تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۲ ساعت ۱۲:۱۹
 

طلبه‌ای که 11 فرزند خود را از دست داد، اما دست از تبلیغ دین نکشید

Share/Save/Bookmark
طلبه‌ای که 11 فرزند خود را از دست داد، اما دست از تبلیغ دین نکشید
 
تبلیغ دین، سختی جابجایی و سکونت در مناطق مختلف موجب سقط 10 فرزندش شد و پسر 2 ساله‌اش در این مسیر از دنیا رفت، اما همچنان در راه تبلیغ اسلام ثابت‌قدم است. این داستان یک خطی زندگی حاج آقا امیری امام محله روستای اَبَرده سفلی است.
پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی:، حجت‌الاسلام محمدهادی امیری متولد اول فروردین‌ماه سال ۱۳۵۵ است که در مسجد جامع روستای اَبَرده سفلی، شهرستان بینالود بخش شاندیز فعالیت می‌کند. او می‌گوید: «وقتی به این مسجد آمدم، خیلی مهجور بود تا جایی که در روز اول فقط سه نمازگزار داشت. به‌همین علت برای فعال کردن مسجد کمر همت بستم؛ چرا که اگر مسجد از جوان و نوجوان خالی شود، معلوم نیست چه بر سر دین در نسل‌های بعدی خواهد آمد.»

با جوانان پا به توپ شدم تا جذب مسجد شوند
او تصریح می‌کند: «از همان زمان ورودم به مسجد سعی کردم با همه خوب رفتار کنم، چون معتقدم تأثیر محبت فوق‌العاده زیاد است. از طرفی یک فرصت تفریح هم از طریق مسجد برای جوانان فراهم کردم. ‌روزهای جمعه در سالن ورزشی با جوانان فوتبال بازی می‌کنم و با همین روش توانستم جوانان را به سمت مسجد جذب کنم.»

نماز جماعت ۳ نفره مسجد به ۵ صف رسیده است
امروز مسجدجامع روستای ابرده شاهد حضور جوانان و نوجوانانی است که در کلاس‌های آموزشی قرآن شرکت می‌کنند و در نمازهای جماعت مسجد حضور دارند. به طوری که امروز تعداد نمازگزاران این مسجد به ۳ تا ۵ صف می‌رسد. او حتی در جذب گردشگران به مسجد هم موفق بوده است که در این راستا می‌گوید: «در آخر هفته‌ها که گردشگران زیادی به روستا ابرده می‌آیند، آن‌ها را هم جذب نمازجماعت کردیم و شب‌های جمعه مسجد از همه شب‌های دیگر شلوغ‌تر است.»

ابتکاری که باعث شد نوجوانان، والدین را به مسجد بیاورند
حجت‌الاسلام امیری درباره ابتکارش در جذب نوجوانان به مسجد می‌گوید: «از بودجه مسجد برای نوجوانان و جوانان، هدیه‌هایی تهیه می‌کنم. هر شب جمعه در مسجد مسابقه قرآنی برگزار می‌کنم و به بچه‌هایی که در این رقابت موفق شوند، جایزه‌های خوبی اهداء می‌کنیم. هر هفته تا سقف دو میلیون تومان از بودجه مسجد را برای جوانان و نوجوانان هدیه تهیه می‌کنم. به همین علت این بچه‌ها هستند که والدین را به مسجد می‌آورند.»

فرقی میان شیعه و سنی نداریم
این امام محله، بین بچه‌های سنی و شیعه فرقی نمی‌گذارد؛ چون در منطقه تبلیغی او ساکنان شیعه و سنی در کنار هم زندگی می‌کنند. او همواره سعی کرده رفتار متعادلی را در برخورد با آن‌ها پیش بگیرد و در کلاس‌های قرآنی که برای نوجوانان روستا برگزار می‌کند، هیچ فرقی میان شیعه و سنی قائل نیست‌.
او در دستگیری از نیازمندان هم کوشاست و می‌گوید: «با کمک خیرین هرماه برای نیازمندان بسته‌های کمک معیشتی تهیه می‌کنم و به خانه‌های نیازمندان می‌بریم که خوشبختانه خود خیرین روستا کمک می‌کنند و هزینه خرید بسته‌ها را پرداخت می‌کنند.»

برپایی جلسات مشاوره در مسجد
او در زمینه ارائه مشاوره ازدواج و مشاوره خانوادگی نیز فعال است و به زوج‌های جوانی که به مشاوره نیاز دارند، مشاوره می‌دهد و می‌گوید: «چون در ابتدای زندگی زوجین تجربه کافی ندارند، تا زندگی آنان پا بگیرد، لازم است ما بزرگ‌ترها با صبر و حوصله با آن‌ها رفتار کنیم و نکات آموزشی را به آنان انتقال دهیم و آن‌ها را راهنمایی کنیم. من در مشاوره‌های خود به زوج‌ها از آن‌ها می‌خواهم که گذشت داشته باشند و قدر زندگی مشترک خود را بدانند. در طول هفته برای اهالی چند جلسه مشاوره در مسجد برگزار می‌کنم که مورد استقبال آنان قرار گرفته است.»
امام محله روستای ابرده عضو شورای حل اختلاف محلی هم هست و روزانه اختلافات زیادی را حل می‌کند؛ با این هدف که برای ساختن زندگی بهتر به مردم کمک کند. او در این زمینه توضیح می‌دهد: «اصولاً در اجتماعات اختلاف به وجود می‌آید. خداوند این توفیق را داده است که بانی خیر روستا هستم و مردم اختلافات خود را نزد من می‌آورند و به آن‌ها در حد توان رسیدگی می‌کنم. تلاشم حل اختلاف و ایجاد صلح میان اهالی است.»

۱۱ فرزندم را در راه تبلیغ از دست دادم
زندگی ما انسان‌ها شبیه به هم نیست؛ چون ظرفیت وجودی ما آدم‌ها یکسان نیست، برخی از ما سخت امتحان می‌شویم و برخی راحت‌تر. از انبیاء خدا گرفته تا ما انسان‌های هزاره سوم برای ثبات عبودیت‌مان امتحان می‌شویم. این بخش پایانی صحبت حجت‌الاسلام امیری که شاید اوج قصه‌ خود را هرچند سربسته حکایت کرد و بیشتر هم مجال کنکاش نداد. او می‌گوید: «تبلیغ دین خدا و سختی جابجایی و سکونت در مناطق مختلف، موجب سقط ۱۰ فرزندم شد و یک پسر دو ساله‌ام هم در این مسیر از دنیا رفت، اما این باعث نشد در این مسیر تبلیغ دین خدا دلسرد و ناامید شوم و کم بیاورم. راه را ادامه دادم تا از این امتحان عبور کنم. حالا خداوند دو فرزند دختر به من هدیه داده است که نعمت‌های الهی زندگی‌ام هستند.»
کد مطلب: 453048