد و قرار نیست منبع باید من باید مان ایمان و امر قدسی باشد و نتایج کارهایمان را در جهان دیگر ببینیم بلکه این انسان و تنها انسان است که این شهر را دارد که برای خودش قانون وضع کند و قرار نیست این قانون‌ها در خدمت سعادتی به روی او باشد بلکه غرض از آن‌ها سامان دادن و امور دنیوی است و نتایج شان هم در همین دنیا باید تامین شود و این دولت است که مجرای تقنین و اجرای این قوانین است.
 
کد مطلب: 447893